شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[11 / 3 / 1399] چگونه دو برادر عراقی همزمان به شهادت رسیدند؟
[11 / 3 / 1399] توسط انتشارات راه یار؛
[11 / 3 / 1399] انتشار سیزدهمین چاپ «مجید بربری»؛
[11 / 3 / 1399] شهید رضا شریفی؛

 

کدخبر: 70931
تاریخ انتشار: 13 فروردین 1399 _12:30:42
دنباله‌رو راه شهدا باشید

شهید داود موسیوند حاجى آبادى در وصیت‌نامه خود آورده است: پشتوانه ولایت فقیه باشید و از امام خود اطاعت کنید و اطاعت از رهبر را یک وظیفه شرعى بدانید و دنباله رو راه شهدا باشید.

 

تا شهدا؛ شاهد شهود عرفانی شد و نقش هرچه خوبی را در چهارفصل گیتی نمایان کرد و چشم ستارگان آسمان را روشن، ققنوس هشت جنت که هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشود و فرشتگان را نوازشگر روح نابش کرد.

می‌خواهیم هر روز را با نامی و یادی از این ستاره‌ها،‌ شب کنیم و کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز؛ باشد که ادای دینی باشد بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و شجاعت... «برگ سبزی، تحفه درویش»، «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید».

تبرک لحظاتمان با شهید داود موسیوند حاجى آبادى:

بسم الله الرحمن الرحیم

 ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

با سلام به امام زمان حضرت مهدى(ع) و با درود و سلام  بر رهبر کبیر انقلاب اسلامى امام خمینى و با درود و سلام بر ولایت فقیه و با درود و سلام بر شهیدان اسلام، مجروحان، معلولان و اسیران و با درود و سلام بر خانواده خودم و خانواده شهدا، درود و سلام بر شهیدان کربلا مخصوصا سالار شهیدان حسین(ع).

چندین بار در جبهه‌هاى نور علیه ظلمت حضور پیدا کرده‌ام و این بار خواستم یک وصیتى به خانواده‌ام داشته باشم؛ مادر عزیز و برادرم از اینکه در بزرگ کردن من زحمات متعددى کشیده‌اید و به من اجازه دادید در جبهه‌هاى جنگ حضور پیدا کنم از شما ممنونم. مادرجان اگر خداوند این سعادت را نصیبم کرد شما هیچ گونه ناراحت و غمناک نبوده و در عزایم شیون نکنید و تحمل و استقامت داشته باشید که خداوند با صابران است.

مادرجان وقتى من احساس کردم که اسلام به خون من احتیاج دارد پس این جانم را در راهش فدا مى‌کنم و درد پاره پاره شدن پیکرم را می‌چشم و ضربه‌هاى زهرآگین دشمن را مى‌چشم تا در پاینده ماندن اسلام‌کمک کنم هر چند مرگ من مانند ریگى است در این بیایان و مانند قطره‌ای است در این دریا ولى تا آنجا که در توان دارم از اسلام دفاع مى‌کنم و از همه عزیزتر که جانم هست فدایش مى‌کنم.

برادرجان مادرم را تنها مگذارید و به او دلدارى بدهید و نگذارید زیاد گریه کند و افتخار کنید، زیاد ناراحت نباشید و از خدا بخواهید که خداوند این قربانى را از شما بپذیرد.

برادرانم و مادرم پشتوانه ولایت فقیه باشید و از امام خود اطاعت کنید و اطاعت از رهبر را یک وظیفه شرعى بدانید و دنباله‌رو راه شهدا باشید.

مادرجان می‌بخشید که من نتوانستم آن همه زحمت‌هاى شما را جبران کنم و این یک وظیفه‌اى بر گردن ما بود که باید آن  را ادا می‌کردم. امیدوارم که برایم گریه نکنى بلکه شادى کنى در آخر از تمام فامیل‌ها و همشهریانم براى من حلالیت بگیرید و از دوستانم هم.

یارب دلم از غم حسین محزون کن                     در سینه ما محبتش افزون کن
جز مهر حسین هر آنچه باشد به دلم                خون ساز و از راه دیده‌ام بیرون کن 

ابزار هدایت به بالای صفحه