شهید محمد ابراهیم احمدپور؛ «شهردار خوبو!»

سر و کله پیر زنی پیدا شد. او آمد به طرف من و پرسید: «شهردار خوبو کجاست؟»، مردم از شدت عشق و ارادت، اسم محمد ابراهیم را شهردار خوبو گذاشته بودند.

به گزارش تا شهدا؛ در خاطره ای درباره شهید محمد ابراهیم احمدپور آمده است:

خبر آوردند که خانه‌ای در پشت کارخانه یخسازی ماهشهر آتش گرفته است. محمد ابراهیم به اتفاق ماشین آتش‌نشانی راه افتاد، اما همین که آنجا رسید، ماشین در چاله‌ای افتاد و دیگر بیرون نیامد.
 
محمد ابراهیم شده بود اسفند روی آتش. نگران بود. مدام بالا و پایین می‌رفت تا راه چاره‌ای پیدا کند. همان وقت خبر ناگوار دیگری اندوه او را دو چندان کرد.
- آقای احمدپور! ماشین آتش‌نشانی اصلاً آب نداره!


همان لحظه سر و کله پیر زنی پیدا شد. او آمد به طرف من و پرسید: «شهردار خوبو کجاست؟»
 
مردم از شدت عشق و ارادت، اسم محمد ابراهیم را شهردار خوبو گذاشته بودند.


شهردار خوبو را نشانش دادم. پیر زن جلو که رفت، دستمالی از زیر چادر در آورد و گفت: «مادر فدای سرت، شهردار خوبو! اشک تو آتش را خاموش کرد. هیچ نگران نباش.»

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.