شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[17 / 3 / 1399] به مناسبت سومین سالگرد شهید سید مصطفی صادقی؛
[17 / 3 / 1399] یک نویسنده دفاع مقدس در صفحه مجازی خود مطرح کرد؛
[17 / 3 / 1399] با حضور رئیس مجلس؛
[17 / 3 / 1399] چهارمین سالروز شهادت دو شهید مدافع حرم؛
[17 / 3 / 1399] «خمینی» و «خامنه‌ای»؛
[17 / 3 / 1399] فرمانده پیشرو سپاه بدر؛
[17 / 3 / 1399] نقش مردم شیراز در نهضت امام خمینی(ره)؛
[17 / 3 / 1399] ۱۷ خرداد سال ۱۳۶۴ سالروز عملیات ظفر یک؛
[17 / 3 / 1399] تأثیر عزل بنی‌صدر در بروز حماسه دارخوین؛
[17 / 3 / 1399] ​مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان؛

 

کارنامه دفاع مقدس
کربلا (8)
کربلا (8)

گرچه عملیات کربلاي 5 و آثار آن توانست موقعیت مطلوبــي را پس از عملیات کربلاي 4 به وجود آورد لیکن به دلیل عدم انهدام کامــل قواي نظامي عراق در منطقه شرق بصره مجــدداً انجــام عملیات و انتخاب منطقه مناسب در دستور کار قـرار گرفــت.  ســرانجام پس از بحث و بررسیهایي که صورت گرفــت منطقــه شـرق بصره که داراي ارزش استراتژیک بود با توجه به ضرورت تعجیل در انجـام عملیـات انتخـاب گردید. چون یگانهاي خودي پاي کار بودند و نیاز به نقل و انتقال گسترده وجود نداشت و در ضمن عمده مواضع و اسـتحکامات دشـمن در شـرق نهرجاسم نیز درهم کوبیده شده بود.شرح عملیات کربلاي 8 از آنجا که موقعیت زمین در محور آبگرفتگي بوبیان بـا منطقــه عملیاتي قرارگاه کربلا در غرب کانال ماهي تفاوت داشت و فاصله با دشــمن نیز متغیر بود براي تعیین زمان آغاز عملیات و محاســبه مقـدار زمان لازم براي رسیدن نیروها به نقطة مورد نظر جهت درگــیر شــدن با دشمن مشکلاتي وجود داشت که نهایتاً ساعت 15/2 بامداد روز 66/1/18 بـه عنوان زمان مشترک حمله در هر دو محور انتخاب شد. قبل از آغاز تـک بنابر شواهد و قرائن موجود و اطلاعات دریافتي از شــنود چنیـن پیش بیني مي شد که احتمال غافلگیري دشمن در محور شمال بیشتر از منطقه قرارگاه کربلا خواهد بود خصوصاً اینکه بنا به اطلاعات واصله دشمن در مقابل آبگرفتگي بوبیان در شب عملیات مانند شبهاي گذشــته اقدامات عادي خود از جمله کار مهندسي را ادامه مي داد. این امــر بـر اطمینان قرارگاه قدس و یگانهاي تابعه در مورد غافلگیري دشمن افزود. حال آنکه در عمل مشخص شد که دشمن در آن محور 100% هوشیار بوده است.  علاوه بر این با وجود آنکه سعي شد در تمام محورهاي عملیاتي (قرارگاه قدس و قرارگاه کربلا) درگیري با دشمن به طور همزمان آغاز شود لیکن به خاطر مشکلات موجود چنین امري میسر نشد.