شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

به اطلاع همراهان گرامی می رسانیم؛ تا شهدا مجموعه ای خودجوش و مردم نهاد است که تمام هزینه های آن به صورت مردمی و شخصی تامین می شود.


تا شهدا در طول ده سال فعالیتش به تولید و جمع آوری اطلاعات شهدا پرداخته، تلاش ما در این سایت برای حفظ آثار شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بوده است.


ولی امروزه سایت تا شهدا با مشکلات جدی مواجه شده است که در صورت برطرف نشدن این مشکلات اعم از (مالی، سرور سایت، طراحی، شرکت نرم افزاری،  سخت افزاری و...) ناچار به تعطیل کردن سایت خواهیم شد.


بنابراین از شما درخواست داریم در صورت تمایل برای مشارکت مالی جهت برپا ماندن سایت تا شهدا در حد توان ما را یاری فرمائید.


و پیشاپیش جهاد مالی شما را که مصداق "تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ" است, آن هم در روزگار غربت و گمنامی شهدا صمیمانه ارج می نهیم. و برایتان برکت، توفیق، طول عمر ، رضایت شهدا و رضایت امام زمان (عج) را آرزومندیم.

 

شماره کارت: 5894631555363282 به نام حامد کیهانی

 

 

کدخبر: 68399
تاریخ انتشار: 26 شهریور 1398 _21:18:29
نماز شکر خواندن با طعم شکنجه صدامیان

آزاده سید محمد سادات رضوی در یکی از خاطرات کتاب «نماز در اسارت» روایت می کند که چطور آزادگان مومن شکنجه های عراقی ها را تحمل می کردند و به شکرانه این تحمل نماز شکر می خواندند.

 

تا شهدا؛ کتاب «نماز در اسارت» عنوان اثری ۲۰۴ صفحه ای است که ستاد اقامه نماز سفارش تولید آن را داد و اکرم ارجح و فریده هادیان در سال ۸۴ آن را تکمیل کردند و از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شد. در این کتاب بیش از ۱۲۰ خاطره جالب از آزادگان به چاپ رسیده است و راوی هر خاطره هم مشخص است. مطالعه این اثر که تا کنون بارها تجدید چاپ شده است به خوبی سختی هایی که آزادگان در دوران اسارت متحمل می شدند و به ویژه مشقات آنها برای عبادت خداوند را نشان می دهد که مطالعه این خاطرات پس از سال ها نه تنها خالی از لطف نیست که حاوی درس های آموزنده است. 

در خاطره ای از آزاده سید محمد سادات رضوی درباره نماز شکر پس از شکنجه عراق ها در این کتاب آمده است: 

«هنگامی که بچه ها نماز شب می خواندند، چند نگهبان تعیین می کردیم تا چنانچه مامورین آمدند، فورا به بچه ها اطلاع دهند. شاید برخی تصور کنند که اسرا در طول روز کاری نداشتند و راحت می خوابیدند تا شبها برای نماز برخیزند، اما واقعیت چیز دیگری بود. اگر کسی می خواست بعد از ظهر بخوابد، سزایش شلاق بود. در طول روز، مطلقا از خواب خبری نبود، بلکه بیگاری بود و کارهای طاقت فرسا. و بیشتر به این دلیل که شبها بچه ها نتوانند از فرط خستگی بیدار شوند. اما نکته اینجا بود که اسرا هرچه بیشتر اذیت می شدند، بیشتر به نماز رو می آوردند.

اگر نماز شب لو می رفت، عراقیها بچه ها را یکی – یکی می بردند و روی سرشان گونی می انداختند و سپس با کابل آنها را می زدند. و ای کاش فقط کابل بود! گاهی سربازها با میله گرد آهنی به جان بچه ها می افتادند و پس از آن، به وسیله دستگاههای مخصوص شوک الکتریکی می دادند. به حدی که اکثرا از شدت درد ناشی از شوک بی هوش می شدند. موضوعی که بسیار تعجب آور بود این بود که آنها پس از به هوش آمدن، بلافاصله نماز شکر می خواندند که خدا طاقت تحمل شکنجه ها را به آنان داده است. اینجا بود که مامورین بعثی کلافه می شدند و در مقابل عظمت آنها که با تن خون آلود و کبود نماز می خواندند، احساس ذلت و خواری می کردند. بعضی از نگهابانها رها می کردند و می رفتند و برخی دیگر، همچون گرازی زخم خورده بدن مجروح بچه ها را زیر لگد می گرفتند.»

ابزار هدایت به بالای صفحه