نامه رسانی با «نخ»!
در این فکر بودیم که به طریقی از اوضاع و احوال آنها با خبر شویم. لذا با همفکری و همت بچه ها درون دیوار را با میخ، سیم خاردار و چوب را سوراخ کردیم…
به گزارش تا شهدا؛ بعد از سه روز شکنجه در استخبارات بغداد ما را به وحشتناکترین زندان عراق یعنی«ابوغریب» فرستادند. به محض ورود به سالن زندان، وعده ی زیادی از برادران را مشاهده کردیم که دست ها و پاهایشان را گچ گرفته و یا پانسمان کرده بودند. ما را نیز چندین روز و به طور مفصل شکنجه دادند.
در قسمت بالای زندان، یعنی در طبقه ی دوم، نیز عده ای از برادران آزاده بودند که نمی توانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.
در این فکر بودیم که به طریقی از اوضاع و احوال آنها با خبر شویم. لذا با همفکری و همت بچه ها درون دیوار را با میخ، سیم خاردار و چوب را سوراخ کردیم، بطوریکه براحتی می توانستیم نامه و پیغام هایمان را به وسیله ی یک نخ به طبقه ی بالا بفرستیم و پیغام های آنها را بگیریم و به این طریق از حال و احوال یکدیگر با خبر می شدیم.
ثبت دیدگاه