خاطره (نسخه قدیمی)

دوست‌ترین دشمن

طرف مقابل همچنان داشت تیراندازی می‌کرد. روی شانه خاکی جاده سنگر

۱۳۹۵-۸-۹ ۱۸:۱۹

پادگانی که نامش در میان آسمانی‌ها مشهورتر از زمینی‌هاست

پادگان ابوذر مظلوم و غریب است؛ این پادگان که نامش در میان آسمان

۱۳۹۵-۸-۸ ۲۲:۰۳

نمازی بدون وضو، حین درگیری و با بدنی آغشته به خاک و خون خواندیم

مجروحان در میانه راه از چفیه‌هایی که برای تشخیص معبر قرار داده

۱۳۹۵-۸-۸ ۰۲:۳۲

حکایت راننده‌ای که راضی نمی‌شد مهمات را منتقل کند

من با تویوتا و ایشان با کمپرسی از جاده دشت پنجوین مهمات را زیر

۱۳۹۵-۸-۵ ۱۹:۳۵

نگاهي به سقوط خرمشهر در غروب 4 آبان

غالباً وقتي حرف از خرمشهر به ميان مي‌آيد، ناخودآگاه به ياد سوم

۱۳۹۵-۸-۵ ۰۰:۰۹

روایت حاج قاسم سلیمانی از شناسایی مواضع دشمن

نگاه کردم دیدم منصور جمشیدی روی مین رفته و پایش قطع شده دیگر چاره

۱۳۹۵-۸-۴ ۱۷:۲۴

تکرار واقعه کربلا در عملیات والفجر 4

«یاور اسمعیل‌نژاد» با مرور خاطرات عملیات والفجر 4

۱۳۹۵-۸-۴ ۱۶:۴۵

ﺍﺧﻮﯼ ﺑﻔﺮﻣﺎ ﻋﻄﺮ ﺑﺰﻥ ، ﺛﻮﺍﺏ ﺩﺍﺭﻩ

رزمندگان و بسیجی ها که در جبهه حضور داشتند علاوه بر ایمان و خلوص و

۱۳۹۵-۸-۲ ۲۱:۰۲

درحال و هوای نوشته‌ها و خاطرات «حمید داودآبادی»

چرا در کتاب‌های درسی ادبیات فارسی مقاطع مختلف تحصیلی نامی از

۱۳۹۵-۸-۲ ۱۲:۳۷

شاید صلوات های پدر و شرط مادرم مانع شهادتم شد

یکی از فرماندهان ابرکوهی دوران دفاع مقدس گفت: جنگ سوریه ادامه جنگ

۱۳۹۵-۸-۲ ۰۲:۰۰