شهید قاسم داخل زاده و فرش زیر پا
یک روز وقتی به منزل رسیدم ، دیدم که قاسم فرش زیر پایمان را جمع کرده ، پرسیدم : چه کار میکنی پسرم؟ قالی را
تا شهدا - یک روز وقتی به منزل رسیدم ، دیدم که قاسم ،
فرش زیر پایمان را جمع کرده ، پرسیدم : چه کار میکنی پسرم؟ قالی را
کجا می بری؟
او پاسخ داد: پدرجان! اگر این فرش را به همسایه مان ندهیم ،
نماز و روزه ما اشکال دارد چون او هیچ فرشی برای زیر
پای خود ندارد . او بلافاصله قالی را به دوش خود گرفت
و رفت و آن را به همسایه داد و شاد و خوشحال برگشت من
خیلی خرسند شدم و به آن فرزند پاک و دلسوز افتخار کردم.
منبع: کتاب حنجره های بی تاب
ثبت دیدگاه