اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران کیست؟
شهید مهندس محمدرضا پورکیان اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران در دفاع مقدس است که در خطه خوزستان در نبرد تن با تانک و در بیست و سوم مهر سال ۵۹ به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حماسه ای ماندگار را برای نسل امروز و فردای ایران اسلامی به یادگار گذاشت…
به گزارش تا شهدا؛ چهارشنبه مورخ ۲۲ ام مهرماه در آستانه شروع محرم الحرام، مراسم یادواره این شهید بزرگوار در گلستان شهدای اصفهان برگزار می گردد. این مراسم با رونمایی از کتاب «قهرمان نبرد تن و تانک» و همچنین گرامی داشت یاد شهدای عملیات ثامن الائمه، عملیات فرماندهی کل قوا، عملیات والفجر ۴ و نیز مدافعان بستان و سوسنگرد همراه است. سخنران این جلسه دکتر محسن رضایی (دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام) و با مجریگری محمدرحمان نظام اسلامی خواهد بود. ساخت مستند «قهرمان نبرد تن و تانک» نیز به زودی به اتمام می رسد.
گفتنی است این شهید دانشجوی بورسیه مهندسی برق و از فعالان انقلاب و دوران دفاع مقدس بود که به همراه سردار محسن رضایی و امیر دریابان علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت. مسئولیت فرماندهی و قائم مقامی سپاه پاسداران اهواز از جمله مسئولیت های اولیه شهید «پورکیان» بود. نحوه شهادت او نیز شاید منحصر به فرد باشد. ایشان در محاصره سوسنگرد لحظهای حاضر به عقب نشینی نبود و با دستور عقبنشینی به سایر برادران پاسدار که ۲۵ متر با تانکها فاصله داشتند باعث نجات آنان میشود. وقتی که فشنگهایش تمام میشود با دو نارنجکِ خود، یک تانک دیگر دشمن را منهدم و خودش هم از ناحیه پیشانی تیر میخورد و به شهادت می رسد.
علت گمنامی این شهید در میان مردم شهر اصفهان چیست؟
مزار این شهید بزرگوار در گلستان شهدای اصفهان واقع است و هم اکنون خانواده او ساکن شاهین شهر اصفهان هستند. لیکن از آنجا که وی اصالتا خوزستانی الاصل است متاسفانه در شهر اصفهان کمتر شناخته شده می باشد.

در ادامه مختصری از زندگی نامه این شهید را از نظر می گذرانیم.
محمدرضا در سال ۱۳۳۸ در شهرستان آغاجاری ـ امیدیه استان خوزستان متولد شد. پورکیان در سال ۱۳۵۴ به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهیت رژیم و وابستگی او به آمریکا مورد تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه گشت تا اینکه یکی از افسران ارتش با وساطت بسیار او را از اعدام قطعی نجات داد و محمدرضا به آغوش خانواده بازگشت.وی نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شرکت نفت و راهپیمایی ها ایفا نمود. بعد از پیروزی انقلاب به همراه محسن رضایی و علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش به سزایی ایفا کرد.
مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت، سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان رامهرمز و تاسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود.آنگاه با گروه های منافق که درصدد تجزیه استان خوزستان بودند به مبارزه برخاست و در زمان جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد.
او سرانجام در جاده سوسنگرد ـ حمیدیه طی یک نبرد نابرابر به محاصره دشمن درآمد. اما توانست نیروهایش را از چنگال آنها نجات دهد و ۵ دستگاه تانک دشمن را منهدم سازد. پورکیان در هنگام مقابله با دشمن بر اثر اصابت گلوله به پیشانی به شهادت رسید.
محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهید پورکیان می گوید: در اوایل جنگ در نزدیکی حمیدیه عراقی ها جاده حمیدیه سوسنگرد را تهدید می کردند، در آنجا من بیاد دارم که برادر شهیدم «پورکیان» وقتی فهمیده بود که جاده حمیدیه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق ۱۵ نفر از برادران با دو ماشین به سمت عراقی ها حرکت می کنند.
