پدری که شهیدانش را در راه مکتب حسینی به جبههها فرستاد
پدر شهیدان اعتمادی و دارنده نشان ایثار گفت: بدون شک فرزندانم جان خود را فدای فرهنگ و راه امام حسین(ع) کردند چراکه آنها در این فرهنگ رشد کردند و با آن مانوس بودند.
به گزارش تا شهدا؛ علی نقی اعتمادی عیدگاهی با اشاره به ویژگیهای سه فرزند شهیدش به بیان رشادتها و بخشی از خاطرات آنها پرداخت و تصریح کرد: علی، محمد و حسن اعتمادی عیدگاهی سه فرزندم بودند که در راه اعتلای اسلام و نظام اسلامی ایران جان خود را فدای راه اهل بیت(ع) کردند.
وی افزود: فرزند و شهید اولم علی بود که تنها 18 سال داشت به جبهه رفت، او قبل از اعزام به جبهه فعالیتهای انقلابی بسیاری از خود به جا گذاشت، علی آن زمان نوجوان بود؛ اما خیلی فعالیت داشت. در راهپیماییها شرکت میکرد، عکسهای امام خمینی (ره) را بین مردم توزیع میکرد و روی دیوارها شعار می نوشت.
این پدر شهید و دارنده نشان ایثار گفت: نمیدانم چه شد که بعد از فعالیتهای انقلابیاش ناگهان حال و هوای جبهه به سرش زد و در فروردین ماه سال 1360 به همراه تنی چند از رزمندهها و دوستانش برای مقابله با گروهک کوموله به سمت منطقه اورامانات در کردستان رهسپار شد و سرانجام در 19فروردین 1360 در همان ارتفاعات اورامانات بر اثر اصابت گلوله مستقیم به گردن و سپس انفجار تله انفجاری به درجه رفیع شهادت نائل شد.
وی به معرفی دو فرزند دیگر و شهادت آنها پرداخت و تصریح کرد: فرزند و شهید دیگرم محمد اعتمادی بود که تنها 25 سال داشت که به جبهه رفت و در همان سال و در منطقه حاج عمران به شهادت رسید.
اعتمادی عیدگاهی گفت: 10 سال پیکر پاکش مفقود بود، من و مادرش در این ده سال هر لحظه منتظر صدای در بودیم که خبری از محمدم بیاورند ولی بعد از ده سال خبر شهادتش را برای ما آوردند.
پدر شهیدان اعتمادی عیدگاهی از فرزند دیگر خود حسن اعتمادی عیدگاهی گفت و خاطر نشان کرد: حسن 5 سال در جبهه حضور داشت و بیسیمچی بود و عاقبت در عملیات کربلای 5 در سال 1365 ابتدا جانباز و سپس شهید شد.
وی افزود: فرزندانم عاشق و دلداده جنگ و شهادت بودند و همیشه یکی از همراهان و پیروان راستین اتفاقات و راهپیماییهای انقلاب اسلامی بودند.
اعتمادی تاکید کرد: حسنم وقتی کلاس دوم راهنمایی بود در راهپیماییهای دوران انقلاب در مشهد مقدس شرکت می کرد و مدام میگفت من درس نمیخوانم و میخواهم به جبهه بروم، یک روز که از مدرسه به خانه آمد چهرهاش به حدی شاد و سرحال بود که دلیلش را از او جویا شدم و گفت؛ یک تخته سنگ زیرپایم گذاشتم تا فکر نکنند بچه هستم و بعد اسمم را برای اعزام به جبهه نوشتم.
وی از وضعیت جامعه امروز و بیبند و باریهای کنونی در برخی از سطوح جامعه اظهار نارضایتی کرد و تصریح کرد: من و همسرم به عنوان یک عضو کوچک از جامعه ایثارگری هربار که برای کاری به بیرون از خانه میرویم از شدت فشار روحی و دیدن صحنههای بیبند و باری طولی نمیکشید که به خانه برمی گردیم.
این پدر شهیدان افزود: شهدا برای اسلام و دین به جبهه رفتند و جان خود را فدا کردند، حال عدهای که با این وضعیت ظاهری در جامعه حضور پیدا میکنند بدون شک قبل خانوادههای ایثارگر را جریحهدار میکنند، باید در مقابل این وضعیت ایستاد چراکه این نظام با رنگ و بوی اسلام و ولایت درآمیخته شده است.
مادر شهیدان اعتمادی عیدگاهی تاکید کرد: فرزندانم عاقبت به خیر شدند به یقین میدانم ارادت پدرشان به امام حسین(ع) و روضههایی که ایام محرم برگزار میکند این بچه ها را به این جا رساند، خدا را شاکرم که عطر بوی فرهنگ حسینی همچنان در خانهام جاری است.
