خاطره (نسخه قدیمی)

عکس یادگاری اجباری

یکی از نگهبانان بعثی، سربازی به نام«محمد» که بچه ها به

۱۳۹۵-۲-۱۲ ۱۶:۴۰

لذت بخش ترین پیاده روی دنیا

آن موقع ۱۵ سالم بود ولی الان که ۴۳ سال دارم هم هنوز علت حجم زیاد سیم های خاردار را نمی دانم مگر

۱۳۹۵-۲-۱۲ ۱۶:۲۰

روایت دلتنگی‌های همسر یک شهيد مدافع حرم

شهيد «روح‌الله‌ قرباني» متولد محله «هفت

۱۳۹۵-۲-۱۱ ۱۳:۲۰

دندانپزشکی با پرز پتو و سیگار!

بالاخره با دهانی خون آلود و لثه و دندان های شکسته برمان گرداندند به

۱۳۹۵-۲-۱۰ ۱۵:۲۶

لودری که آمبولانس مجروحین شد!

شلمچه بودیم. گلوله صاف اومد رو آمبولانس و تیکه تیکه اش کرد. اسماعیل

۱۳۹۵-۲-۱۰ ۱۵:۲۴

لذت بخش ترین پیاده روی دنیا!

پیاده روی از کنار سیم های خاردار عادت روزانه مون شده بود . صبح ها بعد از آزادباش انگار یه نیرویی

۱۳۹۵-۲-۷ ۱۲:۵۸

گردان بلالی با نیروهایی از اهواز تا عراق و افغانستان

گردان بلالی پیش از شروع جنگ توسط گروهی از پاسداران اهوازی، شوشتری و

۱۳۹۵-۲-۵ ۱۴:۴۴

«روحانی کُرد» در اسارت کومله ها

غروب به دهی بسیار بزرگ و پر جمعیت با طبیعتی زیبا به نام قلعه رشه رسیدیم. همه ی ما را به مسجد

۱۳۹۵-۲-۴ ۱۴:۲۱

خوشحالی بعثی ها از اسارت «ژنرال های زن ایرانی»

فکر می کردند یکی از مهره های مهم نظامی ایران را به دام انداخته اند.

۱۳۹۵-۲-۲ ۱۵:۰۱

شرمم آمد با رفتنش مخالفت کنم

پدر شهید مدافع حرم: کنگره بزرگداشت شهدای مدافع حرم بود، گفت بابا

۱۳۹۵-۱-۲۹ ۱۶:۵۷