اگر جزیره خالی میشد دشمن به راحتی آنجا را تخریب میکرد
مریم جدلی از وضعیت جزیره خارک در جنگ تحمیلی گفت و شخصیت امام (ره) و شهدا را برای جوانان تبیین کرد.
تا شهدا: این رزمنده دفاع مقدس گفت: یکسال در جزیره خارک بودیم و منم سعی کردم از فرصت استفاده کنم، آموزش کلاس امداد و نظامی میدادم که با استقبال خوب بانوان مواجه شدم. برای آموزش نظامی حتماً از اسلحه واقعی استفاده میکردم. همچنین کلاس آموزش کمکهای اولیه بود که برگزار میکردم. خانوادههای آنجا وقتی میدیدند که کسی از خارج جزیره به آنجا آمده بسیار خوشحال میشدند.
وی افزود: یک سال تحویل را در جزیره گذراندیم. هفتسینمان تعدادی گل نرگس منطقه، عکس شهدا و چمن اطراف منزل بود. در جزیره امکانات نبود. برای عید، خودمان شیرینی میپختیم. برای تولد روحالله نیز یک کارتن را برگرداندم. روی آن یک روبالشی زیبا کشیدم و روی آن نیز یک مرجان گذاشتم که شوهرم از دریا آورده بود. همچنین شمع و کیکی که خودم درست کرده بودم را روی آن قرار دادم و یک جشن دونفره گرفتیم.
این امدادگر دفاع مقدس افزود: تفکر ساکنین جزیره برایم خیلی جالب بود. از جزیره خارج نمیشدند چون معتقد بودند اگر جزیره را خالی کنند دشمن بسیار راحت میتواند آنجا را تخریب کند. شرایط زندگی در جزیره نیز در آن دوران بسیار سخت بود به طوری که الان وقتی احساس میکنم کم میآورم به خودم آن دوران سخت را یادآوری میکنم که آن دوران را نیز گذراندم این که چیزی نیست.
امام (ره) شعار نمیداد
این بانوی انقلابی تصریح کرد: حرفی که امام (ره) میزدند حرف خدا بود. منشأ حرفهایش الهی بود و شعار نمیداد. این را ما فهمیده بودیم. با اینکه امام (ره) از نسل ما نبود اما حرفش را میفهمیدم چون حرفش الهی بود. امام (ره) نه تظاهر میکرد و نه شعار میداد. امام (ره) خارج از اسلام چیزی نمیگفت. هرچه میگفت خودش نیز عمل میکرد. نسل ما بسیار به امام (ره) علاقه داشت. خود من آنقدر به امام (ره) علاقه داشتم که وقتی به من گفته شد خطبه عقدم را امام (ره) خواهند خواند میدانستم یک امر الهی در کار است. به دلیل همین علاقه بود که امام (ره) بدون رسانه انقلاب کرد. زیرا رسانه امام (ره) خود ما بودیم و با عشق و علاقه اعلامیههای امام (ره) را پخش میکردیم. به دلیل همین علاقه نیز گرچه امام خمینی (ره) جانشین به حقی از خودشان برجا گذاشتند اما من جای خالی امام (ره) را احساس میکنم. امام (ره) از لحاظ رفتاریاش تمام آنچه یک جوان میخواست را داشت. هیچوقت تظاهر نمیکرد و بخاطر دیگران حرفش را عوض نمیکرد. امام (ره) اصلاً سعی نمیکرد قشنگ صحبت کند. خیلی راحت صحبت میکرد. سخنانش از دل برمیآمد و به دل مینشست. اصلاً از الفاظ قلمبه استفاده نمیکرد. مثلاً میفرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.» این را امام (ره) شعار نمیدادند زیرا اگر یک کشور متحد باشند هیچکس نمیتواند شکستشان بدهد.
وی ادامه داد: اگر فرض کنیم ما در آن زمان دچار احساسات شدیم پس چرا بعد از اینهمه سال هنوز به امام (ره) و رهبری علاقمندیم؟ یادم است یک شب رادیو اعلام کرد امام (ره) کسالت دارد و من آن شب تا صبح خوابم نبرد. شاه خودش را کشت تا نشان دهد در این نقشه جهان یک ایران نیز وجود دارد اما بازهم کسی ایران را نمیشناخت. به برادر من که میخواست از آمریکا برگردد میگفتند تو میخواهی به کشوری بروی که مردمش شتر سوار میشوند؟ اما امام (ره) ایران را به جهان شناساند. با اینهمه امام (ره) قدرت را برای خودش نمیخواست و حتی گفته بودند دوست ندارند هیچکس از خانوادهشان پست و مقامی را اشغال کند.
