دیشب داشتم گوش می کردم. یکدفعه مجری رادیو عراق که فارسی حرف می
اولا باید وضو داشته باشید، ثانیا رو به قبله و آهسته بنحوی که
دستش را به طرف آسمان گرفت و خیلی جدی گفت: «خدایا مار و
به حاجی گفتم:«خانواده من تیپ خاص خودشون رو دارند.
شاید تاکنون هر مطلبی در رابطه با عملیات مرصاد خوانده اید دلتان را به
آن روز مادر خوشحال و خندان براي اين كه دختر را ببيند و از او
يك مرتبه از كمپ فرماندهي يك عالمه قلچماق ريختند و
در اين نامه آمده است: باباجان من و سوده دلمان برايت تنگ شده
نماينده آمريکا واقعآ قيافه اش ديدني بود .اصلآ فکر نمي کرد اين
در آن روزها حاج محمود غفاري براي توپخانه ما يک ديده بان توانا