مادر شهید احمد خواجه: فرزندم درعشق شهادت ناکام نبود
تا شهدا - مادر شهید احمد خواجه در بازگو خاطرات فرزندشهیدش در حالی که اشکهایش را از چهره می زدود، اظهارکرد: فرزندم قرار بود بعد از اتمام دوره سربازیش با دختر عمویش ازدواج کند ولی قبل از تمام کردن دوره سربازی به درجه رفیع شهادت نائل شد.
این مادر صبور چنین می گوید: پسرم حلقه دامادیش را با علاقه و شوق فراوان در بندر ماهشهر از بازار شهید اسماعیل موحد خریده بود اما عشق به شهادت بر عشق زمینی غالب شد.
وی از اخلاق خوب آن پسر بزرگوارش سخن گفته و پسرانش را دنباله رو راه آن شهید می داند و می گوید پسرم در میان خانواده الگویی برای برادرانش بود.
برادر شهید خواجه هم می گوید: احمد دریک خانواده فقیردر منطقه اروندکنار استان خوزستان به دنیا آمد ودر سن شش سالگی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی خود را در دبستان روستا گذارند و بعد به علت مشکلات زندگی نتوانست ادامه تحصیل دهد و برای اینکه بتواند در اداره زندگی خانواده کمکی کرده باشد شروع به کار کرد .
علی اصغر خواجه افزود : برادر شهیدم از لحاظ اخلاقی هم در میان خانواده نمونه و الگو بود و با همسایگان خیلی مهربان و خوشرفتار بود و تا به این سن رسید هیچ کس از وی ناراحت نشد و همه او را به چشم یک برادر خیلی خوب می نگریستند.
علی اصغر خواجه که خود جانباز دوران دفاع مقدس است ادامه داد: با شروع انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری زعیم عالی قدر امام خمینی (ره) برادرم احمد به صفوف انقلابیون پیوست و برای سرنگونی رژیم پهلوی فعالیت بسیار می کرد.
در اوایل جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران یکی ازپیشگامان و مدافعان مرزهای مقدس ایران اسلامی بود و با برادران کمیته انقلاب اسلامی همکاری داشت.
او خاطر نشان کرد: با شدت گرفتن جنگ مجبور به مهاجرت به بندر گناوه شدیم چون پدرم به دلیل نقص عضو از ناحیه پا قادر به کار کردن و تامین معاش خانواده نبود لذا احمد برای امرار معاش خانواده کار می کرد.
وی افزود: شهید احمد خواجه در سال 1362 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد واوایل خدمت در حدود 18 ماه خدمه ضد هوایی بود و در طی این مدت برای یاری رساندن به رزمندگان اسلام در چند عملیات مختلف به خصوص خیبر و بدر به صورت داوطلب به جبهه اعزام شد.
او دین خود را به اسلام و امام و انقلاب اسلامی ادا نمود و بعد از آن در چندین نوبت به صورت ماموریتهای یک ماهه به صورت داوطلب برای سرنگونی هواپیماهای بعثیون به جزیره مجنون رفت .
خواجه افزود: احمد در شش ماه احتیاط خود به گردان قدس پیوست و برای منهدم کردن تانکهای دشمن یک شکارچی ماهر بود تا اینکه در مورخه 5/6/1364 در حین ماموریت به ندای سالار شهیدان امام حسین (ع) لبیک گفت و به لقاء الله پیوست.
.خاطرات شهید از زبان پدر مرحومش:
احمد گاهی به جای من با قایق به ماهیگیری می رفت او پسری شجاع و دلیر بود حتی در دوران جنگ نیز با دوستش محمد به ماهیگیری می رفت .
یک روز غروب برای ماهیگیری با دوستش محمد به اروند کنار رفتند و آن شب به خانه بر نگشتند ما آن شب خیلی ناراحتی می کردیم و به چند جا سر زدیم اما خبری از آنها بدست نیاوردیم صبح شد باز هم خبری نشدتا شب ساعت 9 شب بود که او با دوستش برگشت. شب در قایق ماهیگیری خوابشان برده و قایق آنها تا نزدیکی های مرز عراق رفته بود و وقتی بیدار می شوند برای اینکه نیروهای عراقی متوجه حضورشان نشوند با دو تکه تخته پارو زنان خود رابه روستا رسانده بودند.
من به احمد افتخار می کنم که جان خود را برای آزادی میهن اسلام فدا کرد .
خواب پدر شهید :
پدر شهید احمد خواجه دربازگو خاطراتش گفته است: شب قبل از شهادت پسرش احمد را در خواب دیده که او را در بغل گرفته و از بدنش خون جاری بوده و صبح همان روز حدود ساعت 8 صبح یکی از همرزمانش خبر زخمی شدن احمد را به خانواده اش می دهد و پدر احمد برای دیدن فرزندش به بیمارستان می رود که در آنجا می فهمند احمد شهید شده است .
شهید احمد خواجه فرزند حسین درپنجم شهریورماه 1364در منطقه عملیاتی شرهانی به شدت مجروح شد وچند روز بعد به درجه رفیع شهادت نایل آمد وپیکر پاکش در گلزار شهدای گناوه به خاک سپرده شد.
شهرستان گناوه در شمال استان بوشهر 212 شهید تقدیم انقلاب ومیهن کرده است .
ثبت دیدگاه