خاطراتی شنیدنی از شهید «سید اسماعیل سیرت‌نیا»

در پی انتشار خبر شهادت مدافع حرم اهل‌بیت(ع) سید اسماعیل سیرت‌نیا، یکی از دوستان این شهید با نقل خاطراتی به ویژگی‌های اخلاقی و منش این شهید بزرگوار پرداخت.
به گزارش تا شهدا؛ در پی انتشار خبر شهادت مدافع حرم اهل‌بیت (ع) سید اسماعیل سیرت‌نیا یکی از دوستان این شهید با نقل خاطراتی به ویژگی‌های اخلاقی و منش این شهید بزرگوار پرداخت.
سید را چند سالی بود که می‌شناختم. او را در روضه‌ها و هیئت خانگی‌اش شناختم و بعدها که به عنوان کمک و همراه بچه‌های بسیج دانشجویی دانشگاه گیلان به راهیان نور می‌آمد بیشتر دیدم و توفیق همراهی‌اش را داشتم. این چند خط را برای ثبت در تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گیلان می‌نویسم و می‌دانم که تنها گوشه‌ای از فضایل مرد پرتلاش جبهه مقاومت است، اما شاید یادآوری‌اش برای ما غفلت زادگان تاریخ خالی از لطف نباشد. باشد که خدای متعال با تمام ناخالصی‌ها از ما بپذیرد.
سید را می‌شناختم؛ بخصوص از آن زمانی که مرام و مردانگی ش در مهرماه سال 91 من را شرمنده این شهید والامقام کرد. سال 91 وقتی مادر بزرگوارم دچار بیماری سختی شدند و مجبور شدیم که او را به تهران منتقل کنیم و من آن زمان آغازین روزهای تحصیل در کارشناسی ارشد را سپری می‌کردم؛ مجبور شدم تا در آن تنهایی و دستپاچگی بیمارستان، شماره و نام برخی دوستان مختلف از جمله ساکنین تهران را مرور کنم. نام «سید اسماعیل سیرت نیا» به ذهنم رسید. او تا آن زمان یک «دوست» بیشتر نبود. اما به دو خاطر با او تماس گرفتم:
اول، آن که آرامش او را در شرایط سخت اردوی راهیان نور و شکل مدیریت وی را دیده بودم و به شدت می‌پسندیدم.
و دوم، آنکه سید ساکن تهران بود و راحتتر می‌توانستم مزاحم او بشوم و در کنار همه این‌ها سید از حیث سن و سال برای من حکم برادر بزرگ‌تر را داشت.
نتیجه آن تماس باور کردنی نبود. ساعاتی بعد سید با یک دمپایی ساده و ماشین پرایدش و با آن لبخند دلنشین در کنار من ایستاده بود! یادش بخیر! ناهارش لقمه‌ای بود که در حین رانندگی به سمت مطب دکتر، مادر به او داده بود و رختخوابش در آن چند شب صندلی پراید پارک شده در کنار درب اصلی بیمارستان امام خمینی (ره) و پس‌زیمنه داخل ماشین هم چیزی جز مداحی حاج محمود نبود!
سید را می‌شناختم. از همان روزهای داغ فتنه 88 که ما آن چنان که باید شهامت مقابله با شبهات و حضور در صحنه‌ها را نداشتیم و اما او پای ثابت جلسات روشنگری رشت بود! یا شرکت کننده و یا برگزار کننده... (بگذریم از کارهایی که در تهران کرده بود!)
آن روزها خیلی‌ها یا سکوت کرده بودند و یا منتظر اتفاقات بعدی بودند! اما او به والله قسم! در صحنه بود و از هیچ ملامت و متلک و امتیاز منفی! دلسرد نمی شد.
سید به راستی مرد لحظات دشوار و انیس روضه‌های اهل بیت(ع) بود. دوست داشتم این را به طور اختصاصی به عنوان یک پایه روضه‌ای کوچک سید به یادگار بنویسم: سید عاشق و دلداده مادر سادات، خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها بود و نمی‌دانم چه رازی است بین شهداء و مادرشان که این چنین عاقبتی را برایشان رقم می‌زند!
هنوز شیرینی ذکر روضه‌های مادر سادات توسط این سادات و مداح دلسوخته در منزل شهید حاج مصطفی زمانی (دورانی که حاجی هنوز به شهادت نرسیده بودند) و ذکر روضه‌اش در خاک سرخ خوزستان در گوشمان هست و طنین ناله‌های جانسوز ایشان در قلب دوستانش به یادگار مانده است.
سید یک فرد معمولی مثل من و شما بود. امروز که دوستان خبر شهادتش را به من دادند، نکته‌ای را به آن‌ها یادآوری کردم. شاید خیلی‌ها که سید را دیده باشند، او و شوخ طبعی و سادگی ‌اش در رفتار و رک بودنش در کلام برایشان جلوه کرده باشد، اما من می‌خواهم بگویم سید به غیر از اینکه یک فرد معمولی مثل من و شما بود، ویژگی‌های برجسته دیگری داشت که خیلی از ما در آن ها لنگ می‌زنیم و به گمان این حقیر، همین ویژگی‌ها بود که او را به قافله شهدای مدافع حرم ملحق کرد:
اول، آنکه او را همیشه مدافع صریح و بی‌پرده منهاج ولایت فقیه و دلباخته «سید علی حسینی خامنه‌ای» (حفظه الله) یافتم. سید حاضر نبود بر سر اصول انقلابی‌اش معامله کند. در تمام جلسات روشنگری و برنامه‌های سیاسی و هیئتی پیشگام و در عین حال عموماً تنها بود!
دوم آنکه ایشان مرز شوخی و جدی را می‌شناخت. در عین اینکه از خیلی از ما شوخ‌تر و رک‌تر بود، اما وقتی اسم ارزش‌ها مطرح می‌شد و بحث‌های سیاسی و مذهبی به میان می‌آمد بسیار صریح و جدی میشد؛ بخصوص در هنگام ذکر و یاد اهل‌بیت عصمت و طهارت و به‌ویژه مادر سادات.
سوم آنکه ایشان به شدت روحیه بسیجی و تدارکاتی داشت و علی رغم اینکه من از برخی قرائن مطلع شده بودم که در سپاه محمد (ص) تهران مسئولیت‌ها و کارهای جدی بر عهده گرفته است، اما خودش را همیشه به عنوان یک نیروی ساده تدارکات لشگر 27 معرفی می‌کرد و برعکس خیلی‌ها قیافه و پز رفاقت با برخی بزرگان جنگ و انقلاب را نمی‌داد هر چند که با برخی از بزرگان چون حاج حسین الله‌کرم رفاقت و هم نشینی داشت.
چهارم آنکه سید چند سالی بود که در یکی از رشته‌های علوم انسانی شروع به تحصیل کرده بود و در عین مشغله زیاد به شدت طالب درک مباحث و فهم عمیق دروس دانشگاهی بود. در این چند مدت اخیر با به طور مداوم با هم ارتباط داشتیم و ایشان از این حقیر دائما در رابطه با مباحث مختلف هم فکری می‌گرفتند و به شدت دغدغه تحلیل به شکل عام و علوم انسانی اسلامی به طور خاص داشتند. ارتباطشان با اساتید نیز خیلی خوب و علمی بود و برایم از گفت‌وگوها و بحث‌های علمی کلاس تعریف کرده بود. به نظرم این برای امثال ما و من که از فضای درس و بحث فراری هستیم درس بزرگی است که می‌شود در عین حضور در میادین جهاد و شهادت اهل درس و بحث هم بود. و صد حیف که سید بدقولی کرد! قرار بود که سال بعد او را در مقطع ارشد یکی از دانشگاه‌های دولتی تهران ملاقات کنم...
و آخر اینکه سید به تمام معنا «لوطی» و با مرام بود. در شرایطی که خیلی‌ها که از آنها انتظار کمک داری، فراموشت می‌کنند سید از آنهایی بود که بیشتر در چنین شرایطی رؤیت میشد! این را حداقل امثال من و «مهدی نورسته» عزیز که باجناقش هم بود، خوب به خاطر دارند.
به قول یکی از دوستان، «شهادت مزد خوبان است» و من فکر می‌کنم سید مزد این همه سال کم خوابی و دویدن در این جبهه و سینه زدن خالصانه زیر بیرق امام و شهدای عزیز را گرفت و خوشا به حالش!
به گمانم آنچه برای این شهید عزیز، شهید سجاد طاهرنیای عزیز و سایر شهدای عزیز و هم شهری‌های دیروز و ساکنین امروز بهشت و رضوان الهی دارای اهمیت است این است که ما هم تکان بخوریم و برای سعادت مند شدن قدمی برداریم! رفقا! به یاد بیاوریم آیات شریفه سوره یاسین را که در آن شهید و رسول الهی با حسرت می‌گوید که کاش سایرین هم از حال خوش من و مزد زحماتم با خبر بودند.
پس این ما و این راه سید عزیز که بیشتر از آن که گفتنی باشد رفتنی است! به راستی سید مصداق این آیه شریفه سوره مبارکه یونس بود که: «أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»
محمدحسین نیکزاد - دوست شهید

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.