قورباغه ها یک لشگر را نجات دادند!
چند نفری هم برای این موضوع شهید شده بودند، که ناگهان، در یک چشم به هم زدن، تمام اروند و همه ی ساحل، پر از صدای قورباغه هایی شد که به یاری نیرو ها آمده بودند، شد. آن ها سر و صدا می کردند تا صدای سرفه رزمندگان به گوش دشمن نرسد. همان لحظه بود که اعجاز توسل به ائمه ی اطهار (علیه السلام) را یافتیم و بار دیگر خدا را سپاس گفتیم.
به گزارش تا شهدا؛ تصمیم براي یکسره کردن کار جنگ با اجراي عملیاتي بزرگ و سرنوشت ساز در سال 1365 تلاش سپاه پاســداران را بــراي طراحي عملیات کربلاي 4 در منطقه ابوالخصیب و شلمچه با هدف رسیدن به دروازه هاي جنوبي بصره در پي داشت.
این منطقـه کـه داراي ویــژگي ها و ارزش بالاي سیاسي و نظامي است پس از شلمچه مهمترین منطقه عملیاتي در جبهه جنوب به شمار مي رفت. سپاه پاسداران براي اجراي این عملیات 250 گردان نیرو را در قالب چهار قرارگاه عملیاتي سازمان دهي کرد کـه کمتر از 60 گردان آن وارد عمل شدند. ساعاتي قبل از شــروع عملیات رزمندگان غواص وارد اروندرود شدند و به سـمت خـط دشـمن حرکـت کردند. در ادامه خاطره ای از علی اکبر بیدی از رزمندگان دفاع مقدس را از عملیات والفجر 4 را منتشر می کنیم.
هنگام عبور از اروند رود در عملیات والفجر 4 به خاطر تلاطم بسیار آب، دهان و گلوی برخی از غواصان پر از آب شده و در آستانه ی خفه شدن بودند. در چنین حالتی، بی آنکه بخواهند دچار وضعیتی شده بودند که ناچار به سرفه کردن بودند.
اما چون می دانستند با یک سرفه کوچک هم عملیات لو می رود و نیروها شهید می شوند، با تمام توان، تلاش می کردند که سرفه نکنند. وضعیت اظطراری بود، ماجرا را با سردار قربانی در میان گذاشتیم. ایشان گفتند: اگر شده خود را خفه کنید، اما سرفه نکنید چون یک لشگر نابود می شود.
ما که از انتقال این پیام می لرزیدیم، مجبور به ابلاغ پیام سردار به نیروها شویم. در پی این ابلاغ، چنان صحنه های دردناک و تکان دهنده ای دیدیم که به راستی بازگو کردن آن ها برای ما بسیار سخت و دشوار است.کسانی که درچار سرفه شده بودند، بار ها به زیر آب می رفتند، اما باز موفق به این کار نمی شدند. در شرایط سختی قرار داشتیم، بار دیگر فرمانده را در جریان گذاشتیم، موضوع هستی و نیستی یک لشگر در میان بود.
در حال پیدا کردن راهی بودیم، از ائمه ی اطهار یاری خواستیم. چند نفری هم برای این موضوع شهید شده بودند، که ناگهان، در یک چشم به هم زدن، تمام اروند و همه ی ساحل، پر از صدای قورباغه هایی شد که به یاری نیرو ها آمده بودند، شد. آن ها سر و صدا می کردند تا صدای سرفه رزمندگان به گوش دشمن نرسد. همان لحظه بود که اعجاز توسل به ائمه ی اطهار (علیه السلام) را یافتیم و بار دیگر خدا را سپاس گفتیم.
این منطقـه کـه داراي ویــژگي ها و ارزش بالاي سیاسي و نظامي است پس از شلمچه مهمترین منطقه عملیاتي در جبهه جنوب به شمار مي رفت. سپاه پاسداران براي اجراي این عملیات 250 گردان نیرو را در قالب چهار قرارگاه عملیاتي سازمان دهي کرد کـه کمتر از 60 گردان آن وارد عمل شدند. ساعاتي قبل از شــروع عملیات رزمندگان غواص وارد اروندرود شدند و به سـمت خـط دشـمن حرکـت کردند. در ادامه خاطره ای از علی اکبر بیدی از رزمندگان دفاع مقدس را از عملیات والفجر 4 را منتشر می کنیم.
هنگام عبور از اروند رود در عملیات والفجر 4 به خاطر تلاطم بسیار آب، دهان و گلوی برخی از غواصان پر از آب شده و در آستانه ی خفه شدن بودند. در چنین حالتی، بی آنکه بخواهند دچار وضعیتی شده بودند که ناچار به سرفه کردن بودند.
اما چون می دانستند با یک سرفه کوچک هم عملیات لو می رود و نیروها شهید می شوند، با تمام توان، تلاش می کردند که سرفه نکنند. وضعیت اظطراری بود، ماجرا را با سردار قربانی در میان گذاشتیم. ایشان گفتند: اگر شده خود را خفه کنید، اما سرفه نکنید چون یک لشگر نابود می شود.
ما که از انتقال این پیام می لرزیدیم، مجبور به ابلاغ پیام سردار به نیروها شویم. در پی این ابلاغ، چنان صحنه های دردناک و تکان دهنده ای دیدیم که به راستی بازگو کردن آن ها برای ما بسیار سخت و دشوار است.کسانی که درچار سرفه شده بودند، بار ها به زیر آب می رفتند، اما باز موفق به این کار نمی شدند. در شرایط سختی قرار داشتیم، بار دیگر فرمانده را در جریان گذاشتیم، موضوع هستی و نیستی یک لشگر در میان بود.
در حال پیدا کردن راهی بودیم، از ائمه ی اطهار یاری خواستیم. چند نفری هم برای این موضوع شهید شده بودند، که ناگهان، در یک چشم به هم زدن، تمام اروند و همه ی ساحل، پر از صدای قورباغه هایی شد که به یاری نیرو ها آمده بودند، شد. آن ها سر و صدا می کردند تا صدای سرفه رزمندگان به گوش دشمن نرسد. همان لحظه بود که اعجاز توسل به ائمه ی اطهار (علیه السلام) را یافتیم و بار دیگر خدا را سپاس گفتیم.
ثبت دیدگاه