عراقی ها که این دو ماشین را مشاهده می کنند سوار بر تانک ها و نفربرها شده و با سرعت به سویشان حرکت می کنند. برادرها هم از ماشین پیاده می شوند و در شیارها و جوی ها سنگر می گیرند. تانک ها می آیند تا به ۲۵ متری اینها می رسند. تعدادی از برادرها در اینجا شهید می شوند و ۵ تانک را نیز می زنند. از طرف دیگر تمام فشنگ هایشان تمام می شود. (چون اینها احتمال درگیری طولانی نمی دادند.) وقتی فشنگ ها تمام می شود برادر «پورکیان» به دیگران می گوید برگردید! خودش دو نارنجک می کشد و آماده می شود که اگر عراقی ها نزدیکش آمدند اقدام کند. برادر «پورکیان» با دو نارنجک خود یک تانک دیگر عراقی را ناقص می کند و خودش هم شهید می شود و در همانجا می ماند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
گفتنی است این شهید دانشجوی بورسیه مهندسی برق و از فعالان انقلاب و دوران دفاع مقدس بود که به همراه سردار محسن رضایی و امیر دریابان علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت. مسئولیت فرماندهی و قائم مقامی سپاه پاسداران اهواز از جمله مسئولیت های اولیه شهید «پورکیان» بود. نحوه شهادت او نیز شاید منحصر به فرد باشد. ایشان در محاصره سوسنگرد لحظهای حاضر به عقب نشینی نبود و با دستور عقبنشینی به سایر برادران پاسدار که ۲۵ متر با تانکها فاصله داشتند باعث نجات آنان میشود. وقتی که فشنگهایش تمام میشود با دو نارنجکِ خود، یک تانک دیگر دشمن را منهدم و خودش هم از ناحیه پیشانی تیر میخورد و به شهادت می رسد.
علت گمنامی این شهید در میان مردم شهر اصفهان چیست؟
مزار این شهید بزرگوار در گلستان شهدای اصفهان واقع است و هم اکنون خانواده او ساکن شاهین شهر اصفهان هستند. لیکن از آنجا که وی اصالتا خوزستانی الاصل است متاسفانه در شهر اصفهان کمتر شناخته شده می باشد.

در ادامه مختصری از زندگی نامه این شهید را از نظر می گذرانیم.
محمدرضا در سال ۱۳۳۸ در شهرستان آغاجاری ـ امیدیه استان خوزستان متولد شد. پورکیان در سال ۱۳۵۴ به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهیت رژیم و وابستگی او به آمریکا مورد تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه گشت تا اینکه یکی از افسران ارتش با وساطت بسیار او را از اعدام قطعی نجات داد و محمدرضا به آغوش خانواده بازگشت.وی نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شرکت نفت و راهپیمایی ها ایفا نمود. بعد از پیروزی انقلاب به همراه محسن رضایی و علی شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش به سزایی ایفا کرد.
مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت، سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان رامهرمز و تاسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود.آنگاه با گروه های منافق که درصدد تجزیه استان خوزستان بودند به مبارزه برخاست و در زمان جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد.
او سرانجام در جاده سوسنگرد ـ حمیدیه طی یک نبرد نابرابر به محاصره دشمن درآمد. اما توانست نیروهایش را از چنگال آنها نجات دهد و ۵ دستگاه تانک دشمن را منهدم سازد. پورکیان در هنگام مقابله با دشمن بر اثر اصابت گلوله به پیشانی به شهادت رسید.
محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهید پورکیان می گوید: در اوایل جنگ در نزدیکی حمیدیه عراقی ها جاده حمیدیه سوسنگرد را تهدید می کردند، در آنجا من بیاد دارم که برادر شهیدم «پورکیان» وقتی فهمیده بود که جاده حمیدیه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق ۱۵ نفر از برادران با دو ماشین به سمت عراقی ها حرکت می کنند.
عراقی ها که این دو ماشین را مشاهده می کنند سوار بر تانک ها و نفربرها شده و با سرعت به سویشان حرکت می کنند. برادرها هم از ماشین پیاده می شوند و در شیارها و جوی ها سنگر می گیرند. تانک ها می آیند تا به ۲۵ متری اینها می رسند. تعدادی از برادرها در اینجا شهید می شوند و ۵ تانک را نیز می زنند. از طرف دیگر تمام فشنگ هایشان تمام می شود. (چون اینها احتمال درگیری طولانی نمی دادند.) وقتی فشنگ ها تمام می شود برادر «پورکیان» به دیگران می گوید برگردید! خودش دو نارنجک می کشد و آماده می شود که اگر عراقی ها نزدیکش آمدند اقدام کند. برادر «پورکیان» با دو نارنجک خود یک تانک دیگر عراقی را ناقص می کند و خودش هم شهید می شود و در همانجا می ماند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
ثبت دیدگاه