قدر شمع را پروانه می شناسد
دفاع مقدس علیرغم تمامی آسیبهای جسمی و روحی و ویرانههای شهرها و روستاها، صحنه آزمایش مردان بزرگی بود که جانانه میدان دار صحنه نبرد شدند و از وطن و ناموس خود دفاع کردند.
تا شهدا - عدهای در این راه شهد شیرین شهادت نوشیدند و گروهی گردن آویز جانبازی آویختند و حالا تندیس ایثار و گذشت گشتهاند.با یکی از جانبازان ۷۰ درصد شهرضا آقای جعفر شاهپری و همسر ایشان گفتوگویی را انجام شده است که ماحصل آن در ذیل از نظر خوانندگان گرامی میگذرد.
- جناب آقای شاهپری برای آغاز صحبت، لطفا اشارهای به جانباز شدن خود در جنگ داشته باشید؟بنده جعفر شاهپری جانباز هفتاد درصد متولد۱۳۴۱ دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی در سوم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ و در عملیات پیروزمند بیت المقدس در مرحله تکمیلی و ساعاتی قبل از اینکه خرمشهر عزیز به آغوش میهن اسلامی باز گردد، در حال ورود به دروازه های شهر محاصره شده خرمشهر به علت اصابت ترکش خمپاره به ستون فقرات دچار ضایعه نخاعی شدم و به درجه رفیع جانبازی نائل گشتم.
- بعد از انقلاب در کجا فعالیت داشتید؟پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همزمان بود با هفده سالگی من، محصل بودم و تحصیلاتم در دوره دبیرستان تازه تمام شده بود، که جنگ تحمیلی رژیم بعثی علیه ایران اسلامی شروع شده بعد از مجروحیت، اما به مدت پنج سال در بنیاد مستضعفان و جانبازان و در واحدهای مختلف مشغول به کار بوده ام.
- چه مدت در جبهه حضور داشنه اید و سن شما در زمان جنگ چقدر بوده است؟بعد از گذراندن دورههای آموزشی نظامی به عنوان نیروی پیاده و در سن بیست سالگی به جبهه جنوب (شلمچه) اعزام شدم و از مرحله دوم عملیات پیروزمند بیت المقدس تا سوم خرداد ۶۱ یعنی روز آزادی خرمشهر به مدت هجده روز در منطقه حضور داشتم.
- در چه عملیات هایی شرکت داشته اید؟تنها در عملیات بیت المقدس که در همان عملیات نیز مجروح شدم.
- چه کسی را به عنوان الگوی خود در زندگی اتخاب کردید؟به عنوان یک حقیقت محض همیشه و از صمیم قلبم آرزو داشته ام در تمامی مراحل زندگی به حضرت علی(ع) تاسی داشته باشم.
- بزرگترین مطالبه شما از دولت چیست؟به عنوان یک مجروح جنگ مطالبه خاصی از دولت نداشته و ندارم، اما آرزوی من یک زندگی با عزت و سربلند برای جامعه ایثارگر است.
- به نظرتان اگر بخواهیم به درستی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را داشته باشیم باید چه کنیم؟راه های زیادی برای این کار وجود دارد اما میتوان به موارد ذیل اشاره کردالف)سرکشی به خانواده معظم شهدا و جامعه ایثارگر و پاس داشتن یاد این عزیزانب)خاطرات دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به صورت مستند و مکتوب جمع آوری شده در اختیار آحاد جامعه قرار گیردج)بسط و توسعه رسانه های جمعی به خصوص صدا و سیماد)مقابله همه جانبه با پدیده شوم ماهواره بدلیل اینکه کشورهای استکبار، سرمایه گذاری عظیمی روی این طرح انجام داده و یکی از راهکارهای مقابله با جمهوری اسلامی و فراموش شدن فرهنگ ایثار و شهادت را در این وسیله پیگیری می کنند، هرچند که چند سالی است شبکه های اجتماعی هم به عنوان بازوی کمکی این نقش یعنی تخریب باورهای اسلامی و عدم ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را به عهده گرفته اند.
