ترکش ها را بیرون کشید!

اواخر سال 1361 به عنوان مسئول تعاون وارد جهاد شدم و همان سال از طرف جهاد به بستان رفتم. همان اوایل خدمت با میرزا ابراهیمی آشنا شدم. او کاملا ناشنوا بود، اما راننده ی خوبی محسوب می شد و خیلی هم بی باک بود. 
تاشهدا؛ اواخر سال 1361 به عنوان مسئول تعاون وارد جهاد شدم و همان سال از طرف جهاد به بستان رفتم. همان اوایل خدمت با میرزا ابراهیمی آشنا شدم. او کاملا ناشنوا بود، اما راننده ی خوبی محسوب می شد و خیلی هم بی باک بود. در عملیات حلبچه و خرمال، چند ترکش به شکمش خورده و مجروح شده بود. وقتی بچه ها خواستند او را به عقب اعزام کنند، قبول نکرد. گوشه ای نشست و با دست ترکش ها را بیرون کشید و مجدداً به خط برگشت. آقای ابراهیمی همان روز شهید شد، اما درس بزرگی به همرزمان خود داد.

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.