شب و روز اول در محور شمالي عملیات تیپ امام رضــا (ع) در سـاعت 35/2 بامداد و تیپ الغدیر در ساعت 40/2 بامداد با دشمن درگیر شدند. در این محـور برخلاف تصورات قبلي مبني بر عدم هوشیاري دشمن مقاومت نیروهاي عراقي در همان آغاز درگیري و سپس مبادرت آنان به پاشــیدن مین در محورهاي مواصلاتي و پاتکهاي انجام شده همگي حاکي از آمادگي قبلي آنها براي مقابله با تهاجم قواي اسلام بود. با آنکه دشــمن یـک ساعت پس از آغاز درگیري اقدامات یاد شده را شروع کرد نیروهاي اســلام تا ساعت 8 صبح کماکان در منطقه حضور داشته و درگیر بودند لیکن پـس از آن با توجه به حجم سنگین آتش دشمن عملاً امکان تأمین و تثبیـت منطقه فراهم نشد. مرحله اول عملیــات در محــور غـرب کانال ماهي همزمان با محور شمال آبگـرفتگي بوبیـان در سـاعت 15/2 بامـداد روز 66/1/18 توســط لشــکرهاي 33 المهــدي 25 کربلا 19 فجر 10 سیدالشهدا و 31 عاشورا که به ترتیب از چپ به راست مأموریت تصرف و تأمین هدف (خط قرمز) را به عهده داشتند آغاز شــد. در ایـن مرحله (شب و روز اول عملیات) هدف به نحـو ناقصـي تصـرف شـد. وضـعیت یگانهاي عمل کننده مختصراً به قرار زیر بود (به ترتیب از چــپ): لشکر 33 که اندکي دیر وارد عمل شده بود در اثر مقاومت و آتش دشمن موفق به باز کردن معابر مربوطه نشد و به هنگام صبح شهدا و مجروحین خـود را تخلیه و عقب نشیني کرد. لشکر 25 از سمت راســت بـه لشکر 19 ملحق شد و از سمت چپ خود را تا حد لشکر 33 گسترش داد و عمـلاً حفظ جناح چپ را نیز ( در غیاب لشکر 33) به عهـده گرفــت. در اوایل صبح استعداد نیروهاي در خط این لشکر بیش از یــک گروهـان ناقص (حدود 50 نفر) نبود از اینرو یک گروهان دیگر براي تقویت آنها فرستاده شد. از ساعت 30/10 صبح پاتک دشمن از این جنـاح شـروع شـد و از ظهر شدت بیشتري یافت و نهایتا در ساعت 14 باقیمانده نیروهاي ایـن لشکر به عقب رانده شدند و به این ترتیب جناح چــپ عملیـات اوضاع وخیمتري پیدا کرد. این امر در شرایطي بود که آتش سنگین دشمن اجازه تقویت خط با نیروهــاي کمکــي را نمــي داد و از نیروهاي در خط نیز مقاومتي بیشتر از آنچه صورت گرفت متصور نبود.  لشکر 19 تا سـاعت 5 صبح با جناحین الحاق کرد و تا ساعت 7 صبح موفق شد خط را کـاملاً پاکسازي و تثبیت کند. بعد از تشدید فشار دشمن از ساعت 13 بـر روي نیروهاي لشکر 25 و نهایتاً عقب نشیني آنها لشکر 19 جناحدار شد و از این پس فشارهاي دشمن از جناح چپ مستقیما متوجه این لشـکر مـي گردید. دشمن در فشارهاي اولیه توانست با نفربرهاي خــود در مواضع این لشکر وارد شود اما به خاطر حضور نیروها بر روي خاکریز یاسـر دو دستگاه نفربر سالم به غنیمت گرفته شد و نفرات آن تسلیم شدند سپس به تدریج فشار کم شد و تا غروب وضعیت به همین صورت بـاقي ماند.  لشکر 10 سیدالشهدا به خاطر مشترک بودن معابرش با یگانهاي دیگـر حرکتش با کندي شروع شد و با چند ساعت تأخیر کار اصــلي را شروع کرد اما در ادامه سرعت زیادي یافت. نهایتاً بخشي از اهداف این لشکر تأمین نشد. بخصوص اینکه بعد ازظهر با پاتک نسبتاً سنگیني نیز مواجه شد و برخي مواضع خود را از دست داد. به علاوه یگـان عمـل کننـده در جناح راست این لشکر (لشکر 31 عاشورا) نیز موفق نشده بــود اما در جناح چپ مسئله اي نداشت. لشـکر 31 عاشـورا کـه بـه علــت عدم برگشت نیروهایش از مرخصي در روز قبل از عملیات نیمي از مأموریتش به لشکر سیدالشهدا واگذار شده بود در انجام مأموریت محولــه موفق نگردید. این لشکر در سمت