شهیدی که روز تولدش درخشان ترین تاریخ ایران شد
تا شهدا؛ شهید احمد کریمیزاده در 22 بهمنماه (سال 1340) که بعدها به عنوان یکی از بزرگترین روزهای تاریخ این کشور ثبت شد، پا به عرصه وجود گذاشت. در دوران کودکی به بازیهای کودکانه علاقه چندانی نشان نمیداد و بیشتر سعی میکرد بعد از مدرسه تا میتواند به خانواده در امر کشاورزی و دامداری کمک کند.
احمد بسیاری از اوقات خود را صرف درس خواندن میکرد از همان کودکی تعصب خاصی روی دین و مذهب و مردم جامعه خود داشت و سعی میکرد از هر راهی که میتواند به مردم، دین و مذهب خود کمک کند.
حدود چهار کلاس بیشتر درس نخوانده بود که پدرش بنا به فرهنگی که تقریباً در قدیم در این منطقه رواج داشت او را از رفتن به مدرسه منع کرد و او نیز از همان موقع در امر کشاورزی و دامداری مشغول خدمت به خانواده شد و از آن زمان تا دوران سربازی خود به شغل شریف چوپانی که اکثر انبیاء الهی نیز آن را تجربه کردهاند مشغول بود.
زمانی که احمد به خدمت مقدس سربازی اعزام شد بعد از حدود هشت ماه برای دیدار خانواده به روستای خود برگشت. او 10 روز مرخصی داشت اما بیشتر از دو روز نتوانست دوام بیاورد و اصرار خانواده هم نتوانست مانع زود برگشتن او بشود.
وقتی هم که دلیل اصرارهای احمد را برای بازگشت زود هنگام سؤال کردند او در جواب گفت اگر شما هم آنچه من آنجا دیدم میدیدید (یعنی میدیدید که چطور این بعثیها به جان و ناموس مردم تجاوز میکنند و به هیچکس رحم نمیکنند) اکنون با من به جبهه میآمدید نه اینکه مرا از زودتر رفتن منع کنید.
بنا به گفته همرزمان و برادرش او همیشه میگفت که ما پیروز هستیم، چون امام فرمودهاند: اگر که بکشید پیروز هستید و اگر هم کشته شوید باز هم پیروز هستید و ما هم بنا به گفته امام خود تا جان در بدن داریم میجنگیم تا اسلام به پیروزی کامل دست یابد.
قانع بودن یکی از خصوصیات بارز اخلاقی احمد بود بهطوریکه بنا به گفته خواهر شهید هیچگاه سر سفره بهانهگیر نبود، اکثر اوقات به نان و پنیر و یا ماست قناعت کرده و این غذاهای ساده از غذاهای مورد علاقهاش بود و برعکس سایر اعضای خانواده هیچگاه از غذا و نوع پخت آن ایراد نمیگرفت.
چند سال قبل از مکلف شدن، نماز و روزههایش ترک نمیشد و بعضی روزها خانواده به دلیل ضعف جسمانی او را برای سحری بیدار نمیکردند تا مانع روزه گرفتن او شوند؛ اما او در روزهای گرم تابستان و در بیابان بدون سحری روزه میگرفت و به نوعی خانواده را مجبور میکرد تا او را همیشه به هر طریقی که هست برای سحر بیدار کنند.
از دیگر خصوصیات بارز وی اخلاق خوبش با مردم و خانواده بود. او همیشه لبخند بر لب داشت و در برخورد با افراد همیشه سعی میکرد تا طرف مقابل را با حرفی شاد و خندان کند.
احمد 19 ساله سرانجام بعدازاینکه از اولین مرخصیاش عازم جبهه منطقه اهواز شد در تاریخ 2 اسفندماه سال 1359 در منطقه نورد اهواز به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه