شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[14 / 4 / 1399] مهران آزاد شد، قلب امام شاد شد؛
[14 / 4 / 1399] حاج احمد متوسلیان سال ۶۲ شهید شده بود؟
[14 / 4 / 1399] فرمانده‌ای که در دل دشمن هم ترسی از معرفی خود ...
[14 / 4 / 1399] در دیدار دبیر ستاد حقوق بشر با خانواده‌ی شهید ا ...
[14 / 4 / 1399] موضوع تیرباران ۲ سال پیش مطرح شد؛
[14 / 4 / 1399] حقوق بشر آمریکایی به سبک حمایت از خونریزی جنایت ...
[15 / 4 / 1399] زندگی شهید قربانخانی شنیدنی شد؛
[14 / 4 / 1399] ۷ کتاب درباره زندگی و سرنوشت مبهم حاج احمد متوس ...

 

کدخبر: 72435
تاریخ انتشار: 3 تیر 1399 _08:33:48
فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) درباره ملاقات با شهید ایرج رستمی فرمودند: «سرتاپایش گل‌آلود بود، این پوتین‌ها گل‌آلود، بدنش خاک‌آلود، صورتش خسته، ریشش بلند، اما چهره را که نگاه کردم، دیدم مثل ماه می‌درخشد، نورانی بود. روز‌های قبل، من این حالت را در او ندیده بودم. معروف بود در دوران دفاع مقدس می‌گفتند فلانی نوربالا می‌زند. روشن است، یعنی بزودی شهید خواهد شد.»

 

تا شهدا؛ کتاب «آن سوی تنهایی» به قلم علیرضا اسفندیاری، یک داستان روایی و البته مستند از زندگی سراسر افتخار شهید سرلشکر «ایرج رستمی» است که برای جذب بیشتر مخاطب، کودکی تا شهادت این شهید بزرگوار را با بیانی دلنشین و ساده به تصویر می‌کشد و با برشی کوتاه از دوران کودکی آغاز و مخاطب را تا زمان شهادت ایشان با خودش همراه می‏‌کند.

همراهی «عفت حجاری» همسر شهید ایرج رستمی برای مستند شدن داستان‌ها و بهره‌گیری از اسناد مختلف در ارتش جمهوری اسلامی ایران به زیبایی کار افزوده است. نگاه ویژه‏ به زندگی شخصی شهید که تا امروز کمتر به آن پرداخته شده به ویژه سختی‏‌هایی که همسر در دوران حضور ایشان در جبهه‏‌های نبرد، شهادت و پس از آن به کار جلوه‌ای دیگر داده است.

 

فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

 

فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

این کتاب در قطع رقعی و ۳۰۰ صفحه با طراحی جلد «مژگان مظفری» به همت سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران آماده رونمایی خواهد شد و در اختیار قرار دادن به مشتاقان راه ایثار و شهادت قرار خواهد گرفت.

امیر شهید ایرج رستمی سال ۱۳۲۰ در شهر آشخانه مرکز شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی به دنیا آمد، او فرزند خانواده‌ای بود که عشق به اهل بیت (ع) و علمای اسلام در آن موج می‌زد. دوران تحصیلی را با موفقیت در آشخانه گذراند و پس از پایان تحصیل مقدماتی راهی سربازی در مشهد مقدس شد و با توجه به توانمندی‌های فردی به ارتش پیوست و برای خدمت به نیروی هوابرد شیراز منتقل شد و توانست به دانشگاه افسری نیز راه پیدا کند.

پس از پیروزی انقلاب و با گسترش دامنه آتش فتنه داخلی، از سوی ارتش به کردستان اعزام شد و در آن جا مسیر تازه‌ای در زندگی‌اش گشوده شد زیرا رشادت، ازخودگذشتگی و درایتش از دید تیزبین دکتر چمران مخفی نماند و این امر سبب آغاز یک دوستی تا پای جان بین آن دو شد.

شهید ایرج رستمی به همراه شهید چمران در کردستان مجروح و برای مداوا به تهران منتقل شد. وی پس از بهبودی به یکان خدمتی خود بازگشت و با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد. پس از چندی توسط وزارت دفاع مامور به همکاری با دکتر چمران شد و به همراه چمران ستاد جنگ‌های نامنظم را در جبهه‌های جنوب تشکیل داد که مسوولیت آن توسط دکتر چمران بر عهده شهید ایرج رستمی گذاشته شد.

فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

آنان با شکلدهی ستاد جنگ‌های نامنظم و طراحی چندین عملیات در منطقه ضربات سختی به دشمن وارد آوردند. در جریان هجوم دشمن به سمت سوسنگرد رزمندگان ستاد جنگ‌های نامنظم دهلاویه را که روستایی در غرب سوسنگرد است خط مقدم خود قرار دادند.

مدافعان دهلاویه ۱۰ روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت کردند تا این که در ۲۴ آبان ۱۳۵۹ دشمن با اشغال دهلاویه خود را به سوسنگرد رساند. پس از آن برای آزادسازی روستای دهلاویه عملیاتی با تلاش یک گردان از نیرو‌های سپاه و ستاد جنگ‌های نامنظم به فرماندهی شهید رستمی از دو محور روستای دهلاویه انجام گرفت و منجر به آزادی دهلاویه و عقب راندن دشمن تا یک کیلومتری شد.

سرانجام بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در حالی که شهید ایرج رستمی و همرزمانش درگیری سختی با دشمن بعثی داشتند بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن در منطقه دهلاویه به درجه رفیع شهادت نایل شد.

شهید چمران پس از اطلاع از شهادت یار دیرینش سریع خود را به منطقه رساند و در مورد شهید ایرج رستمی گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد اگر ما را هم دوست داشته باشد می‌برد». البته این دوری زیاد طول نکشید و شهید چمران نیز در همان منطقه با اصابت گلوله خمپاره ۶۰ به شدت مجروح شد که در حین انتقال به بیمارستان به شهادت رسید.

 

فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

 

رهبر معظم انقلاب در سفر سال ۹۱ خود به استان خراسان شمالی در جمع بسیجیان با ذکر خاطره‌ای پیرامون مراتب مجاهدت، ایثار و شجاعت شهید رستمی فرمودند: «سرتاپایش گل آلود بود، این پوتین‌ها گل آلود، بدنش خاک آلود، صورتش خسته، ریشش بلند، اما چهره را که نگاه کردم، دیدم مثل ماه می‌درخشد، نورانی بود. روز‌های قبل، من این حالت را در او ندیده بودم.

فرماندهی که رهبر معظم انقلاب نور شهادت را در چهره‌اش می‌دید

معروف بود در دوران دفاع مقدس می‌گفتند فلانی نور بالا می‌زند. روشن است، یعنی بزودی شهید خواهد شد. این نورانیت حضور بسیجی بود، این را من خودم مشاهده کردم، نه یک بار و نه دو بار، یک موردی که مربوط به همین استان شما است. بد نیست عرض کنم یک سرگرد ارتشی که بعد ما فهمیدیم ایشان اهل آشخانه است - سرگرد رستمی - به میل خود به صورت بسیجی آمده بود در مجموعه گروه شهید چمران آنجا فعالیت می‌کرد».

ابزار هدایت به بالای صفحه