چپ خود لشـکر 10 را داشــت و از راست بایستي به کانال ماهي متکي مي شد. نیروهاي لشکر 31 از دو معبر و به صورت تیمي و دسته اي وارد عمـل مــي شــدند ( بـه علت شلوغي و محدودیت زمین). نیروهاي محور راست ســه بــار کمینهاي دشمن را تصرف کردند ولي هر بار با تشدید فشار دشمن عقـب آمدنـد. نیروهـاي محور چپ نیز با کمینهاي دشمن که هوشیار شده بودند مواجـه متوقـف گردیدند. این لشکر در روز با وارد کردن نیروهاي جدید در تقاطع پرسـتو و کبوتر که توسط لشکر 10 تصرف شده بود به قصد تصرف هلالـي 15 عبور کرد. این نیروها پس از درگیري که تا غـروب طـول کشـید بـدون نتیجه به عقب بازگشتند. به هر صورت شب و روز اول عملیات در حالي که خط تصرف شده در جناحین با اشکالات یاد شده مواجه بـود سـپري شد. شب و روز دوم عملیاتپس از آنکه طي مرحله اول عملیات اهداف مـورد نظـر بـه طــور کامل تصرف و تأمین نشد در تدبیر جدید مقرر گردید که لشکر 33 با عبـور از معبر لشکر 25 مجدداً اهداف قبلي خود و لشکر 25 را که در مرحله قبـل تعیین شده بود تصرف نماید و لشکر 10 که به طور نسبي موفــق شده بود به تکمیل اهداف قبلي بپردازد. به لشکر 27 نــیز ابــلاغ شد که در صورت موفقیت لشکر 10 از آن عبور کرده و پیشروي نماید و در صورت توقف و ایجاد اشکال در حرکت لشکر 10 به تکمیل و تــأمین اهداف آن بپردازد. بدین ترتیب مرحله دوم عملیات در همان شب آغاز شد. لشـکر 33 این بار چه در تصرف هدف و چه در کـار مهندسـي (ایجــاد خاکریز دوجداره در سمت راست سیلبند شاهد) موفق شد. لیکن دشمن دو بار از سمت چپ به نیروهاي این لشکر پاتک کرد که بــار دوم (در ساعت 10 الي 11 صبح) با آتش  شدید توپخانه و هلیکوپتر و بمباران هواپیما همراه بود. کثرت نیروهاي پیاده پاتک کننده و کم بودن نفرات خودي و نرسیدن مهمات کافي نیروهاي خودي را ناچار به عقب نشیني کرد و بر اثر فشار شدید دشمن تعدادي از مجروحین در منطقه بجا ماندند. به ایـن ترتیـب در این مرحله هم مسئله جناح چپ و عملیات حل نشد. لشکر 10 نیز بـا یک گردان (ناقص) وارد عمل شد ولي تا صـبح بــه خــاطر درگیري با نیروهایي که در تقاطع کبوتر مسـتقر بودنـد موفــق بــه تصرف هدف موردنظر (خط زم) نگردید. نتیجتاً در صبح هنگـام لشـکر 27 مأموریـت ادامه کار و تصرف هدف مزبور را به عهـده گرفـت. در ســاعت 7 صبح (66/1/19) به فرماندهي لشکر 27 ابلاغ شد که طبق تصـمیمات قبلـي براي تکمیل کار ناقص لشـکر 10 وارد عمــل شـود. در ساعت 45/10 اولین گروهان لشکر 27 به خط رسید اما در این هنگام پاتک دشـمن از دو محور شروع شد و نیروهاي لشکر 27 به جاي انجام مأموریت تعییـن شده مجبور به پاسخگویي به پاتکهاي دشمن شدند و تا غــروب شش پاتک را خنثي کردند. نهایتاً طي این مرحلـه در وضـعیت قبلـي تغیـیري ایجاد نشد و پیشـروي صـورت نرگفـت و تلاشـهاي رزمنـدگان صـرفاً اقدامات دشمن را خنثي کرد و به حفظ آنچه در مرحله اول به دست آمده بود انجامید.