شهید تند گویان به روایت خواهر نامی به بلندای ایثار و استقامت

جواد قبل از انقلاب همیشه در آرزوی دیدار امام بود. او از همان زمان مقلد و پیرو خط امام بود و همیشه رساله امام را در خانه حفظ و نگهداری می‌کرد.  

تا شهدا؛ پس از انقلاب احساس رسالت و مسئولیت بیشتری می‌کرد و هر زمان که به او نیاز بود با تعهدی که داشت برای خدمت حاضر می‌شد، در فاصله زندان اول و دوم با داشتن سه فرزند هشت بار اسباب کشی کرد، اثاثیه محقر او در یک وانت جمع می‌شد و هر جا اعلام نیاز می‌شد احساس تعهد و مسئولیت می‌کرد. دیدگاه او نسبت به مدیریت، بنابر گزارشی که از ژاپن تهیه کرده بود، این بود که مدیریت‌ها درکشور ژاپن به شکل عادی است و میزها با دیگر کارکنان یکسان است. اما مدیریت درایران تفاوت‌های زیادی با سایر کشورها دارد وقتی فردی در ایران در جایگاه مدیریت قرار می‌گیرد اتاق‌ها و میزها بزرگتر شده و سالن‌های کنفرانس وسیع‌تر و این باعث فاصله بین مردم و قشر کارگر با مدیران شده و این فاصله روزبه‌روز بیشتر می‌شود و انزجار دو طرفه افزایش می‌یابد. وقتی در جمع کارگران قرار می‌گرفت، دستور از طرف کارگران بود و زمانی که در جمع مدیران بود صداقت او مدیران را به احترام وادار می‌کرد به‌عنوان نماینده کارگران و حل مشکلات آنان، او را بپذیرند. سعی می‌کرد در هر دو راستا حرکت کند. در مدیریت شرکت پارس توشیبا هم، چنین عملکردی داشت.
وقتی  مسئولیت مناطق نفتخیز را برعهده گرفت باز به همین شکل عمل کرد. زمانی که درآبادان حادثه سیل رخ داد، بی‌تفاوت نبود با احساس مسئولیت در تریبون رادیو از مردم و مسئولان درخواست کمک می‌کرد. تا زمانی که وزارت نفت به او پیشنهاد شد، دیدگاه جواد از این پست، آزمونی از طرف خدا بود؛ آقای بوشهری می‌گفت من، جواد و یکی از دوستان خدمت شهید بهشتی رفتیم. ایشان با تک تک ما صحبت کردند و ما هر کدام این مسئولیت خطیر را به دیگری واگذار می کردیم و مایل نبودیم قرعه وزارت به‌نام ما باشد و شهید بهشتی از خلوص ما می‌خندید و نهایتاً چون جواد طعم محرومیت را در خانه پدری احساس کرده بود ایشان برای وزارت انتخاب شدند.  بعد از اسارت ممکن بود رنگ وزارت به خود بگیرد و قالب تهی کند اسیر پست و مقام و نام و نشان شود اما او بنده‌ای از بندگان خدا بود که در هر راستایی قدم برمی داشت خدا را مشاهده می‌کرد. اینجاهم به لطف خدا خود را نباخت و هرجا لازم بود درآنجا قرار می‌گرفت. شهید تندگویان درسال 1359 با اکثریت آرای نمایندگان مجلس به سمت وزیر نفت دولت شهید رجایی منصوب شد، مهندس تندگویان با وجود اینکه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به‌عنوان سهمیه بانک ملی به دست آورده بود، درمصاحبه به‌دلیل اینکه مذهبی متعصب شناخته شد او را کنار گذاشتند. اما این باعث نشد تحصیل را کنار بگذارد و تحصیل را در وطن ادامه داد.
شهید تندگویان، 9 آبان 1359 درحالی که برای بازدید از پالایشگاه نفت آبادان در جنوب کشور بود، در جاده ماهشهر ـ آبادان به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمد و پس از سال‌ها اسارت و شکنجه توسط رژیم بعثی عراق به شهادت رسید. پیکرمطهر این شهید آزاده و جانباز پس از 11 سال اسارت در 29 آذر 1370 به خاک ایران منتقل شد و در کنار نخست‌وزیرش، در جوار شهدای هفتم تیر در بهشت زهرا آرام گرفت. خداوند بر درجاتش بیفزاید و او را با اولیای مقربش محشور فرماید.

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.