وقتی توجه کرد دید یک شعله آتش عظیمی بالای سرش تشکیل شده است.
خاطره دیدار دکتر ربانی استاد فعلی دانشگاه علوم پزشکی تهران و
برای تمرین تیراندازی کمی از بچهها فاصله گرفتیم. با هم
پزشکان به این نتیجه رسیدند که راهی جز قطع پاها وجود ندارد. دست
محسن رضایی روایت میکند: من مسئله انتخاب فرماندهی تیپ را
از پشت سر صدای رگبار بلند شد. نگاه کردم. چیزی دیده نمیشد
بعد از ساعتها حرکت به محل مورد نظر رسیدیم. بچهها
پس از عبور موفقیتآمیز غواصان از رود خروشان اروند، یگان
صبح از خانه بیرون زدم. اولین ۲۷ دی ماهی است که در طول زندگی ام
اما پیر مراد جمع گفت: باید تازه نفسا برن به جنگ، قرعه به نام