- شما یک جانباز را چگونه معرفی میکنید؟جانباز به معنای واقعی کلمه شخصی است که بدون هیچ چشمداشتی روح و جسم خود را به فرمان امام زمانش در راه اعتلای دین و میهن به کار گرفته است.
- مصائب و مشکلات یک جانباز چیست؟مصائب و مشکلات یک جانباز با توجه به سپری شدن سالهای زیاد از اتمام جنگ تحمیلی و پا گذاشتن به سنین میانسالی بیشتر به محدودیت های جسمی و حرکتی برمیگردد که البته آن هم با توکل به خداوند متعال مرتفع میگردد ولی گاهی بنظر میرسد خانواده جانباز هم به نوعی درگیر مشکلات شخص جانباز میشود به عنوان مثال جانبازی که به خاطر نوع مجروحیت نابارور است و یا آرزوی داشتن فرزند برای جانباز شیمیایی که او از این کار به خاطر یک سری پارامترهای خاص منع شده و یا مشکلات بسیار عدیده ای که خانواده یک جانباز اعصاب و روان با آن روبه رو میباشند.
- انتظارتان از مسئولان شهر و کشور چیست؟من به عنوان یک مجروح جنگی هیچ انتطار خاصی از مسئولان شهر و ایران اسلامی نداشته و ندارم اما یادمان نرود که مسئولان و مجموعه زیر دستشان به یاد داشته باشند که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره)، جامعه ایثارگر (خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان سرافراز) را ولی نعمت آنان میدانستند پس حواسشان باشد که خدای ناکرده اتفاقی نیفتد تا باعث دلسردی آنان شود.
- تلخ ترین و شیرین ترین خاطره ای که از دوران هشت سال دفاع مقدس دارید را برایمان بیان بفرمایید.من چون از اهالی و ساکنین خرمشهر میباشم، تلخ ترین خاطره ام برمیگردد به اشغال و ویرانی خرمشهر توسط ارتش بعث و البته به علت بی کفایتی رئیس جمهور وقت بنی صدر و به تبع آن شیرین ترین خاطره هم برمیگردد به شنیدن خبر آزادی شهر خرمشهر، درست لحظاتی قبل از بیهوش شدن در سوم خرداد۶۱٫
- چگونه یاد شهدا را زنده نگه داشته و پاسدار خون شهدا باشیم؟در یک کلام ساده عمل کردن به سفارشات این عزیزان که به خوبی و صراحت در وصیت نامه های آنان درج شده در درجه دوم تعمیم خاطره جان فشانی آنان میان مردم.
- قدری از حال و هوای جبهه بگویید، هدف شما از رفتن به جبهه چه بود؟من همیشه گفته ام که جبهه های جنگ حق علیه باطل تکه ای از این کره خاکی نبود، رفتار و منش کسانی که من از نزدیک و البته در زمانی کوتاه به چشم دیدم قابل وصف نیست ولی ایثار و گذشت حرف اول و آخر بود و بس. من به عنوان یک سرباز وظیفه در جبهه خدمت میکردم و سعی داشتم نقشی هرچند کوتاه در پایداری و اعتلاء میهن اسلامی به عهده داشته باشم.
- به عنوان سخن آخر، پیام شما برای جوانان چیست؟جوانان ایران اسلامی میبایست قدر امنیت و آسایشی را که با هزینه های گزاف معنوی و مادی برایشان فراهم شده بدانند. آنان باید با رسیدن به مدارج بالای علمی، تمامی تلاش و سعی خود را برای حفظ سربلندی ایران اسلامی به کار گیرند و نیز تهذیب نفس که دشمن استکباری سخت در کمین است.
