شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

به اطلاع همراهان گرامی می رسانیم؛ تا شهدا مجموعه ای خودجوش و مردم نهاد است که تمام هزینه های آن به صورت مردمی و شخصی تامین می شود.


تا شهدا در طول ده سال فعالیتش به تولید و جمع آوری اطلاعات شهدا پرداخته، تلاش ما در این سایت برای حفظ آثار شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بوده است.


ولی امروزه سایت تا شهدا با مشکلات جدی مواجه شده است که در صورت برطرف نشدن این مشکلات اعم از (مالی، سرور سایت، طراحی، شرکت نرم افزاری،  سخت افزاری و...) ناچار به تعطیل کردن سایت خواهیم شد.


بنابراین از شما درخواست داریم در صورت تمایل برای مشارکت مالی جهت برپا ماندن سایت تا شهدا در حد توان ما را یاری فرمائید.


و پیشاپیش جهاد مالی شما را که مصداق "تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ" است, آن هم در روزگار غربت و گمنامی شهدا صمیمانه ارج می نهیم. و برایتان برکت، توفیق، طول عمر ، رضایت شهدا و رضایت امام زمان (عج) را آرزومندیم.

 

شماره کارت: 5894631555363282 به نام حامد کیهانی

 

 

کدخبر: 68749
تاریخ انتشار: 13 مهر 1398 _23:49:18
ماجرای لباس قرمزی که مادر شهید در تشییع فرزندش پوشید

مادر شهید شرق آزادی پس از بازگشت پیکر فرزند شهیدش بعد از سالها فراق، در سخنانی به بیان خاطراتی از این فرزند خود پرداخت.

 

تا شهدا؛ شهید «سید جمال‌الدین شرق آزادی» را بیشتر به نام حسین می‌شناختند تا جمال. 29 فروردین سال 1344 در تهران به دنیا آمد و در نوجوانی راهی جبهه‌های نبرد شد. او به عنوان نیروی تخریبچی از لشکر 10 سیدالشهدا (ع) بارها به جبهه رفت تا اینکه دوازدهم اسفند سال 62 در جزیره مجنون به شهادت رسید اما پیکرش در منطقه ماند تا اینکه پس از 15 سال در نتیجه تفحص نیروهای کمیته جست‌وجوی مفقودین شناسایی شد و در ایام فاطمیه (س) به خانه بازگشت و پیکرش را در قطعه 24 بهشت زهرا (س) به خاک سپردند.

شهید شرق آزادی بارها از سوی منافقین مورد سوءقصد قرار گرفت، اولین بار روی موتور بود که منافقین به رویش اسلحه کشیدند، دومین بار قصد داشتند با سیم او را خفه کنند که دوستانش سر رسیدند و منافقین فرار کردند و سومین بار بعد از آخرین مجروحیتش که در مسیر برگشت از بیمارستان به خانه بود، توسط منافقین مورد سوءقصد قرار گرفت ولی جان سالم به در برد.

مادر شهید جمال الدین شرق آزادی اظهار داشت: جمال 11 ساله بود که انقلاب شد. چهار بار زخمی و سه بار هم مورد سوءقصد از سوی منافقین قرار گرفت. با همان بدن زخمی در سال 61 به همراه حاج احمد متوسلیان به لبنان رفت. سال 62 بار دیگر مجروح شد. 17 بار عمل کرد و با جراحت و در حالی که دو عصا به دست داشت دوباره به منطقه رفت.

این مادر شهید در ادامه گفت: من و جمال فاصله زیادی با هم نداشتیم. مثل دو دوست با هم بودیم. جنگ چنان شروع شد که اصلا فرصتی پیش نیامد به او بگویم به جبهه نرو. خود من شانه به شانه فرزندم فعالیت کردم و در پشتیبانی جبهه مشغول فعالیت بودم.

وی ادامه داد: بارها از سوی ضد انقلاب هم خودم و هم فرزندم تهدید شدیم با این وجود سه کامیون 10 تنی از اقلام را به جبهه فرستادم.

این مادر شهید افزود: پسرم هر بار که به جبهه می‌رفت زیر گلویش را می‌بوسیدم. با اینکه به من می‌گفتند سن کمی دارد و نگذار برود اما من او را امانتی دست خودم می‌دیدم. وصیت کرده بود اگر شهید شد در روز تشییعش لباس مشکی نپوشم. من هم به وصیتش عمل کردم، در تشییع لباس قرمز پوشیدم و جلوی دسته تشییع‌کنندگان حرکت کردم، گفته بود اشک نریز و من هم اشکی نریختم.

وی در ادامه گفت: شهدای ما راه خود را انتخاب کردند ما هم به گفتارشان عمل کردیم آنچه وصیت کردند عمل کردیم امیدوارم خداهم از ما راضی باشد.

ابزار هدایت به بالای صفحه