جدلی بیان کرد: از شاخصهای شخصیتی امام (ره) در زندگی شخصیشان احترامشان به همسرشان بود. که ما میشنیدیم حتی تا وقتی همسر امام به سفره دست نمیبردند امام (ره) نیز دست نمیبردند. در زندگی اجتماعیشان نیز همه چیز روشن است. واقعاً هیچ نقطه تاریکی نبود. شما قطع بدانید اگر نقطه تاریکی وجود داشت دشمنان زیرک ما آن را در بوق و کرنا میکردند.
روزی که آقای حیاتی در صدا و سیما اعلام کردند: «روح امام (ره) به ملکوت اعلی پیوست» صدای ضجه چنان از خانه ما بلند شد که همسایه ما سریع جلوی درب آمد که چه شده است؟ چون خبر نداشت.
وی توضیح داد: روزی که در هواپیما از امام (ره) پرسیدند چه احساسی دارید که به ایران برمیگردید؟ گفتند هیچی. خب، چه باید میگفتند؟ میگفتند خوشحالم که به ایران برمیگردم؟ امام (ره) که برای حکومت کردن نمیخواستند بیایند. امام (ره) برای رضای خدا میآمدند.
باید قدرشناس باشیم
این بانوی انقلابی گفت: شاید امروزه برخی بگویند که این حرفها دیگر معنی ندارد و قدیمی شده است. الان مرزها را برداشتهاند. اما واقعاً اینطور نیست. برای هرکسی خاکش ارزشمند است. برای هر کسی اعتقاداتش ارزشمند است.
وی افزود: در یکی ار برنامههای انقلاب که عکس شاه از پنجره به پایین افتاد و شیشهاش شکست یاد روزی افتادم که اول راهنمایی بودم و بیاختیار در کلاس نقاشی روی عکس شاهی که کشیده بودم خط زدم. یعنی نفرت از نظام شاهنشاهی خیلی قبلتر وجود داشت و در آن زمان بروز و ظهور یافته بود.
جدلی ادامه داد: انقلاب امام (ره) حد و مرز نداشت و اختصاص به ایران نیز نداشت. امام (ره) همانطور که رهبری نیز میگویند طرفدار مظلومین بودند. خاطرم هست امام (ره) در نامهای که برای گوراچف فرستاده بودند فروپاشی شوروی را پیشبینی کرده بودند و تأکید کرده بودند که کمونیست جوابگوی بشریت نیست. امام (ره) دوراندیش بود و آیندهنگری خوبی داشت.
وی همچنین گفت: برخی مواقع که با جوانان صحبت میکنم میبینم که برخی از جوانان فکر میکنند ما احساسی انقلاب کردیم اما واقعیت اینطور نیست. ما واقعاً اعتقاد داشتیم. ما وقتی عقد میگرفتیم خیلی عقد را ساده برگزار میکردیم زیرا آن زمان برای خانوادهها شهید میآمد و اصلاً خوب نبود که انسان نسبت به اطرافیانش بیتفاوت باشد. مادر من نیز چون باهم همعقیده بودیم بسیار مرا همراهی میکرد. خوشبختانه امتیاز من مادر و همسرم بودند.
این مبارز انقلابی گفت: من احساس میکردم اگر امام (ره) فوت کنند قلب من نیز خواهد ایستاد. امام (ره) که فوت کردند احساس خوبی نداشتم اما کمکم به این نتیجه رسیدم که هنوز مردم هستند و هنوز انسانهای خوب هستند. برخی مواقع بعضی میگویند زمان شاه همه چیز بود، ما چرا انقلاب کردیم؟ جواب من این است که نه، هرگز اینطور نبود. در زمان شاه شما جرأت نمیکردید جلوی یک پاسبان از یک پاسبان دیگر انتقاد کنید. الان از بالا تا پایین در همه جا حتی در مترو و تاکسی همه از همه چیز میگویند اما زمان شاه ما جرأت نداشتیم جلوی فامیل حرف بزنیم چون میترسیدیم که ارتباطی با ساواک داشته باشد. فکر میکنم خیلی باید قدرشناس باشیم.