شب و روز سوم عملیات با توجه به فشاري که از سمت چپ روي لشکر 19 وجود داشت بـراي پاسخگویي به پاتکهاي دشمن تصمیم گرفته شد که مجدداً تلاش عمده اي براي حل مسئله جناح چپ و تأمین آن صورت پذیرد. براین اسـاس مأموریت تصرف سمت چپ سیلبند تا نزدیکي جاده راه ســیلبند تـا تپه (یعني همان خط حد اولیه) به لشکر 33 و از تپه تا سیب نیز به لشکر 17 علي ابن ابیطالب (ع) واگذار گردید. به لشـکر 27 نـیز همـان مأموریـت قبلي یعني تأمین زم و تصرف و پاکسازي موضـع  ن  شـکل شماره 15 داده شد.  در این مرحله جناح راست وضع مناسـبي یافـت ولـي اوضاع جناح چپ به رغم موفقیتهاي به دست آمده کاملاً بهبود نیافت بــه این ترتیب که: لشکر 27 که قرار بود ساعت 21 وارد عمل شود به خاطر دیر رسیدن نیروها و توقف در میدان مین در ساعت 30/2 بامداد درگیري را شروع کرد تا ساعت 8 صبح به نیروهاي خود ملحق شد. ایـن لشـکر تـا غروب موفق به پاکسازي منطقه متصرفه شد و ضمن به هلاکت رساندن 500 تن از نیروهاي دشمن 100 اسیر را نیز به عقب تخلیه کرد. لشـکر 17 خط لشکر 19 را تحویل گرفت و با یک گردان خــود را بـه چهارراه سیلبند رساند و سپس لشکر 33 و لشکر 8 را از خود عبور داد. این لشکر از روبرو و محور پاتک نداشت بنابراین تا عصر روز بعد (66/1/20) علیه آن تهدیدي صورت نگرفت. نیروهــاي لشــکر 33 و لشکر 8 نسبتاً در اجراي مأموریت خود موفق بودند ضمن اینکه در صبح و عصر روز سـوم عملیات تقریباً به خاطر استفاده از آتش هماهنگ تانک و تیربار و خمپـاره انداز مستقر در خط پاتکهاي دشمن را با شکست مواجه ساختند ولـي سرانجام نیروهاي لشکر 33 به لحاظ از دسـت دادن تــوان در مواضع مناسبتري مستقر شدند.شب چهارم عملیات در چهارمین شب عملیات لشکر 27 با ایجــاد خاکریزهـاي دوجداره در نقاط مورد نظر و ریختن 800 مین ضد نفر در جلوي خط زم به تثبیـت و استحکام مواضع متصرفه پرداخت و لشکر 31 خط لشکر 10 (از زم تـا سیب) را تحویل گرفت. لشکر 8 نیز براي انجام مأموریت سابق خود بـا یک گردان تا نزدیک جاده آسفالته (خط قرمز) را پاکسازي کرد و همچنین نیمي از مأموریت مهندسي خود را انجام داد اما به خاطر فشار دشمن و ناقص ماندن کار مهندسي نیروهاي این لشکر مجدداً تا چهارراه (سیلبند شاهد) عقب نشیني کرده و در آنجا استقرار یافتند.روز چهارم (66/1/21)در روز چهارم عملیات دشمن طي چند نوبت در محورهــاي لشکر 27  لشکر 31 و لشکر 33 اقدام به پاتک کرد که سنگین ترین آنها از محـور سیلبند غربي کانال ماهي و محــور پرســتو صـورت گرفت و مقداري نیروهاي خودي را عقب زد ولي با هجوم مجدد رزمندگان اسلام قـواي دشمن عقب رانده شدند. باید اذعان داشت کـه گرچـه دشــمن در این پاتکها موفقیتي کسب نکرد. اما با این ضد حمله هاي پي در پي  بخشي از توان رزمندگان را گرفته و مانع از استراحت آنان شد و توانست نقـاط ضعف و قوت ما را از نظر  خط پدافندي  و  تـوان  ارزیـابي نماید. پس از 4 شبانه روز جنگ سنگین در منطقه پیچیده اي که بعضاً نیروها مجبور به جنگ تن به تن مي شدند و زمین آن از قبــل بــه دقـت توسط دشمن متناسب با تاکتیکها و تدابیر و امکانات آن طراحي و تســلیح شـده بود احساس مي شد