می خواستم فرمانده ام را بکشم

سال 1360 منافقین به منظور از بین بردن نیروهای برجسته و فرماندهان جنگ طرح نفوذ در بدنه نیروهای مسلح را می ریزند . در اسدآباد همدان برای ترور سردار شهید علیرضا خزایی فرمانده سپاه ، (م-ک) دانش آموز سوم دبیرستان از هواداران سازمان مجاهدین خلق عضو بسیج می شود تا در فرصت مناسب نقشه خود را عملی کند .

به گزارش تا شهدا؛ سال 1360 منافقین به منظور از بین بردن نیروهای برجسته و فرماندهان جنگ طرح نفوذ در بدنه نیروهای مسلح را می ریزند . در اسدآباد همدان برای ترور سردار شهید علیرضا خزایی فرمانده سپاه ، (م-ک) دانش آموز سوم دبیرستان از هواداران سازمان مجاهدین خلق عضو بسیج می شود تا در فرصت مناسب نقشه خود را عملی کند .

 

سال 1360 منافقین به منظور از بین بردن نیروهای برجسته و فرماندهان جنگ طرح نفوذ در بدنه نیروهای مسلح را می ریزند . در اسدآباد همدان برای ترور سردار شهید علیرضا خزایی فرمانده سپاه ، (م-ک) دانش آموز سوم دبیرستان از هواداران سازمان مجاهدین خلق عضو بسیج می شود تا در فرصت مناسب نقشه خود را عملی کند . او آموزش تکمیلی را می بیند و عازم جبهه مریوان می شود . شهید علیرضا خزایی هم همراه با گروه به مریوان می‌رود ولی شهید محمود شهبازی فرمانده سپاه همدان با ماندن خزایی (علیرغم درخواست‌های مکرر حاج احمد متوسلیان) مخالفت می‌کند . علیرضا خزایی از مریوان برمی‌گردد و به جبهه سرپل ذهاب می رود . م – ک در جبهه مریوان متحول می شود و عامل تحول او شهادت حدود 10 نفر از مجموع 22 دوست دانش آموزی بوده که با هم اعزام می شوند . او همانجا توبه می کند و ماجرا را به یکی از همشهریان خود که مسئول بسیج شهرستان بوده بازگو می کند .


قرار بر این بوده که وقتی از جبهه مریوان برگشتند طلب حلالیت از فرمانده سپاه (علیرضا خزایی) بکنند . غافل از این که علیرضا در جبهه سرپل ذهاب به شهادت رسیده است.

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.