بالگرد و اردک... /روایتی از سرهنگ صمد ایل بیگی
در عملیات بیت المقدس یکی از این نقاط تخلیه مجروح که در مکالمات هوایی باغچه خطاب می شد ، نزدیک خرمشهر در کنار دو سه تپه ی کم ارتفاع و یک برکه بزرگ آب قرار داشت .آن برکه محل تجمع پرندگان مختلفی از جمله اردک، غار، درنا و مرغ های مهاجر بود و به صورت دسته های پر تعداد نشست و برخاست میکردند .
به گزارش تا شهدا؛ هوانیروز در ایام جنگ به برپایی پایگاه های موقت برای تخلیه شهدا و مجروحین جنگ در نقاط مختلف جبهه اقدام کرده بود. این پایگاه ها برای فرود و پرواز بالگردها بود که دارای اسامی مستعاری مثل قایق یک تا 9، باغچه یک تا 8 و غیره بودند. مجروحان و شهدا را با خودرو به این نقاط انتقال می دادند و از آنجا با بالگرد های ترابری که به آنها بالگرد نجات می گفتند، به بیمارستان های شهرهای مختلف انتقال داده می شدند. حضور بالگرد های نجات در این نقاط هم فقط در روشنایی روز بود و بالگرد ها اجبار داشتند قبل از سان ست به پایگاه های اصلی خود باز گردند .
در عملیات بیت المقدس یکی از این نقاط تخلیه مجروح که در مکالمات هوایی باغچه خطاب می شد ، نزدیک خرمشهر در کنار دو سه تپه ی کم ارتفاع و یک برکه بزرگ آب قرار داشت .آن برکه محل تجمع پرندگان مختلفی از جمله اردک، غار، درنا و مرغ های مهاجر بود و به صورت دسته های پر تعداد نشست و برخاست میکردند . تماشای این پرندگان برای نیروهای بالگرد در اوقاتی که پرواز نداشتند بسیار لذت بخش بود و اکثر مواقع هم با گوشت و تخم های آنها، شکمی از عزا در می آوردند اما در این لذت دیری نمی پایید چون با دیدن صحنه ی ناراحت کننده ای که نا خودآگاه خود عاملش بودند و در زمان روشن کردن موتور بالگرد رخ می داد، خلق شان را تنگ می کرد متاسفانه این صحنه دردناک فقط برای اردک ها اتفاق می فتاد و درباره پرندگان دیگر صادق نبود.
استارت اولیه برای روشن شدن بالگرد با چرخش ملخ ها، صدای کر کننده ی زوزه مانندی دارد که این صدا تا دور گرفتن ملخ های بزرگ و دُم بالگرد ادامه پیدا می کند و تا زمانی که به دور نهایی برای پرواز نرسیده ،عادی نمی شود.هر موقع اقدام به استارت می کردیم ،اگر اردکی در حال نشست و برخاست بر روی برکه و یا در حال پرواز در آسمان برکه وحوالی آن بود، همانند پرنده ای که مورد اصابت گلوله قرار گرفته باشد تکان سختی میخورد و بلافاصله به زمین میفتاد و به فاصله چند ثانیه جان می داد انگار اردک ها از صدای زوزه موتور بالگرد زهره ترک می شدند برخی مواقع این طرز مردن آنها به قدر در ما تاثیر می گذاشت و ناراحت می شدیم که بقیه اوقاط را دمغ بودیم. بارها اتفاق افتاد که به خاطر این موضوع اعتراض کردیم و خواستار تعویض آن محل شدیم ، اما به علت اهمیت خاصی که آن نقطه برای بالگرد ها داشت از قبول پیشنهاد ما خود داری می کردند . از سوی دیگر متحیر مانده بودیم که چرا این زهره ترک شدن درباره پرندگان دیگر اتفاق نمی افتد. این عذاب روحی را داشتیم تا اینکه عملیات بیت المقدس تمام شد. مشاهده و تجربه آن مأموریت باعث شد در مأموریت ها و عملیات های بعد سعی کنیم حتی الاامکان به آسمان حوالی آن برکه پرواز نکنیم و یا درخواست می کردیم که شهدا و مجروحان را به باغچه ها و قایق های دیگر منتقل کنند اما با این همه پیش بینی و دغدغه بعضی موقع باز هم خبر می رسید به آن محل مجروح یا شهید برده اندو حتما باید به آن باغچه پرواز می کردیم. مجروح قطع نخاع و یا ضربه مغزی و یا دست و پا قطع شده ای که نیاز اضطراری به نجات داشت و نیروهای امدادی زمینی او را به نزدیک ترین محل نجات- همان باغچه - برده بودند و ما باید به نجاتش می شتافتیم.
