تازه دامادی شهید چمران و هدیه ای برای عروس خانم

یک شمع زیبا و قشنگ بود که دکتر برای عروس فرستاده بود اما او چند تکه طلا را به بقیه نشان داد و...

تا شهدا؛ صدای زنگ در که آمد، گفتند: داماد برای عروس هدیه فرستاده که او به دو رفت و بسته را گرفت. بازش که کرد تنها شمعی زیبا بود که دکتر فرستاده بود. به اتاقش رفت و چند تکه از طلاهایش را به خود آویزان کرد به این معنی که آنها را مصطفی فرستاده و پیش مهمان ها بازگشت.

برایش مهم نبود که هدیه مصطفی چه بود، هیچ کس جز او نمی دانست که مصطفی خودش را برای او فرستاده بود.

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.