شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[14 / 4 / 1399] مهران آزاد شد، قلب امام شاد شد؛
[14 / 4 / 1399] حاج احمد متوسلیان سال ۶۲ شهید شده بود؟
[14 / 4 / 1399] فرمانده‌ای که در دل دشمن هم ترسی از معرفی خود ...
[14 / 4 / 1399] در دیدار دبیر ستاد حقوق بشر با خانواده‌ی شهید ا ...
[14 / 4 / 1399] موضوع تیرباران ۲ سال پیش مطرح شد؛
[14 / 4 / 1399] حقوق بشر آمریکایی به سبک حمایت از خونریزی جنایت ...
[15 / 4 / 1399] بابت برگشت پیکر پسرم از حضرت زینب ممنونم؛
[15 / 4 / 1399] زندگی شهید قربانخانی شنیدنی شد؛

 

کدخبر: 72565
تاریخ انتشار: 8 تیر 1399 _08:38:05
شهیدی که در 18 سالگی به آرزویش رسید

شهید محمد ولی بیات در سال 1346 در یکی از روستاهای ازنا دیده به جهان گشود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی محمدولی که در آغاز سنین جوانی بود برای دفاع از ایران اسلامی عازم جبهه شد. او سرانجام در سال 1364 و زمانی که 18 سال سن داشت در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

تا شهدا؛  شهید محمد ولی بیات در سال 1346 در خانواده‌ای مذهبی در روستای عباس آباد از توابع شهرستان ازنا دیده به جهان گشود.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی محمدولی که در آغاز سنین جوانی بود برای دفاع از ایران اسلامی عازم جبهه شد.

او سرانجام در سال 1364 و زمانی که 20 سال سن داشت در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

بخشی از وصیتنامه شهید محمدولی بیات به شرح زیر است؛

(( قدر انقلاب اسلامی را بدانید و از آن غافل نشید که مباد این نعمت را خدا از شما بگیرد))
بسم رب الشهدا
خدایا هنگامیکه این نوشته را تحت عنوان وصیتنامه می‌نویسم بار سنگین گناه بر قلبم سنگینی می‌کند.
میدانم که از کثرت گناه ای خدای بزرگ شایسته شهادت نیستم اما به لطف و رحمت بی کرانت و بخشش بی اندازه‌ات امیدوارم.

خدایا من میدانم که بنده جاهل هستم اما این را میدانم که فضای رختخواب برایم تنگ و مردن در آن بسی برایم ننگ آورتر خواهد بود، پس تو ای معبود دلها ای یاور بی پناهان مرا دریاب و از این زندگی فانی نجاتم بخش که جز معصیت و گناه چیزی نیست آن چنان که خود در قرآن فرموده‌ای (و ما الحیوه الدنیا الا لهو و لعب)دنیا  جز بازیچه کودکان و هوسرانی بیخردان هیچ نیست.

خدایا از این دنیا سرمایه و مالی ندارم که در راهت بدهم خدایا بحق زهرای اطهر(س)و آنهائیکه در راهت شهید شده‌اند تو را سوگند می‌دهم که این جان ناقابل حقیر را قبول فرموده تا در صراط مستقیم و با احمقترین دشمنانت ریخته شود.

ای ملت عزیز ایران الان وقت امتحان است البته عده‌ای امتحان خویش را پس داده‌اند ولی هنوز امتحان نهایی نرسیده است چون به انتهای راه خیلی داریم اما خوشا بحال آنهائیکه از امتحان الهی در می‌آیند و در محضر خدای تعالی سرفراز هستند.

 وای بحال آنان که جذب دنیا شدند و غافل از این راه.

ای خوبان خدا و ای کسانیکه در هر وقت و هر زمان مطیع خدای متعال هستید در حق ما وآانانکه غافلند دعا کنید که حق تعالی نجات دهد ماها را.