( راوی – سرهنگ صمد ایل بیگی )
در عملیات بیت المقدس یکی از این نقاط تخلیه مجروح که در مکالمات هوایی باغچه خطاب می شد ، نزدیک خرمشهر در کنار دو سه تپه ی کم ارتفاع و یک برکه بزرگ آب قرار داشت .آن برکه محل تجمع پرندگان مختلفی از جمله اردک، غار، درنا و مرغ های مهاجر بود و به صورت دسته های پر تعداد نشست و برخاست میکردند . تماشای این پرندگان برای نیروهای بالگرد در اوقاتی که پرواز نداشتند بسیار لذت بخش بود و اکثر مواقع هم با گوشت و تخم های آنها، شکمی از عزا در می آوردند اما در این لذت دیری نمی پایید چون با دیدن صحنه ی ناراحت کننده ای که نا خودآگاه خود عاملش بودند و در زمان روشن کردن موتور بالگرد رخ می داد، خلق شان را تنگ می کرد متاسفانه این صحنه دردناک فقط برای اردک ها اتفاق می فتاد و درباره پرندگان دیگر صادق نبود.
استارت اولیه برای روشن شدن بالگرد با چرخش ملخ ها، صدای کر کننده ی زوزه مانندی دارد که این صدا تا دور گرفتن ملخ های بزرگ و دُم بالگرد ادامه پیدا می کند و تا زمانی که به دور نهایی برای پرواز نرسیده ،عادی نمی شود.هر موقع اقدام به استارت می کردیم ،اگر اردکی در حال نشست و برخاست بر روی برکه و یا در حال پرواز در آسمان برکه وحوالی آن بود، همانند پرنده ای که مورد اصابت گلوله قرار گرفته باشد تکان سختی میخورد و بلافاصله به زمین میفتاد و به فاصله چند ثانیه جان می داد انگار اردک ها از صدای زوزه موتور بالگرد زهره ترک می شدند برخی مواقع این طرز مردن آنها به قدر در ما تاثیر می گذاشت و ناراحت می شدیم که بقیه اوقاط را دمغ بودیم. بارها اتفاق افتاد که به خاطر این موضوع اعتراض کردیم و خواستار تعویض آن محل شدیم ، اما به علت اهمیت خاصی که آن نقطه برای بالگرد ها داشت از قبول پیشنهاد ما خود داری می کردند . از سوی دیگر متحیر مانده بودیم که چرا این زهره ترک شدن درباره پرندگان دیگر اتفاق نمی افتد. این عذاب روحی را داشتیم تا اینکه عملیات بیت المقدس تمام شد. مشاهده و تجربه آن مأموریت باعث شد در مأموریت ها و عملیات های بعد سعی کنیم حتی الاامکان به آسمان حوالی آن برکه پرواز نکنیم و یا درخواست می کردیم که شهدا و مجروحان را به باغچه ها و قایق های دیگر منتقل کنند اما با این همه پیش بینی و دغدغه بعضی موقع باز هم خبر می رسید به آن محل مجروح یا شهید برده اندو حتما باید به آن باغچه پرواز می کردیم. مجروح قطع نخاع و یا ضربه مغزی و یا دست و پا قطع شده ای که نیاز اضطراری به نجات داشت و نیروهای امدادی زمینی او را به نزدیک ترین محل نجات- همان باغچه - برده بودند و ما باید به نجاتش می شتافتیم.
( راوی – سرهنگ صمد ایل بیگی )
ثبت دیدگاه