اجازه ندهید دنیا شما را گول بزند
تا شهدا؛ ستواندوم شهید «قدرت الله گلبری» در هنگام رزم با دشمن بعثی در منطقه عملیاتی «اشنویه – لولان» در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به شهادت رسید.
در بخشی از وصیت نامه این شهید آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بار الها! با چه زبانى تو را سپاس گویم، ناتوانم و با چه توانایى در وصف عشق به تو سخنى بگویم که نادانم. با درود به رهبر کبیر انقلاب خون رنگمان خمینى عزیز و با سلام بر رزمندگان اسلام به امید دیدار شهیدان انقلاب اسلامیمان با شهداى کربلا و با سلام به حضور شما پدر عزیز و گرامى که زحمات زیادى به پاى این حقیر تحمل نمودى و به شما مادر ارجمند که با شیره جانتان مرا پروراندید و شما برادرم که ادامه دهنده راهم هستید و خواهران عزیزم که مادران فرداى میهنمان خواهید بود و با سلام بر تمام اهل فامیل، دوستان و آشنایان به خصوص همسایگان پر مهر و محبتمان.
بارى؛ پدربزرگ عزیزم! من امروز دیگر در بین شما نیستم که بتوانم حداقل گوشه اى از زحمات شما را جبران نمایم و از این بابت شرمنده وجود شریفتان هستم امیدوارم که حلالیت مرا بپذیرى و براى آمرزش روحم به درگاه خداوند بزرگ دعا و نیایش کنى و شما مادر که همیشه دوست داشته ام از من راضى و خشنود باشید، به امید این گونه مردن مرا حلال نمایید و شیرتان را که از آن جان گرفته ام حلالم کنید هر چند مجالى نبود تا جبران نمایم و شما برادر و خواهران عزیز و گرامى مرا حلال کنید.
از من به شما نصیحت که متقى باشید و در راه خدا قدم بردارید و هیچگاه اجازه ندهید که دنیا شما را گول بزند که فریب زرق و برق دنیا جبران ناپذیر است و شما برادرم فکرتان را با مطالعه و تحقیق پرورش دهید و نسبت به پدر و مادر مهربان باشید. پدر عزیزم از طرف من به مالک بگویید که همیشه دوستش داشتم و به پاس احترام فاطمه زهرا (س) از او مى خواهم در خانه مهربان تر باشد و رضا را که کمى بیشتر به امور دینى خود مشغول باشد و از خواندن نماز غافل نشود و دایى گرامى و زن دایى که حلالم کنند و براى آمرزش روحم به درگاه باریتعالى دعا نمایند.
در خاتمه به دوستان و همرزمان که اگر بدى از من دیده اند حلالم کنند و شما پدر عزیزم آگاه باشید که بدهکارى و بستانکارى به هیچ وجه ندارم و از بابت وسایل شخصى و کتاب ها در اختیار حجت که هر جور مى خواهد استفاده نماید.
بارى؛ هرچند صحبت زیاد است، ولى چون در لحظه وداع زبان قادر به حرف زدن نیست و فقط احساس مى ماند و بس، دیگر چیزى اضافه نمى کنم و فقط از خدا مى خواهم که مرا هم اگر لیاقت داشتم در زمره شهدا قرار دهد.
ثبت دیدگاه