همه ما محتاج خدا هستیم اگر خدا دست محبت و کرامت را از ما بردارد  در همان آن واحد سقوط و به درک اسفل السافلین خواهیم پیوست بیشتر حرف بنده به آنانست که هنوز بعد از چند سال انقلاب و جنگ به حقانیت جمهوری اسلامی و رهبری حضرت امام پی نبرده‌اند و غافل از آن هستند که خدای بزرگ این نعمت را از ما بگیرد و در صورتیکه دنیا آرزوی این نعمت را میکشد پس ای ملت عزیز و بزرگ ایران قدر این نعمت الهی را بدانید چنانکه تا بحال دانسته‌اید و میدانید از رهنمودهای پیامبرگونه امام به نحو احسن استفاده نمائید و ایشان را یاری کنید که یاری کرده‌اید.

خدا میداند که شما ملت شریف ایران مثل اهل کوفه نیستید که امام حسین (ع)را دعوت کردند ولی او را یاری ننمودند.

و اما پیام عبد ذلیل خدا بر حافظین حدود الله یعنی پاسداران حریم الهی، شیران روز و زاهدان شب،آنانکه تا آخرین قطره خون در سنگرها می‌ایستند و برعلیه ستمگران شرق و غرب و دست نشاندگان آنها ستیز میکنند.

آنچه که خیلی مهم است این عزیزان حفظ کنند وحدت و اخوت است که بزرگترین منبع در رشد معنویات است.

قرآن بخوانید و دیگر اینکه برادران سعی کنند در عمل پاسدارن حریم قرآن و انقلاب باشید نه شعار تا زمانیکه منافع ما در خطر نیست بگوئیم اسلام و انقلاب و ادعا کنیم که پیرو خط امام و حزب الهی هستیم ولی زمانیکه لازم باشد در صحنه و میدان‌های جنگ باشیم میدانهای مبارزه را خالی بگذاریم باید سعی کنیم دنباله رو خط سرخ شهیدان عزیز و والامقام بخصوص سالار شهیدان امام حسین (ع)باشیم که خدای نکرده از پای درآئیم و منافقین و دشمنان اسلام را شاد کنیم.

و به خانواده معظم شهدا قول میدهم که تا آخرین نفس راه عزیزان از دست رفته و شهدای آنها را ادامه خواهیم داد و سنگرهای خالی آنها را پر خواهیم کرد تا آنکه یا شهید بشویم یا به پیروزی نهایی برسیم و.

وصیت من به پدر و مادرم: پدر و مادر عزیزم مخصوصاٌ پدر بزرگوارم میدانم که زحمات بسیاری برایم کشیدید و در قبال این زحمات شما کاری انجام نداده‌ام از پدر و مادر عزیزم خیلی تشکر میکنم که مرا در یافتن راه حق و صراط مستقیم کمک کرده اید.

از مادرم می‌خواهم که اگر شهید شدم بجای من از همسایگان و اقوام معذرت خواهی کند که اگر از دست این حقیر نارضایتی دارند مرا حلال کنند.

از برادرانم محسن،محتبی،مصطفی عزیز می‌خواهم که در خدمت اسلام باشید.قرآن بخوانید و تقوی را پیشه کنید و عبادت و اطاعت خدا را به نحو احسن انجام دهند و از خواهرانم می‌خواهم که واجبات الهی را بخوبی انجام دهند و نماز را به وقت بخوانند تقوی را پیشه کنند و حجاب اسلامی را رعایت کنند و در مرگم نیز چون زینب (س)مقاومت کنند و پیام رسان خون شهدا باشند.

همسر عزیزم سلام علیکم: می‌دانم آنچه که اسلام فرموده نتوانستم در حق شما ادا و رفتاری که پسند شما باشد انجام دهم از اینکه هرگونه در حق شما کوتاهی کردم معذرت می خواهم و امیدوارم اگر مسئله‌ای از این حقیر در دل دارید ببخشید و برایم دعا کنید.
والسلام علی عباد الله الصالحی

ابزار هدایت به بالای صفحه