همسر جانباز شاهپری:
لقب اهدایی «پروانگان صمیم» به واقع زیبنده، همسران جانبازان است
- شما از قبل با آقای شاهپری آشنا بودید؟بله،ایشان به علت آشنایی با برادرم که او نیز از خیل بیشمار جانبازان میباشد، گاه گاهی به منزل ما رفت و آمد میکرد.- چی شد که این انتخاب را کردید؟مادر من با مادر همسرم از کودکی با هم آشنا بودند و تا حدودی شناخت از ایشان و خانواده شان داشتم.- دوست داریم بدانیم انتخاب یک جانباز به عنوان همسر آینده تان چه دلیلی داشت؟به واقع باید عرض کنم، همیشه پیش خودم این تفکر وجود داشت که من هم اگر پسر بودم دوست داشتم در جبهه حضور داشته باشم و در این برهه تصمیم گرفتم با انجام دادن این انتخاب البته در آن زمان آسانتر جلوه میکرد دین خود را به کشورم ادا کنم.- برخورد خانواده و اطرافیان با این موضوع چه بود؟خانواده من با این وصلت موافق بودند و حتی برادران و خواهرم من را تشویق به این امر میکردند ولی به هر حال اقوام دورتر با اتکا به بعضی از مسائل پیش پا افتاده و دنیوی مخالف این ازدواج بودند.- روزهای سختی را گذرانده اید،درسته؟بله، گاهی مشکلات معیشتی فشار بیش از اندازه ای به زندگی مشترک ما وارد میکرد ولی با صبر و حوصله و توکل به خداوند متعال مشکلات یکی بعد از دیگری مرتفع گردید. به واقع من وقتی تلاش بیش از اندازه همسرم را برای حضور برسر کار و نیز سعی کوشش او را برای ادامه تحصیل در مقاطع بالای تحصیلی مشاهده میکردم،آرامش خاصی پیدا میکردم.- خانم شاهپری،چه میشود که یک زن میتواند چون شما زندگی سخت و پر فراز و نشیب با یک جانباز را بپذیرد؟البته بنده زیاد با این موضوعی که مطرح کردید، موافق نیستم، زندگی روزمره و مدرن امروزی به هر حال پر فراز و نشیب است ولی با مدیریت همسرم بسیاری از مشکلاتی که زوج های امروزی با آن روبه رو هستند، برای ما وجود ندارد.- نظرتان درباره همسران جانباز چیست؟همسران جانباز با همراهی جانبازان در همه سطوح و با اقتدا به دخت پیامبر گرامی اسلام حضرت زهرا(س) هم به وظیفه خود عمل نموده و هم نقشی محوری در ادای دین به جامعه را به عهده گرفتهاند. آنان با تاسی به شوهرانشان وظیفه خطیری را به عهده دارند که خوشبختانه به خوبی به اجرای آن پرداخته اند. لقب اهدایی «پروانگان صمیم» به واقع زیبنده، همسران جانبازان میباشد.- وضعیت معابر شهری را برای عبور و مرور جانبازان چگونه ارزیابی میکنید؟البته آنچه مشهود است، رفت و آمد در معابر شهری برای جانبازان به خصوص آنان که از ویلچر استفاده میکنند بسیار مشکل است و هنوز هم برخی از ساختمانها و معابر و پارک ها امکان تردد راحت را برای آنها ندارد.- اگر به گذشته بازمیگشتید آیا دوباره آقای شاهپری را به عنوان همسر انتخاب میکردید؟با توجه به شناختی که در زندگی مشترک ۲۳ ساله با ایشان پیدا کرده ام در کمال صراحت و با اطمینان قلبی اعلام میکنم که صد درصد این امر انجام میپذیرفت.- مهم ترین مشکلاتی که با آن روبه رو هستید چیست؟بحمداله مشکل خاصی در زندگی نداشته و تنها دغدغه زندگی من و همسرم، بیماری(میگرن) گاه و بیگاه خودم میباشد که من از اجرای امور محوله و روزمره در زندگی باز میدارد.- آقای شاهپری به عنوان همسر در زندگی چگونه است؟خداوند متعال را شاکرم که همسری را از جنس ایثارگران نصیب من نموده. من از رفتار و منش ایشان کمال رضایت را دارم هرچند خلق و خوی تند ایشان همراه با عصبانیت های گاه و بیگاه که البته نشات گرفته از مشکلات جانبازی ایشان است، من را گاهی نگران میکند.- صحبت پایانی شما.تشکر ویژه ای دارم از شما که وقت گذاشتید، به نظر میرسد کندوکاو در زندگی جانبازان شاید بتواند به عنوان یک منبع کمکی بکند به بهبود زندگی زوج های جوان. انشاءالله
- جناب آقای شاهپری برای آغاز صحبت، لطفا اشارهای به جانباز شدن خود در جنگ داشته باشید؟بنده جعفر شاهپری جانباز هفتاد درصد متولد۱۳۴۱ دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی در سوم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ و در عملیات پیروزمند بیت المقدس در مرحله تکمیلی و ساعاتی قبل از اینکه خرمشهر عزیز به آغوش میهن اسلامی باز گردد، در حال ورود به دروازه های شهر محاصره شده خرمشهر به علت اصابت ترکش خمپاره به ستون فقرات دچار ضایعه نخاعی شدم و به درجه رفیع جانبازی نائل گشتم.
