خاطره (نسخه قدیمی)

سرنوشت به هم گره خورده سه یار ارتشی

به هاشمی‌نسب گفتم اگر دشمن حمله کند با این تعداد کم نیروها چه کار
۱۳۹۴-۵-۲۵ ۰۸:۵۳

وقف یک باب مغازه برای روایتگری دفاع مقدس

علیرضا دلبریان راوی دفاع مقدس بخش مهمی از دارایی خود را وقف روایت دفاع مقدس و ترویج فرهنگ جهاد و
۱۳۹۴-۵-۲۵ ۰۸:۳۴

اگر کسی شکایت کند، با بلدوزر زنده به گورش می کنم!

بنی هاشمی، مسئول اردوگاه و اسماعیل قلیچ معاونش شد. یک روز سرباز عراقی سراغ مسئول اردوگاه آمد و
۱۳۹۴-۵-۲۴ ۲۰:۰۵

خاطره بازیگر جانباز از شهیدی که روز شهادتش را خبر داده بود

این بازیگر روایت می‌کند: «در تابوت را باز کردم. یک کیسه خاکستر بود
۱۳۹۴-۵-۲۴ ۱۶:۱۴

همیشه راضی به رضای خدا

در تمام مدت بیماری، یک بار هم ندیدم نا شکری کند. همیشه راضی به
۱۳۹۴-۵-۲۲ ۱۰:۳۶

احترام به سادات /شهید نصر اصفهانی

جعفر آقا علاقه ی
۱۳۹۴-۵-۲۲ ۰۹:۵۴

خاطرات دکتر پورابراهیمی از عملیات کربلای 4

لشکر 41 ثارالله از لشکرهای مهم در این عملیات بود /گردان 418 از
۱۳۹۴-۵-۲۱ ۱۹:۴۲

صحبت هایت را ادامه نده مادر...!

یکبار مادر این
۱۳۹۴-۵-۲۱ ۰۹:۳۸

روضه‌ای که شهید بابایی قبل از شهادت زمزمه کرد

کارگردان سریال شوق پرواز گفت: ابتدا وقتی که خواستم وارد خانه شوم به زبان ترکی به مادر عباس گفتم
۱۳۹۴-۵-۱۸ ۲۰:۵۱

چرا ابوترابی دلش نمی خواست به ایران برگردد؟

سید علی اکبر ابوترابی را میان اسرای دیگری از اردوگاه های مختلف
۱۳۹۴-۵-۱۶ ۱۶:۵۴