دوست دارم برای مملکت اسلامی خودم کاری انجام داده باشم
این فعال فرهنگی بیان کرد: من سطح یک دروس حوزوی و همچنین کارشناسی علوم قرآن را گرفتم تا آنچه از علوم اسلامی احساس میکردم باید بدانم را بیاموزم. در مورد فعالیت خارج از خانه نیز این را به صراحت به بانوانی که در خانه هستند و توان فعالیت اجتماعی را ندارند میگویم که هیچگونه اشکالی ندارد چراکه توان انسانها متفاوت است. من از پسر اولم 9 کتاب در زمینه خلاقیت کودک و نوجوان چاپ کردم. احساس کردم بعد از جنگ نیاز به کار فرهنگی است همانطور که آقا فرمودند که شبیخون فرهنگی به ما زدند و نیاز است ما دوباره یک حرکتی بکنیم و من احساس کردم با تأسیس یک مؤسسه فرهنگی میتوانم آن مسیر را ادامه دهم. اگر کار فرهنگی با جان و دل انجام شود و مادیات در درجه دوم قرار بگیرد خیلی کارها میشود انجام داد.
وی تصریح کرد: علاقه من به امام (ره) نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر نیز شده است. اگر خطایی نیز میبینم انگیزهام بیشتر میشود. نمیگویم چرا فلانی خلاف کرد. خب، انسان است و هوای نفسش بر او غلبه کرده است اما در راه امام (ره) خطایی رخ نداده است.
مدیر انتشارات نغمه نواندیش افزود: برخی مواقع که در حوزه فرهنگی با من همکاری لازم نمیشود خیلی یاد تهمینه میکنم. میگویم جایت خالی اگر بودی باز محکم جلو میرفتی و به من قوت میدادی. شاید برخی بگویند این برگشت به عقب است. نه، این برگشت به عقب نیست بلکه حرکت رو به جلو است. یعنی چیزی باعث حرکت ما میشود و آن شخصیت امام (ره)، رهبر و ولایت است. اصلاً هم ابا ندارم که بگویم ولایی هستم. من ولایی هستم، امام (ره) و رهبر را نیز دوست دارم.
وی همچنین افزود: دغدغه اول من، خانواده من است. اگر فرزندانم بتوانند در اجتماع موفق باشند این مرا خیلی خرسند میکند که خدا را شکر از این بابت راضی هستم. بعد دوست دارم ببینم در جایگاهی که هستم برای مملکت اسلامی خودم کاری انجام داده باشم.
مردم نمیدانند شهدا چه کردند و که بودند
جدلی بیان کرد: آخرین باری که شهر مهران را دیدم وقتی بود که کربلا میرفتم. خاطرات بود که از ذهنم میگذشت. خاطراتی که پر از تصاویر شهدا بود. از خدا خواستم اگر توفیق من این است که شهید شوم در این راه یعنی راه کربلا شهید شوم.
وی گفت: دوستم تهمینه که شهید شد سر قبرش را با نوشتن گذراندم. نوشتم که تو چقدر خوش سعادت بودی که همراه شوهر و فرزندت رفتی. کوتاه بود اما پربار بود. از خدا بخواه زندگی من هم پربار باشد و پایانش با شهادت باشد. در کربلا از امام حسین (ع) شفای مریضان را خواستم و برای خودم توفیق شهادت را خواستم. عاقبت بخیری را خواستم و چه بهتر که این عاقبت خیر، شهادت باشد. همچنین آرزویم این است که این کشور به دست صاحبش یعنی صاحب الزمان (عج) برسد.
