برای پاکسازی کردستان شب و روز نداشتیم

سردار شهید حاج هوشنگ ورمقانی و محمدرضا کیهانی سمت چپ تصویر کنار شهید ورمقانی
تا شهدا؛ در قسمت قبل از سلسله خاطرات محمدرضا کیهانی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، وقایع اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان قروه را منتشر کردیم. در ادامه خاطرات این رزمنده هشت سال دفاع مقدس را منتشر می کنیم.
مردم کردستان هنوز طعم شیرین پیروزی انقلاب اسلامی را نچشیده بودند که جنگ کردستان آغاز شد. استکبار جهانی که از پیروزی انقلاب اسلامی وحشت داشت، نمی خواست انقلاب ایران به عنوان یک الگو به جهانیان معرفی شود. به همین دلیل با تمام قوا به میدان آمده بود تا انقلاب اسلامی ایران را به عنوان یک حادثه عادی نشان دهد که اتفاقاً مخالفین زیادی هم در داخل دارد و به این ترتیب از صدور انقلاب به خارج از مرزهای ایران اسلامی جلوگیری کند.
دشمنان انقلاب اسلامی ایران خیلی سریع نقشه های شوم خود را در ایران به اجرا در آوردند، استان کردستان نیز در این میان یکی از استان هایی بود که مورد توجه دشمنان انقلاب قرار گرفت و در یک چشم به هم زدن نیروهای ضد انقلاب فعال در کردستان توانستند با کمک سلاح، مهمات و پشتیبانی های دولت های غربی و شرقی بخش های زیادی از کردستان را به اشغال خود درآورند.
من در روزهای اشغال کردستان 13 و یا 14 سال بیشتر نداشتم و علی رغم صغر سنی در کمیته عمران جهاد سازندگی فعالیت می کردم و در روابط عمومی جهاد سازندگی شهرستان قروه مشغول به کار شدم. از نصب عکس امام خمینی(ره) تا دیوار نویسی ها و شعار نویسی ها گرفته تا حضور در روستاها و انعکاس مشکلات مردم روستاها به مسئولین از جمله اقداماتی بود که به همراه تعدادی از دوستانم در جهاد سازندگی انجام می دادم.
استان کردستان به دلیل عدم توجه عمال رژیم پهلوی در سال های ظلمت و تاریکی وضع نامناسبی داشت. در این میان روستاهای دور افتاده حتی از کمترین امکانات هم بی بهره بودند و فشار زیادی را تحمل می کردند. حل مشکلات مردم و رسیدگی به مردمی که سال های سال مورد بی مهری رژیم سابق قرار گرفته بودند، یکی از آرزوهای نیروهای جهادی بود. البته تعداد زیادی از افرادی که در جهاد سازندگی مشغول به کار بودند، بدون هیچ گونه چشم داشتی کار می کردند.
در آن روزها شهرهای کردستان به جز شهرستان های بیجار و قروه در اشغال نیروهای ضد انقلاب قرار داشت. نیروهای انقلابی شهرستان های اشغال شده هم به استان های هم جوار مهاجرت کرده بودند. البته شهرستان قروه در آن روزها اوضاع آرامی داشت و من به اتفاق سایر نیروهای جهاد سازدندگی برای عمران و آبادانی روستاها فعالیت می کردیم.
البته در طول مدتی که در کمیته عمران جهاد سازندگی شهرستان قروه فعالیت می کردم، به عنوان بسیجی به پایگاه های بسیج هم سرکشی می کردم و در پایگاه های بسیج هم فعالیت داشتم. طی یک دوره آموزشی فشرده توسط دو مربی که از لبنان به ایران آمده بودند، یک آموزش کار با سلاح جنگی را پشت سر گذاشتیم و بعد از آن توانستیم سلاح به دست بگیریم.
در نزدیکی قبرستان عمومی شهرستان قروه یک ساختمان بود که قبل از پیروزی انقلاب در دست ساواک بود، ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همین ساختمان به پایگاه بسیج تبدیل شد و مردم شهرستان قروه آزادانه به این مکان تردد می کردند و در انجام فعالیت های فرهنگی همکاری می کردند.
نیروهای پایگاه بسیج به صورت داوطلبانه در پست های نگهبانی شبانه حاضر می شدند. من هم از جمله این نیروها بودم که با در دست گرفتن اسلحه ام یک در پشت بام پایگاه نگهبانی می دادم. اسلحه ای که در اختیار داشتم کمی از خودم بزرگتر بود، ولی به دلیل عشق و علاقه ای که با کار بسیج داشتم در پایگاه حاضر می شدم و به نگهبانی مشغول می شدم.

همزمان با آغاز عملیات پاکسازی کردستان از لوث وجود نیروهای ضدانقلاب، به عنوان پاسدار رسمی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم. بعد از پشت سر نهادن دوره آموزشی، به اتفاق تعدادی از دوستانم به شهرستان تازه پاکسازی شده دهگلان اعزام شدم. اکثر نیروهایی که در شهرستان دهگلان خدمت می کردند از اهالی شهرستان قروه بودند، پیوند و دوستی میان نیروهای شهرستان دهگلان و شهرستان قروه دیدنی بود.
خدمت به انقلاب اسلامی در کنار عزیزانی که همه وجود خود را وقف انقلاب اسلامی و پیشبرد اهداف متعالی انقلاب کرده بودند، لذت خاصی داشت. روزها به گشت جوله و پاکسازی روستاها مشغول بودیم و شب ها بدون خستگی در پایگاه های سپاه با نگهبانی به صبح می رساندیم. روحیه جهادی و شهادت طلبی در میان نیروها موج می زد و هیچ نیرویی از حجم کارها گله نمی کرد.
فرماندهان و مسئولین بدون اینکه خودشان را به اندازه یک بند انگشت از نیروها بالاتر ببینند، در کنار نیروها حضور داشتند و با تمام وجود به نیروها روحیه می دادند.
مطالب مرتبط
قاب عکس شاه را شکستم و با مدرسه خداحافظی کردم
مزدوران شاه، در اولین روز پیروزی انقلاب مردم قروه را به خاک و خون کشیدند
ثبت دیدگاه