شهدایی که تنها یک شب طعم زندگی مشترک را چشیدند

معاون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه امام رضا(ع)گفت: شهدای زیادی فقط یک شب با نوعروسشان بودند و روز بعد عازم جبهه شدند و شهید بازگشتند. این شهدا جان خودشان را دادند تا چادر بر سر دختران و زنان ما باقی بماند.

به گزارش تا شهدا؛ حسن باخرد رزمنده دفاع مقدس و معاون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه امام رضا(ع) در یادواره شهدای دانش آموز و فرهنگی تایباد که امروز به مناسبت هفته معلم در حسینیه ثارالله برگزارشد، عنوان کرد: شهدای بسیاری داشتیم که فقط یک شب بعد از ازدواج، نوعروس خود را بخاطر دفاع از اسلام و ایران گذاشتند و به جبهه آمدند. من خودم با تعدادی از آنها هم سنگر بودم. پدر شهید حمامی روایت می کرد فرزندم روز بعد از عروسیش عازم جبهه شد، هر چه من و مادر و پدرخانم و مادرخانمش اصرار کردیم که فقط دو روز دیگه با نوعروست بمان و بعد برو جبهه، قبول نکرد. رفت و شهید بازگشت.


وی با گریه اظهارکرد: در دوره آقای خاتمی خودم با گوشهایم شنیدم که گفتند اینها بی خانواده بودند که رفتند به جبهه و شهید شدند. بنده از خانم شهید بابایی شنیدم که می گفت بعد از سی سال از شهادت عباس هر شبی که می خواهم بخوابم بالشت زیر سرم باید از اشک چشمم از عشق عباسم تر بشه و بعد بخوابم. سی سال، یک عمر است که از شهادت عباس گذشته و هرشب باید بالشت زیر سرش از اشک چشمم تر شود و بعد بخوابد. کی گفته شهدا خانواده نداشتند؟


باخرد گفت: شهدا پله پله بالا رفتند تا به خدا رسیدند. امام فرمودند شهدا ستاره اند. بیاین راه را با این ستاره ها یاد بگیریم. ستاره نبودند ستاره شدند شما هم می توانید ستاره شوید.


وی ادامه داد: مادر شهید علی اکبر ابراهیمی گفت هر وقت علی اکبر به من سلام کرد نگاه کردم دیدم دستش برروی سینه اش هست. تو معراج شهدا وقتی رفتند جنازه شهیدش را به اون تحویل بدهند همه شاهد بودند که درب تابوت را که مادرش باز کرد علی اکبر داخل تابوت دست برروی سینه بود. آی جوان از این به بعد به احترام شهدا دست به سینه به مادرت سلام کن. از این به بعد به احترام شهدا جلوی پای پدرمان بایستیم.


معاون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه امام رضا(ع) گفت: اگر می خواهید سعادتمند و عاقبت به خیر شوید از شهدا یاد بگیرید و از راه که رفتید به خانه، خودتان را بندازید به دست و پای مادرتان و دست و پایشان را ببوسید.


وی افزود: میگوییم آقای مسئول آقای مدیر! مادر شهید است، جواب می دهد که “مادر شهید باشد نمی خواست بچه اش را بفرسته جبهه کی گفته بفرسته جبهه؟” خب باغیرت اگر اون بچه اش را به جبهه نمی فرستاد هر کدوام از ما الان دو تا برادر ناتنی بعثی دیروز و داعشی امروز داشتیم.


وی خطاب به خواهران مجلس گفت: خانم ها نگویید اذیت می شوم نمی توانم چادر به سر کنم مسخرم می کنند،شهدا فردا قیامت جلوی شما دختران را می گیرند و می گویند جان مان را دادیم تا تو چادر بر روی سرت بماند و موی تو دیده نشود.
 
وی خاطرنشان کرد: خانم موسوی از پرستارهای اتاق عمل می گفت: زخمی را از جبهه آورده بودند همه بدنش ترکش خورده بود و خون می ریخت تا دکتر دیدش گفت بیارید که عمل کنیم و بعد دکتر به من گفت چادر تو دربیار تا کمک کنی به عملش یه وقت دیدم این جوان غرق در خون دستش رو آورد بالا فکر کردم آب می خواهد اما دیدم گوشه چادرم را گرفت و آرام آرام گفت “چادرت رو درنیار من رفتم تا چادر از سر تو در نیاد” و در همین حالت که چادرم در دستش بود در همان جا جان داد و شهید شد.

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.