خاطره (نسخه قدیمی)

سخت ترین لحظات جنگ به روایت سرلشکر سلیمانی

 سخت ترین لحظه ها برای کسانی که مسئولیتی در جنگ داشتند، لحظه ای بود که هم‌رزمان یا دوستان
۱۳۹۶-۱-۵ ۱۹:۳۹

به چه حقی خرمای مرغوب به سنگر فرماندهی آوردی

شهید احمد آقا عبدالهی به نیروی تدارکات گفت: به چه حقی به خودت اجازه داده‌ای که خرمای مرغوب را
۱۳۹۶-۱-۵ ۱۱:۴۰

شوق شهادت در اولین شاعر شهید

 شهید ارسلان اولین شاعر شهید صاحب اثر دفاع مقدس، در اشعار خود بیشتر به انتقاد از اوضاع سیاسی و
۱۳۹۶-۱-۵ ۰۴:۱۸

مهمترین عملیات سرلشکر سلیمانی به روایت خودش

در روزهای اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هرکاری می دانستم، اما در اولین حمله ای که انجام
۱۳۹۶-۱-۴ ۲۳:۴۲

امام حسین ع از من خواست به جبهه برگردم

وقتی خبر شهادتش را به او دادیم، لبخند ملیحی بر لبش نشست و با آرامش کامل گفت «همین الان آقا و
۱۳۹۶-۱-۲ ۱۳:۲۹

نوروز در جبهه ها چه خبر بود

خاطرات حمید داوود آبادی، یکی از رزمندگان سال های جنگ تحمیلی که امروز در عرصه ادبیات و هنر دستی دارد،
۱۳۹۵-۱۲-۳۰ ۲۰:۲۴

بابام را می خوام

حالا دیگرهر کاری را که می‌خواهد انجام دهد اول از پدرش اجازه می‌گیرد. جلوی قاب عکسش می&zwnj
۱۳۹۵-۱۲-۲۹ ۱۱:۵۸

تصمیم گرفتم در جبهه بمانم تا شهید شوم

حسین پس از عزیمت مجدد به منطقه بانه، فرماندهی یک گروهان را در گردان حمزه سید الشهدا به عهده گرفت،
۱۳۹۵-۱۲-۲۸ ۲۰:۱۶

حکایت دمپایی پا کردن سید حسن و خنده شهید پاریاب

سید حسن می گوید: با همان دمپایی دنبالش به راه افتادم و رفتم و گمان می کردم همان دور خاکریز می خواهد
۱۳۹۵-۱۲-۲۸ ۱۳:۴۸

هلما 5 ساله هنوز چشم انتظار پدر آتش نشانش است

 آفتاب تازه طلوع کرده بود مثل همیشه آماده شد تا راهی محل کارش شود، اما این رفتن انگار با همیشه
۱۳۹۵-۱۲-۲۸ ۱۱:۱۷