همان دم به یاد نوحه خوان افتادم و سراغش رفتم. کمی به حال آمده و دو زانو روی زمین خم شده بود. گویی
شریبی، پاسدار بازنشسته خرمشهری است که در مقاومت خرمشهر و جبهه&zwnj
اما گرمای سرزمین بین النهرین، با این حرفها خنک نمی شود. فشار برای
در میان برادران اسیر بودند افرادی که گاهی حقوق ماهیانه ی خود را به این رشوه گیران عراقی می دادند
پژمان اورنگ پسر ارشد شهید سردار ستار اورنگ است که خود نیز ملبس به
یکی از جانبازان دوران دفاع مقدس به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روز جانباز، خاطره&zwnj
ما را به اردوگاه موصل بردند و از میان راهرویی متشکل از سربازان کلاه
زمان به سرعت میگذرد. لحظاتی بعد، با رسیدن دو قطار به طور
بچه های کردستان هم که همیشه در حال آواز خوانی و پایکوبی بودند و وقتی
دلم برای تک تک شما تنگ شده است. اما دلم برای یکی دیگر خیلی تنگ شده.