دشمن از باز پس گــیري خــط  قرمز  نومید و ناتوان شده است. از نظر فرماندهان نیز عملیات به پایــان رســیده بود و تنها تثبیت و استحکام بخشیدن به مواضع و انجام کارهاي مهندسي و بهبود بخشیدن به امر پشتیباني خط جدید مطرح بود. در این اوضـاع و احـوال که یگانهاي عمل کننده نیز بر اثر افت نیرو (ناشي از چند ماه جنگ مداوم از اوائل دیماه در کربلاي 4) خود را قادر به انجــام مأموریتهـاي آفندي نمي دیدند. حرکت پیش بیني نشده دشمن شروع شد و وضعیت جدیدي را به وجود آورد.پاتک گسترده دشمن با استفاده از سلاح شیمیایياز آنجا که دشمن در پاتکهاي روز 66/1/21 خود موفقیتي کسب نکـرده بود چنین پیش بیني مي شد که نسبت بــه بــازپس گـیري خط قرمز (منطقه تصرف شده در عملیات کربلاي 8) ناامید شده است ولي برخلاف انتظار دشمن تلاش اصلي خود را از نخستین لحظات بامـداد 66/1/22 آغاز کرد. نیروهـاي بعـثي از نیمـه شـب تـا ســاعت 30/3 بامداد روز 66/1/22 اقدام به تک شیمیایي نمودند. در این تک که ابتدا با توپخانـه کاتیوشا و سپس با هلیکوپتر و هواپیما به صورتي گسترده در خط و عقبه بخصوص از خرمشهر تا شلمچه و پنج ضلعي صورت گرفــت. مجموعاً 400 راکت هواپیما هلیکوپتر گلوله هاي توپخانه و خمپاره شلیک شد که به خاطر تاریکي هوا و عدم آمادگي و عدم پیش بیــني قبلـي خسارات قابل توجهي به نیروهاي خود وارد آمد.  دشمن پس از تــک شیمیایي از ساعت 5/2 تا 7 صبح با 45 گردان توپخانه موجود در منطقه اقــدام به اجراي آتش تهیه نمود. شدت آتش دشمن به گونه اي بود کـه تحـرک و جابجایي را از نیروهاي خودي سلب کرد و امکان تــردد هرگونـه وسیله نقلیه و نیروي پیاده به خط مقدم غیرممکن و یــا بســیار دشوار گردید. حوالي ساعت 7 صبح پاتک دشمن از دو محور یکي مقابل لشکرهاي 8 و 33 و دیگري در برابر لشکرهاي 27 و 31 شروع شـد. فشــار سنگین دشمن از سمت چپ خط قرمز و همچنین سیلبند شاهد باعث شد رخنـه اي در حد فاصل دو لشکر 33 و 8 ایجاد شود. در محــور لشـکر 31 نیز فشار دشمن از دو سمت یکي از مقابل و دیگري از خاکریز جدیدالاحداث در سمت چپ تقاطع زم صورت گرفت. در محــور لشـکر 27 دشمن از سیلبند غربي کانال ماهي به مواضع این لشکر حمله کــرد و بـا درگیري شدید و به سختي آنها را عقب زد و سپس از تقاطع زم فشـار آورد و در نتیجه توانست پس از رخنه و نفوذ در تقاطع نیروهــاي لشکر 31 را از خاکریز دو جداره عقب رانده و با تهدید عقبه نیروهاي لشــکر 27 فشار بیشتري بر نیروهاي این لشکر وارد سازد. نیروهاي لشکر 17 که تاکنون مستقیماً در معرض پاتک دشمن قرار نگرفته بودند با احساس تهدید از جناحین و احتمال قیچي شدن به مواضع مناسبتري نقـل مکــان کردند. بدین ترتیب دشمن تا قبل از ظهر روز 66/1/22 مواضع تصـرف شـده در عملیات کربلاي 8 را بازپس گرفت. هدایت کلي پاتک دشمن به عهده فرمانده سپاه گارد (سپهبد حسین رشید محمد) بــود و هـدایت تیپهاي عمل کننده توسط فرمانده لشکر مدینه المنوره از گارد جمهوري (سرتیپ ستاد احمد ابراهیم محاوش) صورت گرفت. عدنان خیرالله وزیر دفاع تیز با حضور در منطقه از نزدیک عملیات یگانهاي پاتک کننده را کنترل مـي کرد.