مصیبت «هندوانه خوری» در اسارت!
تابستان ها هندوانه می دادند. زیاد نبود. چندتا دانه برای هزار نفر جمعیت. به هر کس یک تکه ی کوچک هم نمی رسید...
به گزارش تا شهدا؛ تابستان ها هندوانه می دادند. زیاد نبود. چندتا دانه برای هزار نفر جمعیت. به هر کس یک تکه ی کوچک هم نمی رسید.
قرار شد با هنداونه ها کار بهتری کنیم. آن ها را می تراشیدیم و با آب و شکر، شربت از آن درست می کردیم. این طوری به هر کس یک لیوان می رسید. پوستش را هم ریز ریز خرد می کردیم و با شکر از آن مربا درست می کردیم.
کتاب دوره ی درهای بسته به روایت اسیر شماره ی ۳۰۷۹، غلامعباس محمد حسنی
ثبت دیدگاه