- بعد از انقلاب در کجا فعالیت داشتید؟پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی همزمان بود با هفده سالگی من، محصل بودم و تحصیلاتم در دوره دبیرستان تازه تمام شده بود، که جنگ تحمیلی رژیم بعثی علیه ایران اسلامی شروع شده بعد از مجروحیت، اما به مدت پنج سال در بنیاد مستضعفان و جانبازان و در واحدهای مختلف مشغول به کار بوده ام.
- چه مدت در جبهه حضور داشنه اید و سن شما در زمان جنگ چقدر بوده است؟بعد از گذراندن دورههای آموزشی نظامی به عنوان نیروی پیاده و در سن بیست سالگی به جبهه جنوب (شلمچه) اعزام شدم و از مرحله دوم عملیات پیروزمند بیت المقدس تا سوم خرداد ۶۱ یعنی روز آزادی خرمشهر به مدت هجده روز در منطقه حضور داشتم.
- در چه عملیات هایی شرکت داشته اید؟تنها در عملیات بیت المقدس که در همان عملیات نیز مجروح شدم.
- چه کسی را به عنوان الگوی خود در زندگی اتخاب کردید؟به عنوان یک حقیقت محض همیشه و از صمیم قلبم آرزو داشته ام در تمامی مراحل زندگی به حضرت علی(ع) تاسی داشته باشم.
- بزرگترین مطالبه شما از دولت چیست؟به عنوان یک مجروح جنگ مطالبه خاصی از دولت نداشته و ندارم، اما آرزوی من یک زندگی با عزت و سربلند برای جامعه ایثارگر است.
- به نظرتان اگر بخواهیم به درستی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را داشته باشیم باید چه کنیم؟راه های زیادی برای این کار وجود دارد اما میتوان به موارد ذیل اشاره کردالف)سرکشی به خانواده معظم شهدا و جامعه ایثارگر و پاس داشتن یاد این عزیزانب)خاطرات دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به صورت مستند و مکتوب جمع آوری شده در اختیار آحاد جامعه قرار گیردج)بسط و توسعه رسانه های جمعی به خصوص صدا و سیماد)مقابله همه جانبه با پدیده شوم ماهواره بدلیل اینکه کشورهای استکبار، سرمایه گذاری عظیمی روی این طرح انجام داده و یکی از راهکارهای مقابله با جمهوری اسلامی و فراموش شدن فرهنگ ایثار و شهادت را در این وسیله پیگیری می کنند، هرچند که چند سالی است شبکه های اجتماعی هم به عنوان بازوی کمکی این نقش یعنی تخریب باورهای اسلامی و عدم ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را به عهده گرفته اند.
- شما یک جانباز را چگونه معرفی میکنید؟جانباز به معنای واقعی کلمه شخصی است که بدون هیچ چشمداشتی روح و جسم خود را به فرمان امام زمانش در راه اعتلای دین و میهن به کار گرفته است.