این امدادگر دفاع مقدس در پایان گفت: وقتی کسانی که در بهشت زهرا آسان از کنار قبر شهدا میگذرند را میبینم میگویم اینها نمیدانند شهدا چه کردند و که بودند. نمیدانند خانواده اینان چه مصائبی کشیدند که از جوانانشان گذشتند. شاید الان یکسری امکاناتی برای خانواده اینان فراهم شده باشد اما همه آن خانوادهها از آن استفاده نمیکنند و آنهایی که استفاده میکنند نیز حق قانونیشان است. برخی هستند که قانوناً حقی ندارند اما طلبکارند. در هر صورت امیدوارم این تاریخ زیبای ما همچنان زیبا بماند و مانند گذشته مردمی ایستاده باشیم.
* ایکنا
وی افزود: یک سال تحویل را در جزیره گذراندیم. هفتسینمان تعدادی گل نرگس منطقه، عکس شهدا و چمن اطراف منزل بود. در جزیره امکانات نبود. برای عید، خودمان شیرینی میپختیم. برای تولد روحالله نیز یک کارتن را برگرداندم. روی آن یک روبالشی زیبا کشیدم و روی آن نیز یک مرجان گذاشتم که شوهرم از دریا آورده بود. همچنین شمع و کیکی که خودم درست کرده بودم را روی آن قرار دادم و یک جشن دونفره گرفتیم.
این امدادگر دفاع مقدس افزود: تفکر ساکنین جزیره برایم خیلی جالب بود. از جزیره خارج نمیشدند چون معتقد بودند اگر جزیره را خالی کنند دشمن بسیار راحت میتواند آنجا را تخریب کند. شرایط زندگی در جزیره نیز در آن دوران بسیار سخت بود به طوری که الان وقتی احساس میکنم کم میآورم به خودم آن دوران سخت را یادآوری میکنم که آن دوران را نیز گذراندم این که چیزی نیست.
امام (ره) شعار نمیداد
این بانوی انقلابی تصریح کرد: حرفی که امام (ره) میزدند حرف خدا بود. منشأ حرفهایش الهی بود و شعار نمیداد. این را ما فهمیده بودیم. با اینکه امام (ره) از نسل ما نبود اما حرفش را میفهمیدم چون حرفش الهی بود. امام (ره) نه تظاهر میکرد و نه شعار میداد. امام (ره) خارج از اسلام چیزی نمیگفت. هرچه میگفت خودش نیز عمل میکرد. نسل ما بسیار به امام (ره) علاقه داشت. خود من آنقدر به امام (ره) علاقه داشتم که وقتی به من گفته شد خطبه عقدم را امام (ره) خواهند خواند میدانستم یک امر الهی در کار است. به دلیل همین علاقه بود که امام (ره) بدون رسانه انقلاب کرد. زیرا رسانه امام (ره) خود ما بودیم و با عشق و علاقه اعلامیههای امام (ره) را پخش میکردیم. به دلیل همین علاقه نیز گرچه امام خمینی (ره) جانشین به حقی از خودشان برجا گذاشتند اما من جای خالی امام (ره) را احساس میکنم. امام (ره) از لحاظ رفتاریاش تمام آنچه یک جوان میخواست را داشت. هیچوقت تظاهر نمیکرد و بخاطر دیگران حرفش را عوض نمیکرد. امام (ره) اصلاً سعی نمیکرد قشنگ صحبت کند. خیلی راحت صحبت میکرد. سخنانش از دل برمیآمد و به دل مینشست. اصلاً از الفاظ قلمبه استفاده نمیکرد. مثلاً میفرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.» این را امام (ره) شعار نمیدادند زیرا اگر یک کشور متحد باشند هیچکس نمیتواند شکستشان بدهد.
وی ادامه داد: اگر فرض کنیم ما در آن زمان دچار احساسات شدیم پس چرا بعد از اینهمه سال هنوز به امام (ره) و رهبری علاقمندیم؟ یادم است یک شب رادیو اعلام کرد امام (ره) کسالت دارد و من آن شب تا صبح خوابم نبرد. شاه خودش را کشت تا نشان دهد در این نقشه جهان یک ایران نیز وجود دارد اما بازهم کسی ایران را نمیشناخت. به برادر من که میخواست از آمریکا برگردد میگفتند تو میخواهی به کشوری بروی که مردمش شتر سوار میشوند؟ اما امام (ره) ایران را به جهان شناساند. با اینهمه امام (ره) قدرت را برای خودش نمیخواست و حتی گفته بودند دوست ندارند هیچکس از خانوادهشان پست و مقامی را اشغال کند.
