روزی از یکی از آنها که مسئولیت بهداری را داشت، پرسیدم: هل عرف آیت الله خمینی؟ (آیا امام خمینی را
دلم خوش بود که در مقر دشمن فریضه امر به معروف و نهی از منکر را
راکت هواپیما خیلی زمین را گود کرده بود و رضا با دست بالای درخت&zwnj
این جواب ظریفی بود که خداوند در دل همه آزادگان قرار می داد که در این
یادم هست طوری شد که پاهای او کاملا در آتش سوخت و بوی گوشت پخته در
متأسفانه در اتاق عمل نتوانسته بودند گلوله را از پایش بیرون بیاورند.
یک آزاده و جانباز دفاع مقدس میگوید: در زندانهای رژیم
بالاخره صلیب سرخ آمد و همین که چشم شان به کیانپور افتاد برق از چشمان
روزه گرفتن ما اکثر سربازان عراقی را که به هر نحو آنها را از توجه به
یکی از رزمندگان ۸سال دفاع مقدس، حال و هوای شبهای قدر در جبهه