خاطره (نسخه قدیمی)

تلخ‌ترین حادثه جنگ به روایت یک زن

بعد از سقوط شهرخواهران رفته بودند ماهشهر اما من همچنان در خرمشهر

۱۳۹۵-۸-۱ ۱۶:۲۶

جمع‌آوری خاطرات ۲۰ فرمانده از لرستان

معاون پژوهشی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان از

۱۳۹۵-۸-۱ ۱۴:۵۶

پلی که مانع سقوط خوزستان شد

حملات سنگین هربار شدیدتر از بار قبل ادامه می‌یابد، اما هر بار این دشمن است که ناکام می&zwnj

۱۳۹۵-۸-۱ ۱۳:۲۳

نماز شب با طعم طالبی

اوایل سال 65 در پایگاهی بنام شهید شاكری كه در حاشیه ی رود كارون

۱۳۹۵-۷-۲۹ ۱۴:۵۱

تکلیف خاطرات جنگ کردستان چه می‌شود؟

پرسش‌های بی‌پاسخ متعددی در خاطره‌نویسی دفاع مقدس باقی

۱۳۹۵-۷-۲۶ ۲۱:۵۳

یک دستم اسلحه و دست دیگرم کوزه آب بود

در جبهه هم روی یک دوشم اسلحه و روی دوش دیگرم کوزه آب بود، وقتی هم

۱۳۹۵-۷-۲۵ ۱۳:۴۶

طبابت در برف 12 متری

گاهی زمستان‌ها در برفی به ارتفاع 12 متر گیر می‌کردیم. در

۱۳۹۵-۷-۲۴ ۱۳:۵۰

ترکش‌های خمپاره شصت، مهمان همیشگی من است

«مأموریت‌ها همواره برایم خیلی مهم بود و از عمق جانم و با

۱۳۹۵-۷-۲۴ ۱۲:۵۰

ساعتی با یک تکاور ارتش در خرمشهر 59

ما تکاوران نیروی دریایی هستیم. دوره‌های ویژه‌ای دیده&zwnj

۱۳۹۵-۷-۲۰ ۱۵:۲۵

مادرانه‌هایی از ۳۳ سال گمنامی شهید ۱۸ ساله

وقتی جوان ۱۸ ساله او برای آخرین خداحافظی با مادرش سخن می‌گفت،

۱۳۹۵-۷-۱۹ ۱۳:۳۸