جدلی بیان کرد: از شاخصهای شخصیتی امام (ره) در زندگی شخصیشان احترامشان به همسرشان بود. که ما میشنیدیم حتی تا وقتی همسر امام به سفره دست نمیبردند امام (ره) نیز دست نمیبردند. در زندگی اجتماعیشان نیز همه چیز روشن است. واقعاً هیچ نقطه تاریکی نبود. شما قطع بدانید اگر نقطه تاریکی وجود داشت دشمنان زیرک ما آن را در بوق و کرنا میکردند.
روزی که آقای حیاتی در صدا و سیما اعلام کردند: «روح امام (ره) به ملکوت اعلی پیوست» صدای ضجه چنان از خانه ما بلند شد که همسایه ما سریع جلوی درب آمد که چه شده است؟ چون خبر نداشت.
وی توضیح داد: روزی که در هواپیما از امام (ره) پرسیدند چه احساسی دارید که به ایران برمیگردید؟ گفتند هیچی. خب، چه باید میگفتند؟ میگفتند خوشحالم که به ایران برمیگردم؟ امام (ره) که برای حکومت کردن نمیخواستند بیایند. امام (ره) برای رضای خدا میآمدند.
باید قدرشناس باشیم
این بانوی انقلابی گفت: شاید امروزه برخی بگویند که این حرفها دیگر معنی ندارد و قدیمی شده است. الان مرزها را برداشتهاند. اما واقعاً اینطور نیست. برای هرکسی خاکش ارزشمند است. برای هر کسی اعتقاداتش ارزشمند است.
وی افزود: در یکی ار برنامههای انقلاب که عکس شاه از پنجره به پایین افتاد و شیشهاش شکست یاد روزی افتادم که اول راهنمایی بودم و بیاختیار در کلاس نقاشی روی عکس شاهی که کشیده بودم خط زدم. یعنی نفرت از نظام شاهنشاهی خیلی قبلتر وجود داشت و در آن زمان بروز و ظهور یافته بود.
جدلی ادامه داد: انقلاب امام (ره) حد و مرز نداشت و اختصاص به ایران نیز نداشت. امام (ره) همانطور که رهبری نیز میگویند طرفدار مظلومین بودند. خاطرم هست امام (ره) در نامهای که برای گوراچف فرستاده بودند فروپاشی شوروی را پیشبینی کرده بودند و تأکید کرده بودند که کمونیست جوابگوی بشریت نیست. امام (ره) دوراندیش بود و آیندهنگری خوبی داشت.
وی همچنین گفت: برخی مواقع که با جوانان صحبت میکنم میبینم که برخی از جوانان فکر میکنند ما احساسی انقلاب کردیم اما واقعیت اینطور نیست. ما واقعاً اعتقاد داشتیم. ما وقتی عقد میگرفتیم خیلی عقد را ساده برگزار میکردیم زیرا آن زمان برای خانوادهها شهید میآمد و اصلاً خوب نبود که انسان نسبت به اطرافیانش بیتفاوت باشد. مادر من نیز چون باهم همعقیده بودیم بسیار مرا همراهی میکرد. خوشبختانه امتیاز من مادر و همسرم بودند.
این مبارز انقلابی گفت: من احساس میکردم اگر امام (ره) فوت کنند قلب من نیز خواهد ایستاد. امام (ره) که فوت کردند احساس خوبی نداشتم اما کمکم به این نتیجه رسیدم که هنوز مردم هستند و هنوز انسانهای خوب هستند. برخی مواقع بعضی میگویند زمان شاه همه چیز بود، ما چرا انقلاب کردیم؟ جواب من این است که نه، هرگز اینطور نبود. در زمان شاه شما جرأت نمیکردید جلوی یک پاسبان از یک پاسبان دیگر انتقاد کنید. الان از بالا تا پایین در همه جا حتی در مترو و تاکسی همه از همه چیز میگویند اما زمان شاه ما جرأت نداشتیم جلوی فامیل حرف بزنیم چون میترسیدیم که ارتباطی با ساواک داشته باشد. فکر میکنم خیلی باید قدرشناس باشیم.