- مصائب و مشکلات یک جانباز چیست؟مصائب و مشکلات یک جانباز با توجه به سپری شدن سالهای زیاد از اتمام جنگ تحمیلی و پا گذاشتن به سنین میانسالی بیشتر به محدودیت های جسمی و حرکتی برمیگردد که البته آن هم با توکل به خداوند متعال مرتفع میگردد ولی گاهی بنظر میرسد خانواده جانباز هم به نوعی درگیر مشکلات شخص جانباز میشود به عنوان مثال جانبازی که به خاطر نوع مجروحیت نابارور است و یا آرزوی داشتن فرزند برای جانباز شیمیایی که او از این کار به خاطر یک سری پارامترهای خاص منع شده و یا مشکلات بسیار عدیده ای که خانواده یک جانباز اعصاب و روان با آن روبه رو میباشند.
- انتظارتان از مسئولان شهر و کشور چیست؟من به عنوان یک مجروح جنگی هیچ انتطار خاصی از مسئولان شهر و ایران اسلامی نداشته و ندارم اما یادمان نرود که مسئولان و مجموعه زیر دستشان به یاد داشته باشند که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره)، جامعه ایثارگر (خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان سرافراز) را ولی نعمت آنان میدانستند پس حواسشان باشد که خدای ناکرده اتفاقی نیفتد تا باعث دلسردی آنان شود.
- تلخ ترین و شیرین ترین خاطره ای که از دوران هشت سال دفاع مقدس دارید را برایمان بیان بفرمایید.من چون از اهالی و ساکنین خرمشهر میباشم، تلخ ترین خاطره ام برمیگردد به اشغال و ویرانی خرمشهر توسط ارتش بعث و البته به علت بی کفایتی رئیس جمهور وقت بنی صدر و به تبع آن شیرین ترین خاطره هم برمیگردد به شنیدن خبر آزادی شهر خرمشهر، درست لحظاتی قبل از بیهوش شدن در سوم خرداد۶۱٫
- چگونه یاد شهدا را زنده نگه داشته و پاسدار خون شهدا باشیم؟در یک کلام ساده عمل کردن به سفارشات این عزیزان که به خوبی و صراحت در وصیت نامه های آنان درج شده در درجه دوم تعمیم خاطره جان فشانی آنان میان مردم.
- قدری از حال و هوای جبهه بگویید، هدف شما از رفتن به جبهه چه بود؟من همیشه گفته ام که جبهه های جنگ حق علیه باطل تکه ای از این کره خاکی نبود، رفتار و منش کسانی که من از نزدیک و البته در زمانی کوتاه به چشم دیدم قابل وصف نیست ولی ایثار و گذشت حرف اول و آخر بود و بس. من به عنوان یک سرباز وظیفه در جبهه خدمت میکردم و سعی داشتم نقشی هرچند کوتاه در پایداری و اعتلاء میهن اسلامی به عهده داشته باشم.
- به عنوان سخن آخر، پیام شما برای جوانان چیست؟جوانان ایران اسلامی میبایست قدر امنیت و آسایشی را که با هزینه های گزاف معنوی و مادی برایشان فراهم شده بدانند. آنان باید با رسیدن به مدارج بالای علمی، تمامی تلاش و سعی خود را برای حفظ سربلندی ایران اسلامی به کار گیرند و نیز تهذیب نفس که دشمن استکباری سخت در کمین است.
