خاطره (نسخه قدیمی)

شهیدی که محل شهادتش به پدرش الهام شده بود

پدر شهید رضا فیض‌آبادی تعریف کرد: قبل از اینکه پسرم به جبهه برود، محل شهادتش به من الهام شده
۱۳۹۷-۵-۱۸ ۲۲:۳۳

یک خاطره خواندنی از همسر شهید جهادگر/ آخرین روزهای امین

روز سوم مرداد طبق قرار‌های قبلی به سه‌شنبه‌های مهدوی رفتیم. در راه برگشت امین آقا به
۱۳۹۷-۵-۱۸ ۱۶:۰۰

دو نفری که هیچ‌کس مدیونشان نیست

دو جسد هم روی سیم‌خاردارها دیده می‌شد. سریع بچه‌ها را صدا زده، مسیر را برای بازگشت
۱۳۹۷-۵-۱۶ ۰۴:۳۴

نبرد جانانه ای که در عملیات مرصاد رقم خورد

«علی رمضانی» گفت: بچه ها جانانه در یک نبرد تن به تن و با اهداء چند شهید، منافقین را
۱۳۹۷-۵-۱۰ ۰۴:۱۲

سه روایت از شهادت یک فرمانده

کمی که جلوتر رفتیم با چند نفر دیگر مواجه شدیم که متوجه شدیم عراقی‌ها هستند و سریع دور زدیم که
۱۳۹۷-۵-۹ ۰۳:۵۴

وقتی یک امداگر زن محافظ فرمانده می‌شود

نماینده امام (ره) در سپاه خوزستان به اتفاق محافظانش، مسلح برای خواستگاری به خانه ما آمدند. مادرم
۱۳۹۷-۵-۸ ۰۳:۵۸

یک دستور جنگی برای تخریب‌چیان

حاج امیر یشلاقی پرسید: «می‌خواهی اینجا جهنم درست کنی.» او هم خندید و گفت: «
۱۳۹۷-۵-۶ ۲۳:۳۵

فریاد‌های دَخیل دَخیل عراقی‌ها در عملیات رمضان

میدان مین باز و خط دشمن شکسته شد و سایر نیرو‌ها با استفاده از این فرصت پیشروی کرده و وارد مواضع
۱۳۹۷-۵-۶ ۱۵:۲۱

ناگفته‌هایی از روزهای پایانی جنگ

محمد سادگی با بیان خاطره‌ای از روزهای پایانی جنگ تحمیلی گفت: یک سرباز عراقی به سمت اسرا آمد و
۱۳۹۷-۵-۳ ۲۳:۳۵

حکایت روزهایی که آقای نویسنده حوری نمی‌خواست

منم می دونم مشکلی نداره. ولی واسه رسیدن به حوری باید برم توی دل آتیش و تیکه تیکه بشم. ولی برای رسیدن
۱۳۹۷-۵-۳ ۰۲:۰۷