ضربات چوب و کابل بعد از چند ساعت ماندن در آب سرد رودخانه

نیروهای گروهک دموکرات زندانیان زندان دوله تو را به شدت شکنجه می کردند؛ مثلاً زندانی ها را در فصل سرما از ساعت 4 صبح داخل رودخانه می انداختند و با چوب و کابل تا ساعت 8 صبح آن ها را کتک می زدند و بعد نعش بی جان آن ها را از رودخانه بیرون می کشیدند.

به گزارش تا شهدا؛ سید محمود امامیان که در آزادسازی شهر سنندج و سپس دیواندره و سقز حضور داشته خاطرات روزهای اسارت خود در زندان «دوله تو» را اینگونه روایت می کند:

 
در اولین روز از شهریور ماه سال 1359 در سقز توسط افراد ضدانقلاب دستگیر شدم و به اصطلاح دادگاه برایم تشکیل دادند؛ دادگاهی که فقط یک نفر نشسته بود و حکم صادر می کرد و نه سوالی از ما می شد و نه فرصت حرف زدن داشتیم! بعد از پایان دادگاه من را به حزب منحله دمکرات تحویل دادند.

 
اصلاً نام گذاری زندان برای محل نگهداری گروگان ها صحیح نبود؛ زیرا ما را در طویله نگهداری می کردند. در جایی که بیش از 150 سانتی متر ارتفاع نداشت و ما نمی توانستیم در آن جا روی پایمان بایستیم. هوای داخل به اصطلاح زندان به شدت نامطبوع بود و هر وقت باران و برف می بارید تا مدتی سقف زندان چکه می کرد.
 
گروهک دموکرات از نظر غذایی به ما توجه نمی کرد. گاه در 24 ساعت یک وعده غذا داشتیم، آن هم یک مشت گندم، نخود و یا برنج خشک. در حلبی های روغن غذا درست می کردیم و نان خود را زیر همان سقفی که زندانی بودیم، می پختیم. پختن نان در محل زندان که حدود 100 نفری در آن جا گرفتار بودیم، بیماری های فراوانی برای ما به وجود آورده بود، به طوری که بعد از چند ماه آزادی، از دهان من خلط سیاه بیرون می آمد.
 
شکنجه های آنان نیز از این قرار بود، گاهی یک زندانی را برای مدت زیادی به درخت می بستند و یا اینکه او را از پاهایش از درخت آویزان می کردند. گاهی نیز در سرمای زمستان زندانی را در رودخانه می انداختند و او را تا مدت طولانی در آب سرد نگاه می داشتند و بعد از بیرون کشیدن از آب، با چوب و کابل به جانش می افتادند و او را کتک می زدند. یک بار همین بلا را سر من در آوردند. از دیگر موارد شکنجه این بود که یکی از زندان بانان اسلحه می کشید و به طرف ما تیراندازی می کرد تا در ما ایجاد وحشت کند.
 
برای وضو گرفتن باید ضربات قنداق تفنگ و ضرب شلاق آن ها را تحمل می کردیم. آنها می گفتند: مسلمانی شما را قبول نداریم، در صورتی که خودشان به صورت علنی مشروب می خوردند. خود قاسملو که برای صحبت با گروگان ها به زندان ما آمده بود، همان روز مشروباتش را همراه خودش آورده بود.

 

 

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.