یگانهاي پاتک کننده دشمن عبارت بودند از:تیپهاي 7 4 و 10 گارد ریاست جمهوري تیپ 468 نیروي مخصـوص تیپهاي 2 زرهي و 17 زرهي گارد ریاست جمهوري تیپهاي 5 پشـتیباني و 6 پشتیباني گارد ریاست جمهوري و یک گــردان از تیـپ 26 زرهي . تاکتیک دشمن در بازپس گیري مواضع مبتني بر اصل انهدام وسیع بـود که با اجراي تک شیمیایي و آتش تهیه سنگین و تداوم تک توانست بـه رغم مقاومت نیروهاي اسلام در پوشش آتش شدید نیروهــایش را به پشت خاکریزهاي نیروهاي خودي رسانده و به داخل مواضع آنهـا رخنـه نماید.ارزیابي و جمع بندي فشار عراق براي بازپس گیري منطقه اي در حدود یک کیلومتر مـربع بـا تواني که ذکر شد در نوع خود کم نظیر بوده است. عکس العمـل دشـمن بدون احتساب و پیش بیني تلفات زیاد و پـذیرش آن بـه عنـوان بهـاي بازپس گیري منطقه نمي توانست باشد. دشـمن بــا درک مشـي جدید نظامي جمهوري اسلامي مبني بـر پیشـروي در شـرق بصـره و انهـدام متوالي قواي عراق بر آن شد که با اقدامي اساسي و با قوت طراحـان و مسئولین جنگ جمهوري اسلامي را نسبت به ادامه پیشروي در منطقـه شرق بصره مأیوس کند. علاوه بر این همزمـاني عملیـات کـربلاي 8 بـا سالگرد تاسیس حزب بعث و نیز نقش تبلیغـي ایـن عملیـات در اعـلام تصمیم بر تداوم عملیات در منطقه و همزمـاني آن بــا تغیـیر و تحولات سیاسي مبني بر حذف صدام قابل ذکر است. به هر صورت چون بـراي دشمن قابل تحمل نبود که در منطقه یاد شده با اصل حفـظ قـوا در بلنـد مدت و به طور تدریجي نیروهاي ما هرچند کند و آهسته بـه پیشـروي و انهدام شرق نهرجاسم بپردازند. در این جا با پـذیرش  انهـدام نـیرو  به چنین پاتک خطرناکي مبادرت کــرد. اســتفاده از نـیروي گارد ریاست جمهوري عراق نظارت مستقیم عدنان خیرالله و به طور کلـي چگونگـي این پاتک نشان مي دهد که مبناي این اقدام تصمیم سیاسي بـوده و در محدودة صلاحدید و اختیارات نظـامي نمـي گنجیـده و تناسـبي نـیز بـا چارچوب حرکات کلاسیک نظامي ارتش عراق نداشـته اسـت.  صدام و حزب بعث ادامه حمایت شرق و غرب را در گرو قدرتمندي نظامي ارتش عراق مي دانستند در نتیجه براي ثبات سیاسي خود راهي جــز قدرتمند کردن و در عین حال فشار بیشتر بر ارتش عراق براي شرکت در جنـگ سرحد تلفات بسیار بالا و حتي انهدام لشکرها نداشـتند.  از طـرف دیگر براساس نگرش کلاسیک از مدتها پیش طراحان و فرمانــدهان نظامي دشمن احساس اطمینان براي ادامه جنگ را از دست داده بودنــد. زیرا هیچ یک از خطوط پدافندي آنها در مقابل تهاجمـات نیروهـاي مــا تاب مقاومت نداشت و علاوه بر این گذشت زمان حاکي از پیروزي تـدریجي جمهوري اسلامي بود چرا که علاوه بر رانده شــدن از خـاک جمهوري اسلامي مناطق مهمي مانند فاو و شــرق بصــره را از دست داده بودند. واضح است که از نظر حاکمان سیاسي و همچنیــن فرمانـدهان نظامي عراق این روند نگران کننده بود. احتمـال تحـولات سیاســي و افزایش شایعاتي مبني بر حذف صدام نیز بدون ارتباط با وضعیت یاد