صفجه نخست
سرویس ها
درباره ما
تماس با ما
رفتن به محتوای اصلی
|
سه شنبه، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
پایگاه اطلاع رسانی خبری
صفجه نخست
سرویس ها
درباره ما
تماس با ما
تا شهدا
خاطره (نسخه قدیمی)
راستی ابوالفضل! از «حورٌ عين» چه خبر؟
سوره «واقعه» را میخواندیم، تا میرسیدیم به: «
۱۳۹۸-۳-۱۹ ۱۵:۲۸
افسر عراقی دست و صورت ابوترابی را بوسید!
آزاده دوران دفاع مقدس گفت: حاج آقا ابوترابی بزرگترین نعمت اسرا در اسارت بود که با اخلاق حسنه خود
۱۳۹۸-۳-۱۹ ۱۵:۲۱
شاهد شهادت دوستانم ازامالرصاص تا خانطومان بودم
سیدجواد گفت: آقای معصومیان ۲۴ هزار لیر پول داخل کولهپشتیام است مال بیتالمال است.
۱۳۹۸-۳-۱۹ ۱۴:۲۳
مجازات «غیبت» در جبهه به روایت داوودآبادی
حسن با گردان عمار آمده بود. با هم داخل سنگر نشستیم و به ذکر خیر دوستان. در آن میان از دهنم پرید:
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۶:۳۴
برپایی نمایشگاه کتاب به دور از چشم ساواک
فاطمه سادات قاضی دزفولی گفت: زندگی مردم دزفول به روال عادی میگذشت. وقتی در بازار رد می&zwnj
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۵:۲۳
سردار شهید پیشبهار را بهتر بشناسیم
حسن به من گفت: «تمام نقشهها و کالکها را بردار با ما باید به اهواز بیایی.» من
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۵:۱۲
داستان تلاش یک روستایی برای رسیدن به پیکر برادر شهیدش
وی درباره روز ۱۵ خرداد ۴۲ اینگونه بیان کرد: همه چیز از دستگیری امام خمینی (ره) آغاز شد، وقتی
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۳:۴۷
حاجعباس نماینده جامعه ایران در دهه ۶۰ است
اوج تحول و رهایی ایشان در شهادت پسرش اتفاق میافتد. کسی که آنقدر سختش بوده و به خاطر
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۳:۳۲
احداث جاده خاکی روی آب
مهمترین مأموریتی که به ما داده شد این بود که وقتی رزمندهها در شلمچه به پیروزی رسیدند، جاده
۱۳۹۸-۳-۱۸ ۱۳:۲۹
برپایی هیئت در قطار به رسم مسافران بهشتی
در بین خاطرات رزمندهها از جبهه، خاطره سفر با قطار برای رفتن به اهواز و مناطق عملیاتی جنوب از
۱۳۹۸-۳-۱۳ ۱۶:۲۳
Pagination
Previous page
‹‹
Page 27
Next page
››