خدایا! این رزمندگان با خونشان اسلام را حفظ میکنند
تا شهدا؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.
میخواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستارهها، شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».
تبرک لحظاتمان با شهید حسین نامداری:
بسمه تعالی
سلام بر امام زمان(عج) و سلام و درود بر نایب بر حقش امام خمینی و سلام بر خانواده عزیزم.
پدر و مادر و برادرانم و خواهرانم بعد از شهادت من هرگز برای من ناراحت نشوید زیرا من به خواست خودم به جبهه رفتم و میخواهم با دشمنان اسلام بجنگم.
مادر و خواهرانم به شما سفارش میکنم که همیشه حجابتان را حفظ کنید و بعد از شهادت من گریه نکنید. مادرجان مرا حلال کن. من دوستت دارم و عاشق تو بودم اما چه کنم که اسلام در خطر است و من برای دفاع از اسلام به جبهه آمدهام.
برادرانم سفارش میکنم که راه مرا ادامه دهید و برای امام دعا کنید و یاور او باشید.
خدایا ما رزمندگان راه تو میکوشیم تا اسلام را به ثمر برسانیم و صدام و صدامیان را با خون خود به نابودی و هلاکت برسانیم؛ ما همگی صدام را به سزای اعمالش میرسانیم تا سزای کار خود را ببیند. صدام کافر باید همه خرابی را جبران کند و خودش را تسلیم نماید و نوکران آمریکایی او هم باید از کار خود دست بردارند.
ثبت دیدگاه