دفتر خاطرات شهيد بهروز مرادي (6)

فاصله عراقی ها با ما خیلی کم بود و ما خیلی به دشمن نزدیک بودیم دشمن تا لبه جاده ورودی شهر پیش روی کرده بود. بی مهابا و بدون کمترین رحم و شفقتی خانه های مسکونی را هدف توپ های دوربرد و گلوله های تانک قرار می داد. از هر خانه ای که یک گلوله به طرف دشمن شلیک می شد، عراقی ها با تانک، آن خانه را ویران می کردن و پایین می آوردند.

فاصله عراقی ها با ما خیلی کم بود و ما خیلی به دشمن نزدیک بودیم دشمن تا لبه جاده ورودی شهر پیش روی کرده بود. بی مهابا و بدون کمترین رحم و شفقتی خانه های مسکونی را هدف توپ های دوربرد و گلوله های تانک قرار می داد. از هر خانه ای که یک گلوله به طرف دشمن شلیک می شد، عراقی ها با تانک، آن خانه را ویران می کردن و پایین می آوردند.

روی خانه های پیش ساخته با دشمن درگیر شدند. بچه ها دو تا از صد و شش های دشمن را زدند و نابود کردند. تانک های عراقی با بچه ها درگیر شدند که بچه ها ناچار به عقب نشینی شدند.

عراق با گردان تانک امام حسن به شهر حمله کرد. موفق نشد و عقب نشست. بعد گردان تانک امام حسین را آورد. آن هم موفق نشد. به دنبال این حملات، همه شهر را گذاشتند و رفتند خیلی از افراد که ما فکر می کردیم «پسر پیغمبر» هستند! گذاشتند و رفتند!!

 

پایان

ثبت دیدگاه

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.