دوست دارم برای مملکت اسلامی خودم کاری انجام داده باشم
این فعال فرهنگی بیان کرد: من سطح یک دروس حوزوی و همچنین کارشناسی علوم قرآن را گرفتم تا آنچه از علوم اسلامی احساس میکردم باید بدانم را بیاموزم. در مورد فعالیت خارج از خانه نیز این را به صراحت به بانوانی که در خانه هستند و توان فعالیت اجتماعی را ندارند میگویم که هیچگونه اشکالی ندارد چراکه توان انسانها متفاوت است. من از پسر اولم 9 کتاب در زمینه خلاقیت کودک و نوجوان چاپ کردم. احساس کردم بعد از جنگ نیاز به کار فرهنگی است همانطور که آقا فرمودند که شبیخون فرهنگی به ما زدند و نیاز است ما دوباره یک حرکتی بکنیم و من احساس کردم با تأسیس یک مؤسسه فرهنگی میتوانم آن مسیر را ادامه دهم. اگر کار فرهنگی با جان و دل انجام شود و مادیات در درجه دوم قرار بگیرد خیلی کارها میشود انجام داد.
وی تصریح کرد: علاقه من به امام (ره) نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر نیز شده است. اگر خطایی نیز میبینم انگیزهام بیشتر میشود. نمیگویم چرا فلانی خلاف کرد. خب، انسان است و هوای نفسش بر او غلبه کرده است اما در راه امام (ره) خطایی رخ نداده است.
مدیر انتشارات نغمه نواندیش افزود: برخی مواقع که در حوزه فرهنگی با من همکاری لازم نمیشود خیلی یاد تهمینه میکنم. میگویم جایت خالی اگر بودی باز محکم جلو میرفتی و به من قوت میدادی. شاید برخی بگویند این برگشت به عقب است. نه، این برگشت به عقب نیست بلکه حرکت رو به جلو است. یعنی چیزی باعث حرکت ما میشود و آن شخصیت امام (ره)، رهبر و ولایت است. اصلاً هم ابا ندارم که بگویم ولایی هستم. من ولایی هستم، امام (ره) و رهبر را نیز دوست دارم.
وی همچنین افزود: دغدغه اول من، خانواده من است. اگر فرزندانم بتوانند در اجتماع موفق باشند این مرا خیلی خرسند میکند که خدا را شکر از این بابت راضی هستم. بعد دوست دارم ببینم در جایگاهی که هستم برای مملکت اسلامی خودم کاری انجام داده باشم.
مردم نمیدانند شهدا چه کردند و که بودند
جدلی بیان کرد: آخرین باری که شهر مهران را دیدم وقتی بود که کربلا میرفتم. خاطرات بود که از ذهنم میگذشت. خاطراتی که پر از تصاویر شهدا بود. از خدا خواستم اگر توفیق من این است که شهید شوم در این راه یعنی راه کربلا شهید شوم.
وی گفت: دوستم تهمینه که شهید شد سر قبرش را با نوشتن گذراندم. نوشتم که تو چقدر خوش سعادت بودی که همراه شوهر و فرزندت رفتی. کوتاه بود اما پربار بود. از خدا بخواه زندگی من هم پربار باشد و پایانش با شهادت باشد. در کربلا از امام حسین (ع) شفای مریضان را خواستم و برای خودم توفیق شهادت را خواستم. عاقبت بخیری را خواستم و چه بهتر که این عاقبت خیر، شهادت باشد. همچنین آرزویم این است که این کشور به دست صاحبش یعنی صاحب الزمان (عج) برسد.
این امدادگر دفاع مقدس در پایان گفت: وقتی کسانی که در بهشت زهرا آسان از کنار قبر شهدا میگذرند را میبینم میگویم اینها نمیدانند شهدا چه کردند و که بودند. نمیدانند خانواده اینان چه مصائبی کشیدند که از جوانانشان گذشتند. شاید الان یکسری امکاناتی برای خانواده اینان فراهم شده باشد اما همه آن خانوادهها از آن استفاده نمیکنند و آنهایی که استفاده میکنند نیز حق قانونیشان است. برخی هستند که قانوناً حقی ندارند اما طلبکارند. در هر صورت امیدوارم این تاریخ زیبای ما همچنان زیبا بماند و مانند گذشته مردمی ایستاده باشیم.
* ایکنا
ثبت دیدگاه