گفتنی است پیکر پدر شهیدان اعتمادی عیدگاهی صبح روز 22 بهمن ماه امسال و همزمان با راهپیمایی این روز باشکوه در حزم مطهر تشییع و در این بارگاه ملکوتی به خاک سپرده شد.
وی افزود: فرزند و شهید اولم علی بود که تنها 18 سال داشت به جبهه رفت، او قبل از اعزام به جبهه فعالیتهای انقلابی بسیاری از خود به جا گذاشت، علی آن زمان نوجوان بود؛ اما خیلی فعالیت داشت. در راهپیماییها شرکت میکرد، عکسهای امام خمینی (ره) را بین مردم توزیع میکرد و روی دیوارها شعار می نوشت.
این پدر شهید و دارنده نشان ایثار گفت: نمیدانم چه شد که بعد از فعالیتهای انقلابیاش ناگهان حال و هوای جبهه به سرش زد و در فروردین ماه سال 1360 به همراه تنی چند از رزمندهها و دوستانش برای مقابله با گروهک کوموله به سمت منطقه اورامانات در کردستان رهسپار شد و سرانجام در 19فروردین 1360 در همان ارتفاعات اورامانات بر اثر اصابت گلوله مستقیم به گردن و سپس انفجار تله انفجاری به درجه رفیع شهادت نائل شد.
وی به معرفی دو فرزند دیگر و شهادت آنها پرداخت و تصریح کرد: فرزند و شهید دیگرم محمد اعتمادی بود که تنها 25 سال داشت که به جبهه رفت و در همان سال و در منطقه حاج عمران به شهادت رسید.
اعتمادی عیدگاهی گفت: 10 سال پیکر پاکش مفقود بود، من و مادرش در این ده سال هر لحظه منتظر صدای در بودیم که خبری از محمدم بیاورند ولی بعد از ده سال خبر شهادتش را برای ما آوردند.
پدر شهیدان اعتمادی عیدگاهی از فرزند دیگر خود حسن اعتمادی عیدگاهی گفت و خاطر نشان کرد: حسن 5 سال در جبهه حضور داشت و بیسیمچی بود و عاقبت در عملیات کربلای 5 در سال 1365 ابتدا جانباز و سپس شهید شد.
وی افزود: فرزندانم عاشق و دلداده جنگ و شهادت بودند و همیشه یکی از همراهان و پیروان راستین اتفاقات و راهپیماییهای انقلاب اسلامی بودند.
اعتمادی تاکید کرد: حسنم وقتی کلاس دوم راهنمایی بود در راهپیماییهای دوران انقلاب در مشهد مقدس شرکت می کرد و مدام میگفت من درس نمیخوانم و میخواهم به جبهه بروم، یک روز که از مدرسه به خانه آمد چهرهاش به حدی شاد و سرحال بود که دلیلش را از او جویا شدم و گفت؛ یک تخته سنگ زیرپایم گذاشتم تا فکر نکنند بچه هستم و بعد اسمم را برای اعزام به جبهه نوشتم.
وی از وضعیت جامعه امروز و بیبند و باریهای کنونی در برخی از سطوح جامعه اظهار نارضایتی کرد و تصریح کرد: من و همسرم به عنوان یک عضو کوچک از جامعه ایثارگری هربار که برای کاری به بیرون از خانه میرویم از شدت فشار روحی و دیدن صحنههای بیبند و باری طولی نمیکشید که به خانه برمی گردیم.
این پدر شهیدان افزود: شهدا برای اسلام و دین به جبهه رفتند و جان خود را فدا کردند، حال عدهای که با این وضعیت ظاهری در جامعه حضور پیدا میکنند بدون شک قبل خانوادههای ایثارگر را جریحهدار میکنند، باید در مقابل این وضعیت ایستاد چراکه این نظام با رنگ و بوی اسلام و ولایت درآمیخته شده است.
مادر شهیدان اعتمادی عیدگاهی تاکید کرد: فرزندانم عاقبت به خیر شدند به یقین میدانم ارادت پدرشان به امام حسین(ع) و روضههایی که ایام محرم برگزار میکند این بچه ها را به این جا رساند، خدا را شاکرم که عطر بوی فرهنگ حسینی همچنان در خانهام جاری است.
گفتنی است پیکر پدر شهیدان اعتمادی عیدگاهی صبح روز 22 بهمن ماه امسال و همزمان با راهپیمایی این روز باشکوه در حزم مطهر تشییع و در این بارگاه ملکوتی به خاک سپرده شد.
ثبت دیدگاه