شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[10 / 3 / 1399] شهید ابراهیم عباسى؛
[11 / 3 / 1399] گزارشی از نفوذ رزمندگان بین ضدانقلاب و دموکرات‌ ...
[11 / 3 / 1399] روایتی از عضو تازه آسمانی شده گروه تفحص «سید مج ...
[11 / 3 / 1399] توسط انتشارات راه یار؛

 

علی محمد خدا بخشی
کد شهید: 9894
گزارش خطا
علی محمد خدا بخشی
علی محمد
نام: علی محمد
نام خانوادگی: خدا بخشی
نام پدر: محمد علی
تاریخ تولد: 1341-06-01
محل تولد: تربت جام
تاریخ شهادت: 1361-60-30
خاطرات:

خاطره ی اول
وقتی که با علی محمد در منطقه بودیم، ایشان به شدت مریض شد. هر چه می گفتیم بیا برو مرخصی، می گفت: نمی روم همین جا خوب می شوم. تا این که فرمانده به هر دو نفر ما مرخصی داد و گفت: بیا این همشهری ات را بردار ببر. خلاصه به هر ضرب زوری بود او را به تربت آوردم و خودم برگشتم. هنوز چند روزی از برگشتن من نگذشته بود که ایشان نیز به جبهه باز گشت. 

راوی: غلامحسین ذوالفقاری


خاطره ی دوم
هنگام خداحافظی با علی محمد خیلی گریه کردم ولی خوابی را که شب قبل دیده بودم برای او تعریف نکردم. چون همین خواب بود که باعث شد این طور اشک های من جاری شود. خواب دیدم در بهشت زهرا به اتفاق یک آقا و بی بی راه می رویم. همه جا پر از گل های قرمز بود که خیلی بزرگ بودند به آقا گفتم که می خواهم بروم. آن بی بی که نقاب زده بود گفت: تو که می خواهی بروی این دسته گل را هم با خودت ببر. ناگهان از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که علی محمد قرار است شهید شود. 

راوی: مینا بخشی



خاطره ی سوم
دفعه ی آخری که علی محمد می خواست به جبهه برود، موقع خداحافظی وقتی صورت هم را بوسیدیم اشک در چشمانمان جاری شد. تا به حال موقع خداحافظی با او چنین اتفاقی نیفتاده بود. همیشه سریع خداحافظی می کردیم و ایشان می رفت. ولی این بار با همیشه فرق می کرد. با هم گفتیم چرا این بار این طور خداحافظی می کنیم. من خواب دیدم، ایشان نیز گفت من هم خواب دیدم ولی خوابمان را به یکدیگر نگفتیم. به هر حال خداحافظی کردیم و ایشان رفت. طولی نکشید که خبر شهادت ایشان را آوردند. 

راوی: مینا بخشی


ابزار هدایت به بالای صفحه