خاطره (نسخه قدیمی)

قرائت آخرين زيارت عاشورا

فرزندم مريض بود و پيش خدا رفت، حالا چه علتى دارد كه من از بچه

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۳۶

جشن آش پزان عراقي ها

در كارهايي از قبيل جاده سازي و حمل مهمات شركت داشتم . آن موقع

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۳۵

به كوله پشتي ام برس !

مي خواستم گوشش را بگيرم و از قايق پرتش كنم بيرون كه بلند شد و

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۳۲

درخواست اذان هنگام شهادت

سرش را روى زمين گذاشت. روى يك بلندى رفت. شروع به اذان گفتن كرد

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۳۱

آخرين وداع

بچه ها قبل از ورود ما مين هاي منطقه را خنثي كرده بودند . همه تجهيزات آماده بود و فكر مي

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۲۸

يك ربع به شهادت

با بچه ها رفتيم داخل اتاقي كه جانماز پهن بود . ديديم يك بمب خوشه اي درست در نقطه اي كه من

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۲۵

منتظر

نمي خواستم باور كنم . بغضم را قورت دادم و توي دلم داد زدم :

۱۳۹۳-۴-۱۳ ۱۶:۲۳

وقتی کانال والمری به خون رنگین شد

بالاخره حسین با هر مشقتی که بود با کمک برادرش حسن خود را به

۱۳۹۳-۴-۱۲ ۱۶:۰۰

نگاه مقدس

موقع خداحافظى، خيلى خوشحال بود. به او گفتم مواظب خودت باش و او

۱۳۹۳-۴-۱۲ ۰۹:۰۲

درخواست شهید باقری از امام رضا (علیه السلام)

شهید حسن باقری با نام واقعی غلامحسین افشردی، جوان‌ترین

۱۳۹۳-۴-۱۲ ۰۸:۵۴