شوخی در میدان مین برای رسیدن به چتر منور

آن‌هایی که ساعات اولیه پاکسازی میدان مین به چتر منور رسیده بودند، خوش به حالشان شده بود، اما آن‌هایی که با آمدن شهید سیدمحمد صاحب، دارای چتر منور شده بودند باید آن را تحویل می‌دادند. شهید سیدمحمد صاحب هم حرفش یک کلام بود و می‌گفت: «همین حالا چترها را تحویل دهید.»

تا شهدا؛ مرور هشت سال جنگ نابرابر و اتفاقاتی که بر سر ما آمد، تلخ است و باید گاهی هم به همان تلخی بیان شود؛ اما نباید پتانسیل شیوه دیگرِ روایت‌گویی را نادیده گرفت. جبهه علاوه بر لحظات نورانی، دردناک و وحشت‌آور، پُر بود از لحظات شادی و شوخی. رزمندگان همیشه دنبال فرصتی بودند که فضایی شاد را در جبهه ایجاد کنند.

جنگ تحمیلی درست است که همه‌اش نامردی علیه ما بود، اما در آن میان کسانی هم بودند که با اندکی شوخی روحیه رزمنده‌ها را حفظ می‌کردند. حالا گاهی با گفتن شعر، طنز و گاهی هم با انجام کارهایی که نیروهای بعثی را به بازی می‌گرفتند. حال از این منظر، به‌دنبال شوخی‌های رزمندگان دفاع مقدس رفتیم که در ادامه خاطره جعفر طهماسبی از تخریب‌چیان لشکر 10 سیدالشهدا (ع) را می‌خوانید:

اولین نیروهایی که بعد از عقب‌نشینی دشمن از منطقه فکه در عملیات سیدالشهدا (ع) (خرداد 65) وارد منطقه شدند، نیروهای تخریب بودند. علی روح افزا اولین نفر و پیشقراول بود که برای شناسایی میدان مین دشمن رفت و بعد هم سایر نیروهای تخریب برای پاکسازی به منطقه اعزام شدند.

روزهای اول ماه رمضان سال 65 بود و هوا هم گرمایش را به رخ می‌کشید. هنوز پیکر مطهر شهدا از منطقه عقب نرفته بود. پیکرهایی که نزدیک 15 روز از شهادتشان می‌گذشت.

یک مقدار که مسیرها از مین‌های دشمن پاک شد، نیروهای تعاون برای جمع‌آوری شهدا آمدند. پیکر مطهر بیش از 100 شهید از خاک گرم فکه برداشته شد که شهید حسین اسکندرلو هم یکی از آن‌ها بود.

نیروهای تخریب لشکر 10 سیدالشهدا (ع) در روزهای گرم منطقه فکه سرگرم پاکسازی میدان مین بودند. در منطقه درگیری عملیات سیدالشهداء (ع) مملو از چتر منور بود.

تقریبا جای جای میدان مین چتر منوری به سیم خاردار و یا پایه‌ تله‌های مین والمر و یا به سیم تله‌ها گیر کرده بود و با وزش باد خودنمایی می‌کرد.

نیروها مشتاق بودند یک چتر منور از این سرزمین به یادگار با خود ببرند تا آن‌جایی که نیروها برای چتر منور خمپاره 120 با یکدیگر به شوخی بحث می‌کردند.

آن‌هایی که ساعات اولیه پاکسازی میدان مین به چتر منور رسیده بودند، خوش به حالشان شده بود، اما آن‌هایی که با آمدن شهید سیدمحمد صاحب، دارای چتر منور شده بودند باید آن را تحویل می‌دادند. شهید سیدمحمد صاحب هم حرفش یک کلام بود و می‌گفت: «همین حالا چترها را تحویل دهید.» یکی از نیروها هم به شوخی پاسخ داد: «می‌خواهم با پارچه چتر منورها برای دخترم چارقد درست کنم.»

/دفاع پرس

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.