شـده نمـي توانست باشد. به هنگام عملیات والفجر 8 بنابه موقعیت خــاص زمین منطقه دشمن تلفات قابل توجهي را متحمل شـد بـدون آنکـه قـادر بـه بازپس گیري منطقه باشد. بنا به اظهـارات اسـرا صـدام بـا حضـور در منطقه فشار زیادي را بر ارتشیان عراق وارد مي ساخت تا شاید بتواننـد مجدداً در مواضع قبلي خود حضور یابند. لیکن موقعیــت زمیـن و تدبیر مناسب نیروهاي خودي در استفاده از آتش و مقاومــت شـدید مانع از تحقق اهداف دشمن شد. در این عملیات استفاده از ارتش عراق به شکل نامعقول موجب شد بیش از 70% از توان نظامي دشمن در فــاو منهدم شود و این براي ارتش عراق صدمه اي جــبران ناپــذیر بود. حاکمیت سیاسي عراق به منظور جبران شکست فاو و حفظ روحیه ارتش عـراق تدبیر  استراتژي دفاع متحرک  را اتخاذ کرد که آن هم سـرانجام مطلوبي نیافت و مجموعاً نزدیک به 121 هزار نفر از نیروهــاي دشـمن کشته و زخمي شدند. در کربلاي 1 (مهران) چنانکه بعدها اسرا ذکر مــي کردند دشمن تنها به لحاظ ممانعت از انهدام بیشتر ارتش عــراق از مقاومت خودداري کرد تا آمادگي لازم براي مقابله با تهاجمات بعدي قواي نظامي ایران را داشته باشد در حالي که در کربلاي 2 (حاج عمران) دشــمن با انگیزه بیشتري جنگید. آزادسازي مهران که دشن به خاطر اشغال مجدد آن در بغداد جشن گرفته بود شکست بزرگي محسوب مي شد. از دست دادن مهران توسط دشمن بدون مقاومت چشمگیر به جز قوتهاي نیروي خودي و غافلگیر شدن دشمن در مانور و محور هجوم از تدابیر وي مبتني بر اصل  حفظ نیرو  در مقابل  حفظ زمین  حکایــت مـي کرد. به عبارت دیگر چنین به نظر مي رسید که دشمن در نظر ندارد به طــور غیرمعقول ارتش عراق را به کار گیرد. در عملیات کــربلاي 5 تحرکـاتي از دشمن مشاهده شد که به همین ترتیب قابل تبیین است. بدین صـورت کمـه در روز سوم عملیات عراق یک لشکر گارد را وارد عمل کرد. این لشــکر تا روز پنجم تلاش فراواني براي بازپس گیري غرب کانال ماهي انجام داد معهذا منجر به نتیجه دلخواه و مطلوب نشــد. در سـاعت 11 صبح روز پنجم عملیات فرماندهان لشکر گارد در مقر لشـکر 11 جلسـات مهمـي تشکیل دادند که به نظر مي رسد دشمن با تلاش گسترده تري اقدام بـه پاتک خواهد کرد. لیکن عقب نشیني تدریجي عراق به غرب نهرجاسـم که اثر قطعي و نهایي آن سه روز بعد آشکار شد نشان داد که دشمن بـه رغم مقاومتهاي بسیار شدید اولیه با توجه به انهدام وسیع و تلفات بالا نهایتاً حفظ نیرو را بر حفظ زمین ترجیح داده است. عراق در قبال اقـدام یاد شده از جهت سیاسي نیز متحمل خسارتهاي فراواني شد لیکــن به لحاظ پیچیدگي زمین و تلفات فراواني که متوجه ارتش عراق شـده بـود بنابر نگرش نظامي تدبیر یاد شده را اتخاذ کـرد.  پـس از آن دشـمن در مقابل سرپل غرب کانال ماهي به لحاظ تهدیدي که نسبت به زمین حـد فاصل نهرجاسم تا کانال زوجي احساس مي کرد عملیاتي را طراحي کرد که بعدها نام  حصادالاکبر  بر آن نهــاد. ایــن حرکت با سرمایهگذاري بالاتر از حد معمول و با تحمل تلفات فراوان انجام گردید. 

 

ابزار هدایت به بالای صفحه