شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[23 / 6 / 1398] در ایام شهادت آیت الله قدوسی، از مدیران کارآمد ...
[23 / 6 / 1398] یادبود شهید سید ناصر موسوی؛
[23 / 6 / 1398] حال و هوای متفاوت مداحان در جبهه؛
[24 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهیدبلال درویشی؛
[24 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهیدسید مرتضی احمدآبادی؛
[23 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهید محمدابراهیمی؛
[23 / 6 / 1398] برگرفته از وصیت‌نامه شهیداعرابی؛

 

کدخبر: 68247
تاریخ انتشار: 12 شهریور 1398 _10:32:18
ماجرای جرأت مثال زدنی یک شهید مدافع حرم

هر چه داد زدیم که نرود، گوش نکرد و رفت. داشتیم نگاهش می کردیم و هر لحظه منتظر بودیم که اتفاقی برایش بیفتد.

 

تا شهدا؛ شهید مدافع حرم «محمودرضا بیضایی» در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۶۰ در تبریز متولد شد و در روز ۲۹ دی سال ۱۳۹۲ در منطقه قاسمیه سوریه در راه دفاع از حرم اهل بیت (ع) توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.
بُرش هایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «تو شهید نمی شوی» توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گردآوری شده است را منتشر می کند.
روایت پنجاه و دوم 
بعد از شهادت، دو نفر از رزمندگان عراقی جبهه مقاومت آمدند تبریز برای زیارت مزار محمود، رزمندگان عراقی و سوری، محمودرضا را در سوریه به اسم مستعارش، حسین صدا می زدند. یکی از این دو رزمنده عراقی که مجروح هم بود، مدام وسط حرف هایش می گفت: «حسین، مجنون» و منظورش این بود که محمودرضا دیوانه بود!
در بین راه پرسیدم منظورش از اینکه می گوید حسین مجنون چیست؟ گفت: «ما در یکی از درگیری ها در سوریه دو تا شهید دادیم که به خاطر شدت درگیری موفق نشدیم پیکرهایشان را برداریم و بیاوریم عقب. تکفیری ها پیشروی کردند و پیکر شهدا روی زمین ماند. برای همین روحیه مان را از دست داده بودیم. حسین دید وقتی ما این طور هستیم و نمی جنگیم، رفت ماشینی را که آنجا بود روشن کرد و راه افتاد به سمت تکفیری ها. ما از این کاری که حسین کرد تعجب کردیم. هر چه داد زدیم که نرود، گوش نکرد و رفت.
داشتیم نگاهش می کردیم و هر لحظه منتظر بودیم که اتفاقی برایش بیفتد. حسین رفت و پیکر شهدا را برداشت و کشید داخل ماشین و با خودش آورد. کارش دیوانگی بود اما این کار را برای روحیه ما انجام داد».

ابزار هدایت به بالای صفحه