هر چه مشیت خدا باشد

حاج همت کلافه و عصبانی از اتاق بیرون زد: آخر مگر حاجی را نمی شناسید! وقتی تصمیم گرفت کاری بکند، دیگر دست بردار نیست. 
تا شهدا؛ چهاردهم تیرماه، صبح زود، آماده ی حرکت شدند. داخل ماشین، آقا تقی بود، حاج احمد و کاردار سفارت، «کاظم اخوان» عکاس و خبرنگار شیردل، که در عملیات بیت المقدس موفق شده بود عکسهای جالبی بگیرد، همراه گروه بود. خیال داشت وقتی وارد بیروت مشوند، از مناطق جنگ زده و جنایتهای اسرائیلیها عکس و خبر تهییه کند. دیگر چیزی به لحظه حرکت نمانده بود حاج همت با یکی از رزمندگان به شدت بحث می کرد: هیچ طوری زیر بار نمی روند، قبول نمی کند.
_بیروت شده لانه گرگ ها. شما را به خدا نگذارید حاج احمد برود. 
حاج همت کلافه و عصبانی از اتاق بیرون زد: آخر مگر حاجی را نمی شناسید! وقتی تصمیم گرفت کاری بکند، دیگر دست بردار نیست. 
_حالا بیا دو نفری برویم، باز هم خواهش کنیم. شاید منصرف بشود. هر دو خودشان را جلوی ماشین رساندند و گفتند: حاجی ما مخلص شماییم. بگذارید ما جای شما برویم. نگاه حاج همت هم همین را می گفت. 
حاج احمد نگاه مصمم و پر معنایی به آنان انداخت: برادران! دلتان با خدا باشد به او توکل کنید. هر چه مشیت خدا باشد، همان می شود. خدا نگهدارتان!
جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.