شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[23 / 6 / 1398] در ایام شهادت آیت الله قدوسی، از مدیران کارآمد ...
[23 / 6 / 1398] یادبود شهید سید ناصر موسوی؛
[23 / 6 / 1398] حال و هوای متفاوت مداحان در جبهه؛
[24 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهیدبلال درویشی؛
[24 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهیدسید مرتضی احمدآبادی؛
[23 / 6 / 1398] بازخوانی زندگی شهید محمدابراهیمی؛
[23 / 6 / 1398] برگرفته از وصیت‌نامه شهیداعرابی؛

 

کدخبر: 68046
تاریخ انتشار: 31 مرداد 1398 _12:26:57
ماجرای کشف گور دسته جمعی از نیروهای حزب‌اللهی

«خلیل رضایی» از نیروهای پیشمرگان کرد مسلمان خاطره‌ای از روزهای جنگ در کردستان را روایت کرد.

 

تا شهدا: خلیل رضایی از پیشمرگان کرد مسلمان در خاطرات خود از روزهای دفاع مقدس روایتی از روزهای درگیری در کردستان را روایت کرده است که آن را در ادامه می‌خوانید.

ما فقط برای خدمت به مردم آمدیم

به منظور پاکسازی محور دیواندره سنندج، سعادت نصیب من شد که در رکاب شهید صیاد شیرازی در این عملیات شرکت کنم.

در ابتدای مسیر حرکت، بعد از تونل اول از مسیر سنندج به ما اطلاع دادند که جنازه‌ای در زیر پل پیدا شده است. جنازه وضع بسیار فجیعی داشت. چشمان او را از حدقه در آورده و به جای آن سکه‌های 2 ریالی گذاشته بودند!

درباره موضوع به تحقیق و تفحص پرداختیم. معلوم شد جنازه متعلق به یکی از برادران حزب اللهی است که توسط ضدانقلاب به اسارت درآمده و پس از شکنجه‌های فراوان او را به شهادت رسانده‌اند. جنازه را به سنندج انتقال دادیم و به ادامه عملیات پرداختیم.

به محور هزار کانیان که رسیدیم، شهید صیاد شیرازی به من گفت: «آقای رضایی! موافقی اگر هزار کانیان پاکسازی شد، آقایان را مسلح نماییم و منطقه را به آنان واگذار کنیم؟» گفتم: «هر طور صلاح می دانید، عمل می کنیم.»

وقتی منطقه را پاکسازی کردیم، شهید صیاد شیرازی موضوع مورد نظر خود را با مردم در میان گذاشت. مردم اظهار رضایت نکردند و به صراحت رأی و نظر خود را گفتند. شهید صیاد شیرازی بسیار خوشحال شد و گفت: «ما فقط برای خدمت به شما به این منطقه آمده‌ایم و هیچ‌گاه نمی‌خواهیم شما را در تنگنا قرار دهیم. ان‌شاءالله ما پایگاهی را در اینجا مستقر می‌کنیم و مسؤولیت آن را به نیروهای خودمان محول می‌کنیم.»

ایشان با این اقدام انسانی و اسلامی کاری کردند که تعداد زیادی از مردم جذب انقلاب اسلامی شوند.

گور دسته جمعی

پس از آزادسازی شهر سنندج و بیرون راندن گروهک ها از آن، تعدادی از همرزمان برای گشت و جمع آوری اطلاعات به منطقه «سنگ سیاه قشلاق» رفته بودند که در آنجا یک گور دسته جمعی را پیدا کردند. موضوع را به سازمان اطلاع دادند. به اتفاق چند تن از همرزمان به آنجا رفتیم. در داخل گور جنازه سه جوان وجود داشت که متلاشی شده و قابل شناسایی نبودند. چون از همان ابتدای پاکسازی شهر سنندج تعدادی از خانواده ها مراجعه کرده و موضوع گم شدن فرزندانشان را اطلاع داده بودند، اطلاعیه ای دادیم و درخواست کردیم برای شناسایی جنازه ها بیایند. وقتی آمدند مشخص شد جنازه‌ها متعلق به سه تن از برادران نمکی است که به خاطر تدریس قرآن و دفاع از مقدسات دینی توسط گروهک‌ها به شهادت رسیده بودند.

ابزار هدایت به بالای صفحه