همسر جانباز شاهپری:
لقب اهدایی «پروانگان صمیم» به واقع زیبنده، همسران جانبازان است
- شما از قبل با آقای شاهپری آشنا بودید؟بله،ایشان به علت آشنایی با برادرم که او نیز از خیل بیشمار جانبازان میباشد، گاه گاهی به منزل ما رفت و آمد میکرد.- چی شد که این انتخاب را کردید؟مادر من با مادر همسرم از کودکی با هم آشنا بودند و تا حدودی شناخت از ایشان و خانواده شان داشتم.- دوست داریم بدانیم انتخاب یک جانباز به عنوان همسر آینده تان چه دلیلی داشت؟به واقع باید عرض کنم، همیشه پیش خودم این تفکر وجود داشت که من هم اگر پسر بودم دوست داشتم در جبهه حضور داشته باشم و در این برهه تصمیم گرفتم با انجام دادن این انتخاب البته در آن زمان آسانتر جلوه میکرد دین خود را به کشورم ادا کنم.- برخورد خانواده و اطرافیان با این موضوع چه بود؟خانواده من با این وصلت موافق بودند و حتی برادران و خواهرم من را تشویق به این امر میکردند ولی به هر حال اقوام دورتر با اتکا به بعضی از مسائل پیش پا افتاده و دنیوی مخالف این ازدواج بودند.- روزهای سختی را گذرانده اید،درسته؟بله، گاهی مشکلات معیشتی فشار بیش از اندازه ای به زندگی مشترک ما وارد میکرد ولی با صبر و حوصله و توکل به خداوند متعال مشکلات یکی بعد از دیگری مرتفع گردید. به واقع من وقتی تلاش بیش از اندازه همسرم را برای حضور برسر کار و نیز سعی کوشش او را برای ادامه تحصیل در مقاطع بالای تحصیلی مشاهده میکردم،آرامش خاصی پیدا میکردم.- خانم شاهپری،چه میشود که یک زن میتواند چون شما زندگی سخت و پر فراز و نشیب با یک جانباز را بپذیرد؟البته بنده زیاد با این موضوعی که مطرح کردید، موافق نیستم، زندگی روزمره و مدرن امروزی به هر حال پر فراز و نشیب است ولی با مدیریت همسرم بسیاری از مشکلاتی که زوج های امروزی با آن روبه رو هستند، برای ما وجود ندارد.- نظرتان درباره همسران جانباز چیست؟همسران جانباز با همراهی جانبازان در همه سطوح و با اقتدا به دخت پیامبر گرامی اسلام حضرت زهرا(س) هم به وظیفه خود عمل نموده و هم نقشی محوری در ادای دین به جامعه را به عهده گرفتهاند. آنان با تاسی به شوهرانشان وظیفه خطیری را به عهده دارند که خوشبختانه به خوبی به اجرای آن پرداخته اند. لقب اهدایی «پروانگان صمیم» به واقع زیبنده، همسران جانبازان میباشد.- وضعیت معابر شهری را برای عبور و مرور جانبازان چگونه ارزیابی میکنید؟البته آنچه مشهود است، رفت و آمد در معابر شهری برای جانبازان به خصوص آنان که از ویلچر استفاده میکنند بسیار مشکل است و هنوز هم برخی از ساختمانها و معابر و پارک ها امکان تردد راحت را برای آنها ندارد.- اگر به گذشته بازمیگشتید آیا دوباره آقای شاهپری را به عنوان همسر انتخاب میکردید؟با توجه به شناختی که در زندگی مشترک ۲۳ ساله با ایشان پیدا کرده ام در کمال صراحت و با اطمینان قلبی اعلام میکنم که صد درصد این امر انجام میپذیرفت.- مهم ترین مشکلاتی که با آن روبه رو هستید چیست؟بحمداله مشکل خاصی در زندگی نداشته و تنها دغدغه زندگی من و همسرم، بیماری(میگرن) گاه و بیگاه خودم میباشد که من از اجرای امور محوله و روزمره در زندگی باز میدارد.- آقای شاهپری به عنوان همسر در زندگی چگونه است؟خداوند متعال را شاکرم که همسری را از جنس ایثارگران نصیب من نموده. من از رفتار و منش ایشان کمال رضایت را دارم هرچند خلق و خوی تند ایشان همراه با عصبانیت های گاه و بیگاه که البته نشات گرفته از مشکلات جانبازی ایشان است، من را گاهی نگران میکند.- صحبت پایانی شما.تشکر ویژه ای دارم از شما که وقت گذاشتید، به نظر میرسد کندوکاو در زندگی جانبازان شاید بتواند به عنوان یک منبع کمکی بکند به بهبود زندگی زوج های جوان. انشاءالله
ثبت دیدگاه