شهدا

دفاع‌مقدس

عکس‌ شهدا

[30 / 4 / 1398] انتشارات شهید کاظمی به زودی کتاب «در جست‌وجوی م ...
[30 / 4 / 1398] وحشت منافقین از شهید ادیبان؛
[29 / 4 / 1398] فرزند شهید رمضانعلی ایراندوست؛
[29 / 4 / 1398] گزارشی از شب خاطره قطعنامه ۵۹۸ در دوره آموزشی ا ...
[29 / 4 / 1398] در گفت‌وگوی با همرزم شهید «ملا» مطرح شد؛
[29 / 4 / 1398] روایت یک جانباز از لحظه مجروحیتش؛
[29 / 4 / 1398] مروری بر علل پذیرش قطعنامه ۵۹۸؛
[30 / 4 / 1398] گفت‌وگویی با فرزند شهید سردار حاصل احمدی؛

 

کدخبر: 66789
تاریخ انتشار: 15 تیر 1398 _15:41:44
کلاس درس اردوگاه اسرا و استاد قرائتی بچه‌های آزاده

کلاس‌های درس نهضت سوادآموزی تمام اردوگاه‌های عراق را فراگرفته بود و «حبیب شریفات» نیز در این بین برای باسواد شدن بچه‌ها برنامه‌ریزی می‌کرد.

 

تا شهدا: اتفاقات و ماجراهای اسارت تنها در شکنجه و عذاب و سختی اسرای ایرانی در بند اردوگاه‌های رژیم بعث خلاصه نمی‌شود، رزمنده‌هایی که روزی با ایمان و اقتدار راسخ پا به میدان جهاد گذاشته بودند با آغاز فصل اسارت میدان جدیدی از مبارزه را پیش روی خود می‌دیدند که اگرچه سخت‌تر و دردناک‌تر از حضور در میدان های نبرد بود اما برکات و انسان‌سازی‌هایی را در پی داشت که با آنان کمک کرد تا شرایط دشوار تحمیل شده را بگذرانند.

حمیدرضا قنبری از اسرای جنگ تحمیلی و از پزشکانی است که چند سال از جوانی خود را در اردوگاه های دشمن بعثی گذراند. او خاطره‌ای از آن دوران و فعالیت‌های اسرا در بحث کسب علم و دانش را روایت کرده است که در ادامه می‌خوانید.

«حبیب شریفات» مردی که پیش از اسارت از مشاوران پرورشی در وزارت آموزش و پرورش بود و در طول شش سال اسارت خود در اردوگاه موصل ۲ و ۱ سال در اردوگاه موصل ۱ همواره دغدغه فرهنگی داشت و یک آن، از آن چند سال را در غفلت از این موضوع نگذراند.

حبیب شریفات از دیار خوزستان آمده بود. او از نخستین نفراتی بود که به محض ورود به اردوگاه موصل۲ در آبان ۱۳۶۶، با او آشنا شدم و برای همکاری در امور فرهنگی، به او دست یاری دادم. حبیب شریفات را در قامت مسوول احکام و مسوول نهضت سوادآموزی اردوگاه یافتم. از همنشینی با او بسیار لذت می‌بردم. فعالیت‌های او مرا به یاد استاد قرائتی می‌انداخت که می‌گفت من مسوول بی‌نمازها و بی سوادها هستم. حبیب شریفات را من قرائتی اردوگاه موصل می‌دانم، هم به نماز بچه‌ها کار داشت و برای آن برنامه ریزی می‌کرد و هم به سوادشان. امور احکام اردوگاه را «شورای روحانیت» مدیریت و هدایت می‌کرد. احکام، شامل مسائل مبتلابه و ضروریی بود که ما در شرایط اسارت لازم داشتیم و بر مبنای فتوای فقهی مراجع به خصوص حضرت امام خمینی(ره) باید نگارش و آموزش عمومی داده می‌شدند.

همه‌ی لحظات او سرشار از لطف و کرامت به اسرا بود. دغدغه آموزش احکام و سوادآموزی در سراسر وجود آن مرد الهی موج می‌زد. کلاس‌های نهضت سوادآموزی تمام اردوگاه را فرا گرفته بود. از کلاس اول تا پنجم دبستان، برای بی سوادان و کم سوادان.

پیش از رسیدن کتاب‌ها توسط صلیب سرخ همه کتاب‌های درسی توسط یک تیم آموزشی تدوین شد. محمدجواد اسکافی و سحرخیز در آن تیم شرکت داشتند. پس از کتاب‌های دروس ابتدایی، سراغ کتاب‌های علوم و ریاضی دوره سه ساله راهنمایی رفتند و آن‌ها هم تدوین شدند. آن کتاب‌های اصلی، بعدا توسط ‌صلیب سرخ آوردند و کلاس‌ها جان و رونق و سرعت مضاعفی پیدا کرد.

همان روزهای اولی که در آبان ۱۳۶۶ من به اردوگاه موصل ۲ وارد شدم، در آن جمعیت انبوه اسرای ناشناس حبیب شریفات را یافتم. آن روزها به تازگی کتاب‌های علوم و ریاضی دوره سه ساله راهنمایی و کتاب های اختصاصی دوره چهار ساله دبیرستان در رشته تجربی، شامل ریاضیات هندسه مثلثات فیزیک و شیمی توسط صلیب آمده بودند. علی اکبر سراج هم به صحنه آمد و تألیف کتب بینش دینی هر چهار سال دبیرستان را به عهده گرفت. ربی هم آمد. عنایت استاد شریف با گروه خطاطان و نقاشان هم وارد میدان شدند. کار بسیار زیبا بود من هم تصمیم گرفتم در زمینه‌ی آموزش دروس اختصاصی دوره‌ی چهارساله دبیرستان به اسرای مشتاق و داوطلب حبیب را یاری کنم.

ابزار هدایت به بالای صفحه