اخلاق خوش آقای بخشدار با پیر زن!

یک روز پیرزنی که به خاطر زمین با همسایگانش دعوا کرده بود، با عصبانیّت وارد بخشداری شد و با تندی رو به بخشدار کرد و گفت: «تو اینجا چکاره هستی؟ آیا می‌دانی در اینجا به سرما چه می‌آید؟ ... »

تا شهدا؛ در خاطره ای درباره شهید ناصر فولادی آمده است:

یک روز پیرزنی که به خاطر زمین با همسایگانش دعوا کرده بود، با عصبانیّت وارد بخشداری شد و با تندی رو به بخشدار کرد و گفت: «تو اینجا چکاره هستی؟ آیا می‌دانی در اینجا به سرما چه می‌آید؟ ... »


 
ایشان با متانت خاصّی گفت: «لطفاً بفرمایید بنشینید تا به شکایت شما رسیدگی کنم.»


و فردی را برای رسیدگی به کار پیر زن مأمور کرد. وقتی پیر زن از در بیرون می‌رفت. به دنبالش رفتم و به او گفتم: «شما چطور به خودتان اجازه دادید با ایشان اینطوری صحبت کنید؟> اگر کسی دیگر جای او بود، حتماً عصبانی می‌شد.»


 
پیر زن گفت: «به خدا قسم اگر مشکلات من حل نشود و حتی زمین مرا طرف مقابل بگیرد، من دیگر خیالم راحت است.


 
وقتی با آقای بخشدار روبرو شدم و اخلاق او را دیدم، مشکلات من بر طرف شد.»

 

* تسنیم

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.