طبق برنامه ای که داشتم، برای هرکاری مسؤول تأیین کرده بودم. مسؤول
عراقی ها با پیشنهاد او موافقت کردند و او از آن به بعد در سلول
به طرف آن درخت رفتیم. قبرهای سربازان ایرانی را مشاهده کردیم. نزدیک
"شهید ناظری یک شخصیت فوق العاده کاریزما داشت. خصوصیاتی خاص که
تابستان ها هندوانه می دادند. زیاد نبود. چندتا دانه برای هزار نفر جمعیت. به هر کس یک تکه ی کوچک هم
وحشت تمام وجودم را فرا گرفت. در طول هفته ی گذشته، هر وقت می خواستم.
رضا افسر ارتشی که اهل زاهدان بود هم آنجا بود. ترکش مختصری به دماغش خورده بود. ابراهیم، همان اسیری
منصور شوشتری، جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس است که به گفته خود در
برای ارتباط با اردوگاه های دیگر و پخش اخبار در سطح قاطع ها ما از
سارقی که زندگی اش با صحبت ها و نصیحت های شهید مدافع حرم سید مجتبی