این شهدا فقط مدافع حرم نیستند...
به گزارش تا شهدا؛ 5 سال می گذرد از روزهای آخر دی ماه ۹۰ که در شلوغی همیشهی اخبار سیاسی ایران، عکس یک سنگ مزار در بهشت زهرای تهران که در شبکههای اجتماعی پیچید، خبر از اولین شهید ایران در سوریه میداد؛ شهید محرم ترک؛ محل شهادت: دمشق!.
«محل شهادت: دمشق» همان عبارتی بود که باعث شد سنگ مزار دیگری برای آن شهید در نظر گرفته شود، زیرا قرار نبود رسماً حضور نیروهای ایران در سوریه اعلام شود. آن روزها پاسداران انقلاب اسلامی محرمانه و غریبانه شهید میشدند. گاه گاهی خبرهایی ضد و نقیض از حضور فرمانده نیروی قدس در سوریه هم به گوش میرسید؛ خبرهایی که منبع ایرانی نداشت. این جنگیدن گرچه همچنان دفاع مقدس بود، اما از آن دوران ۸ ساله، ایثارگری بیشتری میطلبید. شهادت در دمشق و حلب تا شهادت در خرمشهر و شلمچه فاصلهاش دلایلی است که باید برای دیگرانی چیده شود که میپرسند اصلاً تو در دمشق چهمی کردی؟!
شهدای ایرانی عراق و سوریه را شهدای مدافع حرم یا شهدای مدافع حریم آل ا... معرفی میکنند؛ این عنوان البته که برای ما قابل احترام که هیچ، مقدس و اعتقادی و اصل این کار یک امتیاز خاص برای شهدای ایرانی سوریه است که در دفاع از حرم بزرگان شیعه جان بر کف دست گرفتهاند و همین هم دلیل کمی برای حضور در عراق و سوریه نیست. اما آیا همهی قصهی جانبازی مردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و عراق بحث دفاع از اماکن متبرکهی شیعیان است؟ مگر نیروی قدس سپاه برای دفاع از حرم های امامان شیعه (ع) تشکیل شد؟ و یا اینکه مگر همهی فاجعه ای که این روزها تکفیری ها رقم میزنند، ماجرای تهدید اماکن متبرکهی ماست؟ و اصلاً اگر الان داعش و النصره اعلام کنند دیگر با حرم های شیعیان کاری ندارند، ما دیگر وظیفهای در عراق و سوریه نداریم؟ آیا در لبنان حرمی بود که ما آن را پشتیبانی مالی و تسلیحاتی کردیم!؟
واقعیت این است که در عراق و سوریه کفر وحشی و جاهلی در پوشش اسلام، مقابل اسلام ایستاده و گرچه مقصد اصلیاش را شیعیان معرفی کند، اما هر مذهب اسلامی را هم که با او مخالف باشد، از دم تیغ میگذراند. ایرانی ها گرچه دفاع از حرم های شیعیان را واجب خویش میدانند، اما جدال ما با اینان تنها تعرض احتمالی به اماکن متبرکهمان نیست؛ ایران آنجا هست تا کمک برادران عراقی و سوری خویش در جهاد با کفر باشد؛ تا کفر وهابی نتواند بیش از این بتازد و باطل خویش را پیش برد و اندیشهی خام دستگیری حکومت شام و عراق را در سر بپروراند؛ نبرد سوریه، خط مقدم جهاد دفاعی مسلمانان علیه وهابیت وحشیای است که خویش را به عنوان اسلام ناب معرفی میکند و اگر حکومت را دست بگیرد، از اسلام محمدی چیزی باقی نخواهد ماند؛ چه رسد به حرم های شیعه! لذا شهدای ما شهدای نبرد اسلام و کفر هستند؛ نه صرفاً شهدای دفاع از حرم بزرگانمان. این میانه البته از حرمهای شیعه هم دفاع میکنند...
وهابیت هم زیاده جاهلیتش را عیان کرده و پی تحقیر شیعیان است؛ وگرنه هر که هم نداند، همان اربابان سعودی شان میدانند که شیعه در بند حرم نیست؛ چهار اماممان(ع)، بی حرم در بقیعاند و نور وجودشان هنوز چشم وهابیها را میزند؛ و بالاترش آنکه مادرمان، حتی نشان مزار هم ندارد؛ اما بانوی دو عالم است و گرد چادر خاکیاش می تواند جمله دنیای وهابیت را بهم بریزد...
واقعیت دیگری هم وجود دارد؛ سوریه تنها خط مقدم نبرد اسلام و کفر نیست؛ خط مقدم نبرد با ایران هم هست و ساده لوحی غریبی میخواهد که مرزهای کشیده شدهی «دفاع از ایران» را از ایران تا خارج از ایران نبینیم و جنگ نیابتی در سوریه را در نیابیم و فکر کنیم باید منتظر ماند تا گلولهی داعش به جغرافیای ایران برسد و آن وقت تازه دست به اسلحه شویم! ایرانیها گرچه دفاع از حرمهای شیعیان را واجب خویش میدانند، اما جدال ما با اینان تنها تعرض احتمالی به اماکن متبرکهمان نیست؛ ایران آنجا هست تا خاکریز اولی که در نهایت به حمله به ایران میانجامد، فرو نریزد که اگر امروز در دمشق و حلب و لاذقیه و حما و ادلب و درعا با تکفیری ها نجنگیم، فردا باید در کرمانشاه و قصرشیرین و مهران و ایلام و همدان با آنها بجنگیم.
شیعه البته اجازه نمیدهد دستی به طرف حرم امامانش بیاید و این نوشتار نافی تکلیف شیعه در این زمینه نیست؛ سپاه ایران و حزب ا... لبنان هم به وظیفهی خویش در این باره عمل کرده است؛ اما حرم های شیعیان فقط بخشی از این جدال است و شهدای ما شهدای امنیت ایران عزیزمان و شهدای مقاومت اسلامی مقابل جاهلیت سربرآورده از اهداف سیاسی آل سعود هستند و نه فقط شهدای دفاع از حرم.
ثبت دیدگاه